فیسکوب ایرانیان - _shirin_ - _shirin_
سلام دوست عزيز،
به شبکه اجتماعي فیسکوب ایرانیان خوش آمديد. براي استفاده از تمام امکانات شبکه ، شما بايد عضو اين سايت باشيد.
عضويت در شبکه اجتماعي فیسکوب ایرانیان رايگان است و هميشه هم رايگان خواهد ماند!
براي عضويت بر روي اين [لينک] کليک کنيد.


_shirin_
مدت زمان عضویت: 4 سال و 9 روز و 11 ساعت و 26 دقيقه قبل
هـــر کســـی از ظن خود شد یار من ... از درو... [درباره]

3820
اطلاعات این کاربر خصوصی می‌باشد.

مشاهده اطلاعات
توسط دوست شدگان مقدور می‌باشد.

_shirin_ 
_shirin_

من یک زنم..خالقم ب نامم سوره ای نازل کرد!
من یک زنم..در تقویم روزی ب نامم ثبت کردند!!
باتمام مردانگیهایت.. هیچگاه نمیتوانی بفهمی عشق ب لاک قرمز را!!گریه کردن بدون خجالت را..!!
درک کردنش در توانت نیست..
منم لیلای عشق و زلیخای انتظار..!!!
من زنم...چرک نویس هیچ احساسی نمیشوم!!
من زنم...زنانه میخندم..پس مرا ک خندان میبینی بر چسب <هرزگی> بر پیشانیم نزن!!
زنم و زنانه ناز میکنم..زنانه حسادت میکنم!!
اری من همان زنم ک عشوه هایم بر باد میدهد غرور مردانه ات را!!!!!....

بی تو اینجا که منم ، سخت هوااا بارانیست ..................

2

این مطلب را پسند کرده اند.
_shirin_ 
_shirin_

ﺑﻌﻀﻰ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﻫﺎ..
ﻧﻪ ﻋﺎﺩﺗﺴﺖ… ﻧﻪ ﻋﺸﻘﺴﺖ… ﻧﻪ ﺩﻭﺳت
ﺩﺍﺷﺘﻦ…
ﭼﻴﺰﻯ ﻓﺮﺍﺗﺮ ﺍﺯ ﺍﻳﻦ ﻫﺎﺳت…
و خوب میدانی که…
ﻧﻪ ﺗﻮ ﺑﺮﺍﻯ ﺍﻭ ﻣﻰ ﻣﺎﻧﻰ…… ﻧﻪ ﺍﻭ ﺑﺮﺍﻯ ﺗﻮ…
…ولی…
ﻫﺮ ﺩﻭ ﺑﻰ ﻫﻢ ﻧﻤﻴﺘﻮﺍﻧﻴﺪ… ﺑﻤﺎﻧﻴﺪ
ﻭ ﺍﻳن…

بی تو اینجا که منم ، سخت هوااا بارانیست ..................

2

این مطلب را پسند کرده اند.
_shirin_ 
_shirin_

گر چه مستیم و خرابیم چو شب های دگر
باز کن ساقی مجلس سر مینای دگر

امشبی را که در آنیم غنیمت شمریم
شاید ای جان، نرسیدیم به فردای دگر

عهد کردم که دگر می نخورم در همه عمر
بجز از امشب و فردا شب و شبهای دگر

مست مستم، مشکن قدر خود ای پنجه غم
من به میخانه ام امشب تو برو جای دگر

چه به میخانه چه محراب، حرامم باشد
گر به جز عشق توام هست تمنای دگر

بی تو اینجا که منم ، سخت هوااا بارانیست ..................

