فیسکوب ایرانیان - ___tanhaytanha___ - @sinatanhaytanha 
سلام دوست عزيز،
به شبکه اجتماعي فیسکوب ایرانیان خوش آمديد. براي استفاده از تمام امکانات شبکه ، شما بايد عضو اين سايت باشيد.
عضويت در شبکه اجتماعي فیسکوب ایرانیان رايگان است و هميشه هم رايگان خواهد ماند!
براي عضويت بر روي اين [لينک] کليک کنيد.


@sinatanhaytanha
مدت زمان عضویت: 1 سال و 2 ماه و 12 روز و 1 ساعت و 12 دقيقه قبل
تنهای تنها [درباره]
خدا [علاقه]

1851
نام کاربری: ___tanhaytanha___
نام واقعی: @sinatanhaytanha

@sinatanhaytanha 
@sinatanhaytanha

یک دختره دعوتم کرد گروهش
اسم گروه این بود:
چت=حذف . متن=حذف . جوک=حذف . عکس=حذف
بعد از مدتی نوشتم:

چیکار کنیم اینجا پس..؟؟؟؟
اول حذفم کرد
بعد تو pv گفت:
این گروه رو درست کردم فقط برای آرامش و سکوت..

سینا تنهای تنها
@sinatanhaytanha 
@sinatanhaytanha

حوصلم پوکید کسی نیست گپ بزنیم .شب خوش بای

سینا تنهای تنها
@sinatanhaytanha 
@sinatanhaytanha

دنیای مجنونی بجز لیلا ندارد
لیلاتراز لیلای من دنیا ندارد

معشوقه بسیار است اما در جنونم
چیزی به غیر از عشق لیلا جا ندارد

زیبا تر از یک "دوستت دارم " ز لیلا
لیلا به لبهای خودش حتی ندارد

بی عشق، خلقت فلسفه تاریخ ، انسان
دارد ولی آنقدرها معنا ندارد

من را به هم میریزد از تو یک اشاره
دریای قلبم غیر تو موسی ندارد

یک "با تو میمانم " بگو تا من بمانم
ماندن برای تو اگر ! اما ! ندارد..

