فیسکوب ایرانیان - mina35 - mina
سلام دوست عزيز،
به شبکه اجتماعي فیسکوب ایرانیان خوش آمديد. براي استفاده از تمام امکانات شبکه ، شما بايد عضو اين سايت باشيد.
عضويت در شبکه اجتماعي فیسکوب ایرانیان رايگان است و هميشه هم رايگان خواهد ماند!
براي عضويت بر روي اين [لينک] کليک کنيد.


mina
مدت زمان عضویت: 1 سال و 1 ماه و 21 روز و 3 ساعت و 11 دقيقه قبل


124
نام کاربری: mina35
نام واقعی: mina

mina 
mina

چندسال بعد...
در یک روز زمستانی..
درخیابانی شـــلوغ..
آرام و بی صدا..
از کنارهم رد میشویم...
بوی عطر آشنایی ب مشامم میخورد..
بویی از جنس غم..
بغض گلویم راچنگ میزند
ناگهان..
صدایم میکنی...
می ایستم..
مثل دوران نوجوانی 
دخترکی شاد ...
انگار بار غم تمام این سالها
از دوشم خالی میشود ...
برمیگردم..
لبخند رو لبم بغض میشود
دخترکی کوچک هم نام من را صدامیکنی
روی زمین افتاده و گریه میکند...
بغض میکنم
گوشه ای می ایستم
و نگاه میکنم به تو و دخترکی کوچک هم نام من...
چقدر دیر شده...
چقد دیر رسیده ام...
دخترکت هم نام من شده..
وتو میخندی ...
و تو خوشبخت خوشبختی..
و من...تنهاوتنهاتر...
وخیره به تو ..
شایدهم عاشق تر

2

این مطلب را پسند کرده اند.
mina 
mina


گــاهــی

بیا به آرامگهِ واژه های من







اینجا

دلی برای دوست داشتنت

پر کشیده است ....

4

این مطلب را پسند کرده اند.
mina 
mina

آنقدر "دوستت دارم"ها
"دلتنگى"ها
"خاطرات"
به زبان هاى گوناگون روى قلمها چرخيده
كه ترجيح ميدهم
قلم را زمين بگذارم و
تمامِ آشوب هاى دلم را كنارِ گوشَت
نجوا كنم
بودنت را لازم دارم،
براى چند دقيقه ابرازِ دلتنگى...
ديگر كافيست،
هر آنچه خواندى و به رويَت نياوردى!!!

2

این مطلب را پسند کرده اند.
mina 
mina

روزها با فکر او دیوانه ام ، شب بیشتر
هر دو دلتنگ همیم ، اما من اغلب بیشتر

باد می گوید که او آشفته گیسو دیدنی ست
شانه می گوید که با موی مرتب بیشتر !

پشت لحن سردخود ، خورشید پنهان کرده است
عمق هذیان می شود با سوزش تب بیشتر

حرف هایش از نوازش های او شیرین تر است
از هر انگشتش هنر می ریزد ، از لب بیشتر

یک اتاق و لقمه ای نان و حضور سبز او
من چه میخواهم مگر ازاین مکعب بیشتر ......

2

این مطلب را پسند کرده اند.
mina 
mina

غزلی ناب تر از چشم تو انشا نشده
شاعری چون لب شیرین تو پیدا نشده

هیچ کس مثل تو انگیزه اشعارم نیست
هیچ کس مثل من از عشق تو رسوا نشده

آنچنان پرشده از حجم حضورت دل تنگ
که پس از تو احدی در دل من جا نشده

در همان لحظه ی اول که نشسته به دلم
تا همین آن سرودن غم تو پا نشده

خواستم بوسه بچینم، نه بکارم گل من!
بر لب باغچه ات قسمتم اما نشده

راستی ماه به تو رفته کمی دقت کن
متمایل شده سمت تو ثریا، نشده؟

زهره دیشب به نگاه تو حسادت میکرد
چشم بهرام که بر صورت تو وا نشده؟

در دلم بود که یک بار شبی تا دم صبح
گوشمان را بسپاریم به دریا...نشده

با خیال تو غزل پشت غزل یعنی که...
"بعد تو هیچکسی این همه تنها نشده"

4

این مطلب را پسند کرده اند.
mina 
mina

اصلاحواسم نبودپاییزشده
اصلاحواسم نبود
سمفونی برگهادرحال نواختن است
حواسم نبود #باران میبارد!
حواسم نبودخیابان،دنج شده

میبینی؟تورفته ای ومن
حواسم به هیچ چیزنیست ‍ ‍ به یقین خواهی آمد،شاید همین فردا، با پاییز و باران!!با صدای قرص پاهایت، که فریاد میزند: "آمده ام که بمانم برایت تا آخرین برگ ریزان زندگی !میدانم خواهی آمد، آرامش پاییزی ام"