2

این مطلب را پسند کرده اند.
_shirin_ 
_shirin_

در دیگران می جوئیم اما بدان ای دوست
زین سان نمی یابی ز من حتی نشان ای دوست
من در تو گم گشتم مرا در خود صدا میزن
تا پاسخم را بشنوی پژواک سان ای دوست
در آتش تو زاده شد ققنوس شعر من
سردی مکن با این چنین آتش به جان ای دوست
گفتی بخوان ، خواندم اگرچه گوش نسپردی
حالا که لالم خواستی پس خود بخوان ای دوست
من قانعم آن بخت جاویدان نمی خواهم
گر می توانی یک نفس با من بمان ای دوست
یا نه تو هم با هر بهانه شانه خالی کن
از من منه بر شانه ها بار گران ای دوست
نا مهربانی را من از تو دوست خواهم داشت
بیهوده می کوشی بمانی مهربان ای دوست

بی تو اینجا که منم ، سخت هوااا بارانیست ..................

2

این مطلب را پسند کرده اند.
_shirin_ 
_shirin_

شعله دارم میکشم در تب، نمی فهمی چرا؟
تاب بی ماهی ندارد شب... نمی فهمی چرا؟

اهل آه و ناله کردن نیستم، جان من است
اینکه هر دم میرسد بر لب، نمیفهمی چرا؟

ذوب دارم میشوم هر روز، می بینی مگر؟!
آب دارم می روم هر شب نمیفهمی چرا؟

آنچه من پای به دست آوردن چشمت زدم
قید دینم بود لامذهب! نمیفهمی چرا؟

بین مردم مثل من پیدا نخواهد شد، نگرد
«یک» ندارد جز خودش مضرب، نمی فهمی چرا؟

بارها گفتم دل دیوانه گرد عشق نه!
نیش خواهی خورد ازین عقرب، نمیفهمی چرا؟

بی تو اینجا که منم ، سخت هوااا بارانیست ..................

2

این مطلب را پسند کرده اند.
_shirin_ 
_shirin_

ساز خود راکوک کن امشب پریشان خاطرم.
زخم برجانم بزن تا پای جان هم حاظرم.
نغمه نمناک تار، شوروحال دیگراست. فکرش هم رانکن دراین موارد ماهرم.
باطنم دریای طوفانیست با امواج بغض. گول چشمم را نخوربگذرتوهم ازظاهرم
. امشب ازدیوانگی رنگ جنون دارد دلم. بین مجنون های عالم گونه ای بس نادرم.
با همین سازو همین ابیات جادو میکنم. هرکه بشناسد مرا گوید که شایدساحرم.
بازبان تارت اکنون صحبتی با من بکن. پاسخت راشعر میگویم کنارت شاعرم
. کارمان آخربه مستی میکشدازسوزعشق. گرچه ازخود بی خودم امشب پریشان خاطرم.

بی تو اینجا که منم ، سخت هوااا بارانیست ..................

1

این مطلب را پسند کرده اند.
_shirin_ 
_shirin_

ﺑﯽ ﺷﻤﺎﺭﻧﺪ ﺁﻧﻬﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﻧﺎﻣﺸﺎﻥ" ﺁﺩﻡ " ﺍﺳﺖ...
ﺍﺩﻋﺎﯾﺸﺎﻥ ﺁﺩﻣﯿﺖ...
ﮐﻼﻣﺸﺎﻥ ﺍﻧﺴﺎﻧﯿﺖ...
ﺭﻓﺘﺎﺭﺷﺎﻥ ﺻﻤﯿﻤﯿﺖ...
ﻣﻦ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﮐﺴﯽ ﻣﯿﮕﺮﺩﻡ ﮐﻪ...
ﻧﻪ" ﺁﺩﻡ " ﺑﺎﺷﺪ،ﻧﻪ " ﺍﻧﺴﺎﻥ " ﻧﻪ" ﺩﻭﺳﺖ" ﻭ ﺭﻓﯿﻖ
ﺻﻤﯿﻤﯽ...
ﺗﻨﻬﺎ"ﺻﺎﻑ"ﺑﺎﺷﺪﻭ"ﺻﺎﺩﻕ"...
ﭘﺸﺖ ﺳﺎﯾﻪ ﺍﺵ" ﺧﻨﺠﺮﯼ"ﻧﺒﺎﺷﺪ ﺑﺮﺍﯼ ﺩﺭﯾﺪﻥ...
ﻫﯿﭻ ﻧﮕﻮﯾﺪ...
ﻓﻘﻂ ﻫﻤﺎﻥ ﺑﺎﺷﺪ ﮐﻪ"ﺳﺎﯾﻪ ﺍﺵ"ﻣﯽ ﮔﻮﯾﺪ...
" ﺻﺎﻑ ﻭ ﯾﮑﺮﻧگ...