سینا تنهای تنها

4

این مطلب را پسند کرده اند.
@sinatanhaytanha 
@sinatanhaytanha

ﺍﯾﻦ ﺷﻌﺮ ﻋﺠﯿﺐ ﺑﻪ ﺩﻟﻢ ﻧﺸﺴﺘﻪ،تقدیم به تو

ﺍﻣﺸﺐ ﻏﻢ ﺩﯾﺮﻭﺯ ﻭ ﭘﺮﯾﺮﻭﺯ ﻭ ﻓﻼﻥ ﺳﺎﻝ ﻭ ﻓﻼﻥ ﺣﺎﻝ ﻭ ﻓﻼﻥ ﻣﺎﻝ ﮐﻪ ﺑﺮ ﺑﺎﺩ ﻓﻨﺎ ﺭﻓﺖ
" ﻧﺨﻮﺭ "
ﺟﺎﻥ ﺑﺮﺍﺩﺭ ﺑﻪ ﺧﺪﺍ ﺣﺴﺮﺕ ﺩﯾﺮﻭﺯ ﻋﺬﺍﺏ ﺍﺳﺖ .
ﻣﺮﺩﻡ ﺷﻬﺮ ﺑﻪ ﻫﻮﺷﯿﺪ .... ؟
ﻫﺮ ﭼﻪ ﺩﺍﺭﯾﺪ ﻭ ﻧﺪﺍﺭﯾﺪ ﺑﭙﻮﺷﯿﺪ ﻭ ﺑﺮﻗﺼﯿﺪ ﻭ ﺑﺨﻨﺪﯾﺪ ﮐﻪ ﺍﻣﺸﺐ ﺳﺮ ﻫﺮ ﮐﻮﭼﻪ ﺧﺪﺍ ﻫﺴﺖ .
ﺭﻭﯼ ﺩﯾﻮﺍﺭ ﺩﻝ ﺧﻮﺩ ﺑﻨﻮﯾﺴﯿﺪ ﺧﺪﺍ ﻫﺴﺖ .
ﻧﻪ ﯾﮏ ﺑﺎﺭ ﻭ ﻧﻪ ﺩﻩ ﺑﺎﺭ ﮐﻪ ﺻﺪ ﺑﺎﺭ ﺑﻪ ﺍﯾﻤﺎﻥ ﻭ ﺗﻮﺍﺿﻊ ﺑﻨﻮﯾﺴﯿﺪ
" ﺧﺪﺍ ﻫﺴﺖ "
ﺳﺮ ﺁﻥ ﺳﻔﺮﻩ ﺧﺎﻟﯽ ﮐﻪ ﭘﺮ ﺍﺯ ﺍﺷﮏ ﯾﺘﯿﻢ ﺍﺳﺖ
" ﺧﺪﺍ ﻫﺴﺖ "
ﭘﺸﺖ ﺩﯾﻮﺍﺭ ﮔﻠﯽ ﭘﯿﺮﺯﻧﯽ ﮔﻔﺖ :
" ﺧﺪﺍ ﻫﺴﺖ "
ﺁﻥ ﺟﻮﺍﻥ ﺑﺎ ﻫﻤﻪ ﺧﺴﺘﮕﯽ ﻭ ﺩﺭ ﺑﻪ ﺩﺭﯾﻬﺎ ﺳﺮ ﺗﻌﻈﯿﻢ ﻓﺮﻭ ﺑﺮﺩ ﻭ ﭼﻨﯿﻦ ﮔﻔﺖ :
" ﺧﺪﺍ ﻫﺴﺖ "
ﮐﻮﺩﮐﯽ ﺭﻓﺖ ﮐﻨﺎﺭ ﺗﺨﺘﻪ !.....
ﮔﻮﺷﻪ ﺗﯿﺮﻩ ﺍﯾﻦ ﺗﺨﺘﻪ ﻧﻮﺷﺖ : ﺩﺭ ﺩﻝ ﮐﻮﭼﮏ ﻣﻦ ﺩﺭﺩ ﺯﯾﺎﺩ ﺍﺳﺖ ﻭﻟﯽ ﯾﺎﺩ
" ﺧﺪﺍ ﻫﺴﺖ "
ﻣﺎﺩﺭﯼ ﮔﻔﺖ : ﺩﻟﻢ ﻣﯽ ﻟﺮﺯﺩ !
ﮐﻮﺩﮐﺎﻧﻢ ﭼﻪ ﺑﭙﻮﺷﻨﺪ ..... ؟
ﭼﻪ ﺑﮕﻮﯾﻢ ﮐﻪ ﺑﺪﺍﻧﻨﺪ ﻧﺪﺍﺭﯼ ﺩﺭﺩ ﺍﺳﺖ !
ﭘﺪﺭ ﺍﺯ ﺷﺮﻡ ﺳﺮﺵ ﭘﺎﯾﯿﻦ ﺑﻮﺩ !.....
ﺯﯾﺮ ﻟﺐ ﺯﻣﺰﻣﻪ ﻣﯽ ﮐﺮﺩ !......
" ﺧﺪﺍ ﻫﺴﺖ

سینا تنهای تنها

1

این مطلب را پسند کرده اند.
@sinatanhaytanha 
@sinatanhaytanha

ملانصرالدین وقتی وارد طویله میشد
به خرش سلام
میکرد....
گفتن :
ملا این که خره
نمیفهمه که سلامش میکنی...!!!
گفت :
اون خره ولی من آدمم
من آدم بودن خودم رو ثابت میکنم،
بذار اون نفهمه....!!!

حالا اگه به کسی احترام گذاشتی
حالیش نبود،
اصلا ناراحت نباشید
شما آدم بودن خودتون رو ثابت کردید
بذار اون نفهمه...

سینا تنهای تنها

4

این مطلب را پسند کرده اند.
@sinatanhaytanha 
@sinatanhaytanha

ساقي به پياله باده كم مي ريزي

اين ميكده را چرا به هم مي ريزي؟!