2

این مطلب را پسند کرده اند.
mina 
mina

ﻣﻨﻢ ﺣﺎﻝ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺩﺍﺭﻡ ﻧﮕﺎﻫﻢ ﮐﻦ ﻫﺮﺯﮔﺎﻫﯽ
ﮐﻨﺎﺭﻡ ﺑﺎﺵ ﺍﮔﺮ ﺑﺮ ﻗﺪﺭﺕ ﺍﯾﻦ ﻋﺸﻖ ﺍﮔﺎﻫﯽ

ﺭﻫﺎﯾﻢ ﮐﻦ ﺩﺭﻭﻥ ﺩﺷﺖ ﺑﯽ ﭘﺎﯾﺎﻥ ﺍﻏﻮﺷﺖ
ﺩﺭﺳﺖ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺯﺍﻏﯽ ﮐﻪ ﭘﻨﯿﺮﺵ ﺩﺍﺩ ﺭﻭﺑﺎﻫﯽ

ﭼﺮﺍ ﮔﺎﻫﯽ، ﻟﺒﺎﻧﺖ ﺍﻋﺘﯿﺎﺩ ﺍﻭﺭﺩﻩ ﻓﮑﺮﻡ ﺑﺎﺵ
ﮐﻪ ﻣﻌﺘﺎﺩﻡ ﺑﻪ ﺩﯾﺪﺍﺭﺕ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﭼﺸﻢ ﺑﺮ ،ﺭﺍﻫﯽ ،

ﭘﺮ ﺍﺯ ﺩﻟﺘﻨﮕﯽ ﺍﻡ ﺑﺎ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺩﺭ ﻗﺼﺮ ﺗﻮ ﺍﺯﺍﺩﻡ
ﺑﺮﻡ ﮔﺮﺩﺍﻥ ﺧﺮﯾﺪﺍﺭﻧﺪﻣﻦ ﺭﺍ ﮔﻮﺷﻪ ﯼ ﭼﺎﻫﯽ

ﺗﻔﺎﻭﺕ ﻫﻢ ﻧﺪﺍﺭﺩ ﺧﻮﺏ ﺑﺎﺷﻢ ﯾﺎ ﮐﻪ ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ
ﻧﻪ ﻣﯿﺮﯼ ﻭ ﻧﻪ ﻣﯿﻤﺎﻧﯽ ﻭ ﻣﻦ ﺩﺭﮔﯿﺮ ﮔﻤﺮﺍﻫﯽ

ﮐﺸﯿﺪﻡ ﻧﻘﺸﯽ ﺍﺯ ﺭﻭﯾﺖ ﺩﺭﻭﻥ ﺩﻓﺘﺮﯼ ﮐﺎﻫﯽ
ﺗﺮﮎ ﺑﺮﺩﺍﺷﺖ ﺍﺣﺴﺎﺳﻢ ﻭﺍﻣﺪ ﺑﻪ ﻫﻮﺍ ﺧﻮﺍﻫﯽ

ﺑﺮﺍﯾﺖ ﺷﻌﺮ ﮔﻔﺘﻢ ﺗﺎ ﺑﺪﺍﻧﯽ ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﻡ
ﻣﻨﻢ ﺣﺎﻝ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺩﺍﺭﻡ ﻧﮕﺎﻫﻢ ﮐﻦ ﻫﺮﺯ ﮔﺎهی


4

این مطلب را پسند کرده اند.
mina 
mina

دفترم باز ورق می‌خورَد آرام آرام
می‌رسد دوره‌ی اندوه به فرجام آرام

می‌دوَد در تن من گرمی حس‌انگیزی
آفتاب آمده انگار لب بام آرام

تن تهی می‌شود از جان و دلم پُرآشوب
تا به دستان تو لبریز شود جام آرام

من همانم که به تو هرچه که نزدیک شدم
دور شد از دل من غصّه به هر گام، آرام

«دوستت دارم»ِ من قطره‌‌ای از عشق تو بود
که چکید از قلمم توی غزل‌هام، آرام!

همه‌شب دلهره دارم که مبادا بروی
طی شود کاش که بی‌واهمه ایّام آرام

بی تو آشوبم و غیر از تو کسی جایز نیست
که شود بعد تو، با او دلِ ناکام، آرام ...