بی تو اینجا که منم ، سخت هوااا بارانیست ..................

1

این مطلب را پسند کرده اند.
_shirin_ 
_shirin_

گم شدن در کوچه های بی کسی حقم نبود...
وای این دلشوره ها دلواپسی حقم نبود...
گفته بودم دوستت دارم نکردی باورم...
بارها تفتیش کردن وارسی حقم نبود...
دامنی از گل برایت هدیه آوردم ولی...
این چنین پر پر شدن چون اطلسی حقم نبود...
من که تنها هم نشینم اشک و یک آیینه بود...
بی وفایی،،هم نشینی بابی کسی حقم نبود...
گفته بودی تا نفس تا آخرین دم با منی...
اینکه حالا بعد مرگم میرسی حقم نبود.........................!!!

بی تو اینجا که منم ، سخت هوااا بارانیست ..................

1

این مطلب را پسند کرده اند.
_shirin_ 
_shirin_

ما چون ز دری پای کشیدیم کشیدیم...
امید ز هر کس که بریدیم ، بریدیم...
دل نیست کبوتر که چو برخاست نشیند...
از گوشهٔ بامی که پریدیم ، پریدیم...
رم دادن صید خود از آغاز غلط بود...
حالا که رماندی و رمیدیم ، رمیدیم...
کوی تو که باغ ارم روضهٔ خلد است...
انگار که دیدیم ندیدیم، ندیدیم...
سد باغ بهار است و صلای گل و گلشن...
گر میوهٔ یک باغ نچیدیم ، نچیدیم...
سرتا به قدم تیغ دعاییم و تو غافل...
هان واقف دم باش رسیدیم، رسیدیم...
وحشی سبب دوری و این قسم سخنها...
آن نیست که ما هم نشنیدیم ، شنیدیم..................

بی تو اینجا که منم ، سخت هوااا بارانیست ..................

1

این مطلب را پسند کرده اند.
_shirin_ 
_shirin_

تهمت به من و قلم مزن میفهمی ...؟؟؟
هی دست به این ستم مزن میفهمی...؟؟؟
با یاد تو در تمام شب می گریم ...
برخاطر من قدم مزن میفهمی...؟؟؟
هراینه از خیال من تنهایی است...
از دوری و غم تو دم مزن میفهمی ...؟؟؟
با تار نگاه خود به دل چنگ زدی ...
این زخمه تو بردلم مزن میفهمی ...؟؟؟
نابودشدم بدست غم حیرانم...
حرفی دگر از عدم مزن میفهمی ...؟؟؟
این قصه ما نهایتش ویرانی است ...
این حادثه را رقم مزن میفهمی...؟؟؟

بی تو اینجا که منم ، سخت هوااا بارانیست ..................

1

این مطلب را پسند کرده اند.
_shirin_ 
_shirin_

کشتی نساز ای نوح، طوفان نخواهد آمد....
بر شوره زار دلها، باران نخواهد آمد....
شاید به شعر تلخم، خرده بگیری، اما....
جایی که سفره خالیست، ایمان نخواهد آمد...
رفتی کلاس اول، این جمله رو عوض کن....
آن مرد تا نیاید، باران نخواهد آمد......

بی تو اینجا که منم ، سخت هوااا بارانیست ..................