از گردش ساغرت شكايت دارم

آسوده بريز! بنده عادت دارم



با خستگي آمدم؛ فرح مي خواهم

سجاده و تسبيح و قدح مي خواهم



ما قوم عجم به باده عادت داريم

بر پيرمغان «علي» ارادت داريم



بر طايفه مان نگاه حق معطوف است

ميخانه ي شهر طوس ما معروف است



من اهل ري ام ؛ مست ولي اللهم

يك خمره مي ِ سفارشي مي خواهم



در روز ازل كه دل به آدم دادند

فرياد زدم؛ پياله دستم دادند



فرياد زدم : علي - پناهم دادند

اينگونه به اين ميكده راهم دادند



با ديدن اين شوق عناياتي كرد

لبخند علي مرا خراباتي كرد



من مست ِ مِي ابوترابم يك عمر

سرزنده به نشئه ي ِ شرابم يك عمر



يك ثانيه بي شراب نتوانم زيست

در مذهب ما حلال تر از مِي نيست



جامي بده لب به لب، خرابم ساقي

از مشتريان خوش حسابم ساقي



ساقي بده باده اي كه گيرا باشد

از خُم كهنسال تولا باشد



ساقي بده باده اي كه روشن باشد

خوشرنگ و زلال و مردافكن باشد



زُهاد پر از افاده را دلخور كن

با نام خدا پياله ها را پر كن



بد مستي ِ من قصه ي پر دنباله است

زيرِ سرِِ باده اي صد و ده ساله است



اين بزم مرا اهل سخن مي سازد

تنها مِي كوثري به من مي سازد



من معتقدم باده سرشتي دارد

انگور نجف طعم بهشتي دارد



می داخل خُم سینجلی می گوید

قُل می زند،علی علی می گوید



هُوهُوي ِ تمام خمره ها را بشنو

تفسير شگرف « هل اتي» را بشنو



با تلخي اين دُرد، رطب مي چسبد

با حال خوشم توبه عجب مي چسبد

# />
گويم به تو حرف عشق بي پرده علي

اين شور، مرا به رقص آورده علي



با غصه و غم عجب وداعي دارم!

سرمست توام! چه خوش سماعي دارم!



هوُ هوُ نكنم ؛ جنون مرا مي گيرد

اين دل به هواي كربلا مي گيرد

سینا تنهای تنها

1

این مطلب را پسند کرده اند.
@sinatanhaytanha 
@sinatanhaytanha

دست‌هايت را که در دستش گرفت آرام شد

تازه انگاري دلش راضي به اين اسلام شد

دست‌هايت را گرفت و رو به مردم کرد و گفت:

مومنين! ( يک لحظه اينجا يک تبسم کرد و گفت

خوب مي‌دانيد در دستانم اينک دست کيست؟

نام او عشق است، آري مي‌شناسيدش : علي ست (۱)

من اگر بر جنگجويان عرب غالب شدم

با مددهاي علي ابن ابي طالب شدم

در حُنين و خيبر و بدر و اُحُد گفتم: علي

تا مبارز خواست «عمرِو عبدِوُد» گفتم: علي

با خدا گفتم: علي، شب در حرا گفتم: علي

تا پيام آمد بخوان «يا مصطفي»! گفتم: علي

هر چه مي‌گويم علي، انگار اللّهي ترم

مرغ «او ادني»ييم وقتي که با او مي‌پرم

مستجار کعبه را ديدم، اگر مُحرِم شدم

با «يَدُ الله» آمدم تا «فُوقِ اَيديهِم» شدم

تا که ساقي اوست سرمستند «اصحابُ اليمين »(۲)

وجه باقي اوست، «اِنّي لا اُحبُّ الافِلين»

دست او در دست من، يا دست من در دست اوست

ساقي پيغمبران شد يا دل من مست اوست

يکصد و بيست و چهار آيينه با هر يک هزار ـ

ساغر آوردند و او پر کرد با چشمي خمار

آخرين پيغمبر دلداده‌ام در کيش او

فکر مي‌کردم که من عاشقترينم پيش او

دختري دارم دلش درياي آرامش، ولي

شد سراپا شور و توفان تا شنيد اسم علي

کوثري که ناز او را قلب جنت مي‌کشيد

ناگهان پروانه‌ شد دور سر حيدر ‌پريد

روزگارش شد علي، دار و ندارش شد علي

از ازل در پرده بود آيينه دارش شد علي

رحمتٌ للعالمينم گرد من ديو و پري

مي‌پرند و من ندارم چاره جز پيغمبري

بعد از اين سنگ محک ديگر ترازوي علي است

ريسمان رستگاري تارِ گيسوي علي است

من نبي‌اَم در کنارم يک «نبأ» دارم «عظيم»

طالبان «اِهدنا» اينهم «صراطَ المستقيم»

چهره‌اش مرآتِ «ياسين»، شانه‌هايش «مُحکمات»

خلوتش «والطور»، شور مرکبش «والعاديات»