2

این مطلب را پسند کرده اند.
mina 
mina

سخت است که معتاد نگاهی شده باشی
دیوانه ی چشمان سیاهی شده باشی

اینکه پسر رعیت ده باشی و آنوقت-
دلداده ی تک دختر شاهی شده باشی

در پیچ و خم عشق به سختی به در آیی-
از چاله، ولی راهی چاهی شده باشی

از دور تو را محکم و چون کوه ببینند
در خویش شبیه پر کاهی شده باشی

مانند دلیری که به دستش سپری نیست
بازیچه ی دستان سپاهی شده باشی

یـک عُمر بجنگی و در آخــر نتوانـی -
تا نااامزد آن که بخاهی شده باشی

سخت است که ماه تو سراغ تو نیایـد
آنگاه که در حوضچه ماهی شده باشی

3

این مطلب را پسند کرده اند.
mina 
mina

دوستت دارم عزیزم ، دلبر زیبای من
آشنای هر شب من ، عاشق شیدای من

من به شوق دیدن تو آمدم قدری بمان
باز هم با رفتنت مشکن دل تنهای من

داده ام در هجر تو عقل و شدم دیوانه ات
بعد تو تنهايي و خلوت شده ماوای من

در ره عشق تو دیگر گشته ام بیمار دل
از غمت زخمي نشسته بردل و سیمای من

هر نفس از یاد تو در سینه غوغا میکنم
ای نشسته در دل من ، چشم تو رویای من

در امید وصل تو چون شمع مي سوزم شبي
مي شود شب تا سحر اشك غمت هم پای من

با همین نامهرباني عاشقت هستم ولي
رفته ای و دل بریدی از من و دنیای من ....

mina 
mina



تا بوده همین بوده #نگاهـی به نگاهـی
می افتد و می سوزد دل در #تب_آهی

من را به تو این نذر و دعاها نرساندند
ای کاش مهیا بشود گاه گناهی

من لالم و این حجم ورم کرده دهان نیست
زخمی است که وا می شود از عشق_تو گاهی

دو بافه_کن و بر دو سر شانه بیاویز
من باشم و تردید بر آغاز_دوراهی

بر زلزله جامانده کسی خرده نگیرد
می ترسد از دیدن هر سقف_و_پناهی

لبخند_بزن سرخ لب من که منوط است
زیبایـی_هـر_تنـگ_به_رقصیـدن_ماهـی

3

این مطلب را پسند کرده اند.
mina 
mina

.يادش بخير. |______

خاله بازی کن به رسم کودکی....
با همان چادر نماز پولکی...
طعم چای و قوری گلدارمان!!!!
لحظه های ناب بی تکرارمان!!!!
غصه هرگز فرصت جولان نداشت!!!!
خنده های کودکی پایان نداشت!!!!!

هرکسی رنگ خودش, بی شیله بود!!!!
ثروت هر بچه قدری تیله بود!!!!
ای شریک نان و گردو و پنیر !!!!
همکلاسی ! باز دستم را بگیر!!!!
مثل تو دیگر کسی یکرنگ نیست!!!!!
آن دل نازت برایم تنگ نیست؟؟؟؟

2

این مطلب را پسند کرده اند.
mina 
mina

تا زمانی که رسیدن به تو امکان دارد
زندگی درد قشنگیست که جریان دارد

زندگی درد قشنگیست به جز شبهایش
که بدون تو فقط خواب پریشان دارد

یک نفر نیست تو را قسمت من گرداند؟
کار خیر است اگر این شهر مسلمان دارد!

خواب بد دیده ام ای کاش خدا خیر کند
خواب دیدم که تو رفتی،بدنم جان دارد!

شیخ و من هر دو طلبکار بهشتیم،ولی
من به تو، او به نماز خودش ایمان دارد

اینکه یک روز مهندس برود در پی شعر
سر و سریست که با موی پریشان دارد

"من از آن روز که در بند توام" فهمیدم
زندگی درد قشنگیست که جریان دارد

1

این مطلب را پسند کرده اند.
mina 
mina

نیمی از جان مرا بردی ، محبت داشتی
نیم باقی مانده هم هروقت فرصت داشتی..

بر زمین افتادم و دیدم سراغم آمدی
دست یاری چیست؟! سودای غنیمت داشتی!

خانه ای از جنس دلتنگی بنا کردم ولی
چون پرستو ها به ترک خانه عادت داشتی..

زخم خوردم گاهی از ایشان و گاه از چشم تو
با رقیبان بر سر جانم رقابت داشتی..

ای که ابرویت به خون ریزی کمر بسته ست!
کاش ، اندکی در مهربانی نیز همت داشتی!


5

این مطلب را پسند کرده اند.

1

این مطلب را داغ کرده اند.
mina 
mina

تکلم می کند باران
چنان با مرغ احساسم
چه زیبا رشته می بافد
به شیشه دانه الماسم
چو کودک از پی مادر
نگاهم خانه می جوید
از آنسو می رسد ابری
ز شادی دانه می روید

چه زیبا می شود باران
اگر بر شیشه می لغزد
تمام حس سر سبزم
برای بیشه می رقصد
کویر از حس سبز ما

به باران میرسد پایش
به خواب تشنه ای شاید
بُوَد یک «قطره» دریایش..


2

این مطلب را پسند کرده اند.

آخرین بازدیدکنندگان

(823دفعه)
ابتدا وارد سایت شوید .

دعوتنامه

mina کسی رابه جامعه مجازی فیسکوب ایرانیان معرفی نکرده است.