1

این مطلب را پسند کرده اند.
_shirin_ 
_shirin_

کاش می شد خنده را، تکثیر کرد...
کاش می شد اشک را، تبخیر کرد...
کاش می شد زندگی، تحریر کرد...
کاش می شد عذر یک، تقصیر کرد...
کاش می شد عشق را، تقدیر کرد...
کاش می شد نقص ها، تعمیر کرد...
کاش می شد نیمه ها، تکمیل کرد...
کاش می شد غصه ها، تقلیل کرد...
کاش می شد مهر را، تجلیل کرد...
کاش می شد شعر را، تحلیل کرد...
کاش می شد دردها، تقسیم کرد...
کاش می شد هدیه ها، تقدیم کرد...
کاش می شد قفل دلتنگی، شکست...
کاش می شد درب تاریکی، گسست...
کاش می شد بین مردم، بود و زیست...
کاش می شد مثل باران ها، گریست...
کاش می شد از مسیر یار، رفت...
کاش می شد از پس دیوار، رفت...
کاش می شد با دلی خوش، زنده بود...
کاش می شد بنده ای، دل زنده بود...

بی تو اینجا که منم ، سخت هوااا بارانیست ..................

1

این مطلب را پسند کرده اند.
_shirin_ 
_shirin_

دیر بازیست
در این شهر شلوغ,
هر کجا می نگرم
غنچه ها پژمرده اند
چهره ها افسرده اند
نفسی هست ولیکن
همه دل ها مرده اند
هدفی هست اگر,
نیست به جز لقمه نانی
شرفی هست اگر
در گرو جاه و مقامی.
همه افسرده و غمگین
همه سرخورده از این دین
همه تسلیم به تقدیر
همه محکوم به تحقیر
نه امیدی است به ماندن
ونه شوقی است به رفتن
همه مغروراز ان چیز که بودیم
و از ان کار که کردیم
همه ازکوروش و جمشید چه مستیم
غافل از این سخن تلخ که
" امروز"
در اندیشه تاریخ
کجائیم ؟
چه هستیم ؟
که هستیم؟

بی تو اینجا که منم ، سخت هوااا بارانیست ..................

1

این مطلب را پسند کرده اند.
_shirin_ 
_shirin_

عاشقی تقصیر یک پیغام نیست...
صحبت از آن دانه و این دام نیست...
عاشقی یک اتفاق ساده نیست...
صحبت از دل بردن و دلداده نیست...
عاشقی یک کلبۀویرانه نیست...
صحبت از شمع وگل و پروانه نیست...
عاشقی تصویر یک پاییز نیست...
یک شب سرد و ملال انگیز نیست...
عاشقی چیزی برای هدیه نیست...
طرح دریا و غروب و گریه نیست...
عاشقی یک نامه و نقاشی بیجان که نیست...
عکس قلبی تیرخورده...
قطره های خون میان آن که نیست...
عاشقی روییدن یک غنچه در باران که نیست...
هرچه می گویند این وآن که نیست...
عاشقی تنهای تنها یک تب است..
بی تو مردن در سکوت یک شب است. ..

بی تو اینجا که منم ، سخت هوااا بارانیست ..................

1

این مطلب را پسند کرده اند.
_shirin_ 
_shirin_

دوستت دارم..چرایش پای تو،
ممکنش کردم،محالش پای تو

میگریزی از من و احساس من
دل شکستن هم ،گناهش پای تو

آمدی آتش زدی بر جان من
درد بی درمان گرفتن هم،دوایش پای تو

من اسیرم در میان آن دو چشم
قفل زندان را شکستن هم،سزایش پای تو

سوختم،آتش گرفتم زین سبب
آب بر آتش نهادن هم جزایش پای تو

پای رفتن هم ندارم من،از کوی دلت
پا نهادن بر دل مست و خرابم پای تو.............

بی تو اینجا که منم ، سخت هوااا بارانیست ..................

1

این مطلب را پسند کرده اند.

آخرین بازدیدکنندگان

(4417دفعه)
ابتدا وارد سایت شوید .

دعوتنامه

_shirin_ کسی رابه جامعه مجازی فیسکوب ایرانیان معرفی نکرده است.