هر خط قرآنِ من، توصيفي از

سینا تنهای تنها

3

این مطلب را پسند کرده اند.
@sinatanhaytanha 
@sinatanhaytanha

علي آن شير خدا شاه عرب **** الفتي داشت با اين دل شب
شب ز اسرار علي، آگاه است **** دل شب محرم سرّ الله است
شب علي ديد به نزديکي ديد **** گر چه او نيز به تاريکي ديد
شاه را ديد به نوشيني خواب **** روي بر سينه ديوار خراب
قلعه‌باني که به قصر افلاک **** سر دهد ناله زنداني خاک
اشكباري که چو شمع بيزار **** مي‌فشاند زر و مي‌گريد زار
دردمندي که چو لب بگشايد **** در و ديوار به زنهار آيد
کلماتش چو در آويزه گوش **** مسجد کوفه هنوزش مدهوش
فجر تا سينه آفاق شکافت **** چشم بيدار علي خفته نيافت
روزه‌داري که به مُهر اسحار **** بشکند نان جوين افطار
ناشناسي که به تاريکي شب **** مي‌برد نان يتيمان عرب
تا نشد پردگي آن سرّ جلي **** نشد افشا که علي بود علي
شاهبازي که به بال پر راز **** مي‌کند در ابديت پرواز
شهسواري که به برق شمشير **** در دل شب بشکافد دل شير
عشقبازي که هم آغوش خطر **** خفت در خوابگه پيغمبر
آن دم صبح قيامت تأثير **** حلقه در شد از او دامنگير
دست در دامن مولا زد در **** که علي بگذرد از ما مگذر
شال مي‌بست و ندايي مبهم **** که کمربند شهادت را محکم
پيشوايي که ز شوق ديدار **** مي‌کند قاتل خود را بيدار
ماه محراب عبوديت حق **** سر به محراب عبادت منشق
مي‌زند پس‌، لب او کاسه شير **** مي‌کند چشم اشارت به اسير
چه اسيري که همان قاتل اوست **** تو خدايي مگر اي دشمن دوست
در جهان اين همه شر و همه شر **** ها علي بشر کيف بشر
کفن از گريه غسال خجل **** پيرهن از رخ وصال خجل

سینا تنهای تنها

4

این مطلب را پسند کرده اند.
@sinatanhaytanha 
@sinatanhaytanha

فکر می­کردم در آغوشش بگیرم بهتر است
بعدها دیدم در آغوشش بمیرم بهتر است

گرم آغوشش شدم ،دست و دلش لرزید و گفت:
شاید از دستت دلم را پس بگیرم بهتر است

از قفس، هرکس رهایت می کند، عاشقتر است
این که من با آن که آزادم، اسیرم، بهتر است

عشق من ! این روزهــا آزادگان زندانی اند
زندگی، بی عشق ، زندان است ، گیرم بهتر است !

عشق من ! ای کاش بودی ،عشق من ای کاش بود
زندگی،این طور اگر باشد،بمیـــرم بهتر است...

سینا تنهای تنها

3

این مطلب را پسند کرده اند.
@sinatanhaytanha 
@sinatanhaytanha

هر بار
که سر بر شانه ام می نهی
هنگام که غرق در طره ی موهایت می شوم
در بیشه ی گیسوانت
چونان پروانه ی سرگردان
گم می شوم و باز نمی آیم

هر بار که دست در دستانم می گذاری
پنج انگشتم
پنج ماهیِ کوچک می شوند
می روند در ژرفای دیدگانت،
گم می شوند و باز نمی آیند

و هنگام
که به پیکر خود باز می گردم
آن دَم است
که می بینم تنهایم وُ
تو
اینجا نیستی

سینا تنهای تنها

3

این مطلب را پسند کرده اند.
@sinatanhaytanha 
@sinatanhaytanha

نی لبکی محزون هست
هر سال
پاییز که می آید

آنرا بر لبش می نهد
باد در هم می پیچد و
چشم تنهایی خیس می شود و
انتظارم فرو می ریزد و
حیاط شعرم آکنده می شود
از برگ درخت!

سینا تنهای تنها

2

این مطلب را پسند کرده اند.
@sinatanhaytanha 
@sinatanhaytanha

بخند آدم برفی...

فردا که خورشید

با عشق بر تو بتابد،

از خجالت آب خواهی شد!!...

بیچاره خورشید

نمیداند گرمای محبّتش

تو را خواهد کشت!!...

سینا تنهای تنها

3

این مطلب را پسند کرده اند.
@sinatanhaytanha 
@sinatanhaytanha

هنگامی که
در زندگی اوج میگیری
دوستانت می فهمند
تو چه کسی بودی
اما
هنگامی که تو زندگی
زمین میخوری...
آنوقت تو می فهمی
که دوستانت چه کسانی بودند.!!

سینا تنهای تنها

3

این مطلب را پسند کرده اند.
@sinatanhaytanha 
@sinatanhaytanha

عشق به انسان
هر قدرتی را از پای در خواهد آورد
خوشا روزگارانی که چشمها
بر لبها حق اولویت داشتند !

سینا تنهای تنها

2

این مطلب را پسند کرده اند.
@sinatanhaytanha 
@sinatanhaytanha

زهی صبحی که او آید نشیند برسر بالین

تو چشم از خواب بگشایی ببینی شاه شاهانی..!

سینا تنهای تنها

1

این مطلب را پسند کرده اند.

دوستان

دوست شده ام

گروه‌ها

آخرین بازدیدکنندگان

(1519دفعه)
ابتدا وارد سایت شوید .

دعوتنامه

@sinatanhaytanha کسی رابه جامعه مجازی فیسکوب ایرانیان معرفی نکرده است.