فیسکوب ایرانیان - h_a_m_r_h2 - سيدسجاد 
سلام دوست عزيز،
به شبکه اجتماعي فیسکوب ایرانیان خوش آمديد. براي استفاده از تمام امکانات شبکه ، شما بايد عضو اين سايت باشيد.
عضويت در شبکه اجتماعي فیسکوب ایرانیان رايگان است و هميشه هم رايگان خواهد ماند!
براي عضويت بر روي اين [لينک] کليک کنيد.


whitedevs.png
سيدسجاد
مدت زمان عضویت: 5 ماه و 8 روز و 12 ساعت و 44 دقيقه قبل
تند رفتن که نشد مردى عشق است که برگردى...گرص... [درباره]

1677
نام کاربری: h_a_m_r_h2
نام واقعی: سيدسجاد


سيدسجاد

شعر : صخره
از سخن‌چینان شنیدم آشنایت نیستم
خاطرات‌ات را بیاور تا بگویم کیستم

سیلی ِ هم‌صحبتی از موج خوردن سخت نیست
صخره‌ام، هر قدر بی‌مهری کنی می‌ایستم

تا نگویی اشک‌های شمع ازکم‌طاقتی است
در خودم آتش به پا کردم ولی نگریستم

چون شکست آیینه، حیرت صد برابر می‌شود
بی‌سبب خود را شکستم تا ببینم کیستم

زندگی در برزخ ِ وصل و جدایی ساده نیست
کاش قدری پیش از این یا بعد از آن می‌زیستم

2

این مطلب را پسند کرده اند.

سيدسجاد

.


سيدسجاد

شعر : من صبورم اما
به خدا دست خودم نیست اگر می رنجم
یا اگر شادی زیبای ترا به غم غربت چشمان خودم می بندم
من صبورم اما…………
چقدر با همهء عاشقیم محزونم
و به یاد همهء خاطره های گل سرخ
مثل یک شبنم افتاده ؛ زغم مغمومم
من صبورم اما…………..
بی دلبل از قفس کهنهء شب میترسم
بی دلیل از همهء تیرگی تلخ غروب
و چراغی که تو را ؛ از شب متروک دلم دور کند می ترسم
من صبورم اما…………….
آه………….
این بغض گران صبر نمی داند چیست

2

این مطلب را پسند کرده اند.

سيدسجاد

می بندم این دو چشم پر آتش را
تا ننگرد درون دو چشمانش
تا داغ و پر تپش نشود قلبم
از شعلهٔ نگاه پریشانش


می بندم این دو چشم پر آتش را
تا بگذرم ز وادی رسوایی
تا قلب خامُشم نکشد فریاد
رو می کنم به خلوت و تنهایی


ای رهروان خسته چه می جویید
در این غروب سرد ز احوالش
او شعلهٔ رمیدهٔ خورشید است
بیهوده می دوید به دنبالش


او غنچهٔ شکفتهٔ مهتابست
باید که موج نور بیفشاند
بر سبزه زار شب زدهٔ چشمی
کاو را به خوابگاه گنه خوانَد


باید که عطر بوسهٔ خاموشش
با ناله های شوق بیآمیزد
در گیسوان آن زن افسونگر
دیوانه وار عشق و هوس ریزد


باید شراب بوسه بیاشامد
ازساغر لبان فریبایی
مستانه سر گذارد و آرامد
بر تکیه گاه سینهٔ زیبایی


ای آرزوی تشنه به گرد او
بیهوده تار عمر چه می بندی ؟
روزی رسد که خسته و وامانده
بر این تلاش بیهُده می خندی


آتش زنم به خرمن امیدت
با شعله های حسرت و ناکامی
ای قلب فتنه جوی گنه کرده
شاید دمی ز فتنه بیارامی


می بندمت به بند گران غم
تا سوی او دگر نکنی پرواز
ای مرغ دل که خسته و بی تابی
دمساز باش با غم او ، دمساز



@whitedevs

1

این مطلب را پسند کرده اند.

سيدسجاد

به سلامتى سيگار که به آدم مى فهمونه عاقبت سوختن زير پا له شدنه...


سيدسجاد

شمع را از سوختنش پروا نيست که در اين سوختن تنها نيست...


آهنگ ایرانی

آهنگاى خوبه داره...

http://www.new-song.irلینک:
♥♥به بزرگترین گروه موزیک سایت فیسکوب خوش اومدید♥♥

سيدسجاد

به سلامتى رفقاى ديروز که شدن غريبه هاى امروز...

2

این مطلب را پسند کرده اند.

سيدسجاد

معرفت دور گرانيست که به هرکس ندهند پر طاوس قشنگ است به کرکس ندهند معرفت عشق خداىست که به هرکس ندهند معرفت بذر نوشکفته عشق است که به نارس ندهند...

4

این مطلب را پسند کرده اند.

سيدسجاد

گردش دور قمر را نه تو دانى نه من وقت اعلام سفر را نه تو دانى نه من تا که هست سايه پر مهر پدر بر سرمان قدر پدر را نه تو دانى نه من...

3

این مطلب را پسند کرده اند.

سيدسجاد

معرفت از درخت آموز که حتى سايه محبتش را از سر هيزم شکن هم بر نمى دارد...

3

این مطلب را پسند کرده اند.

سيدسجاد

به سلامتى گاو که هميشه ميگه ماااااا نميگه من...

1

این مطلب را پسند کرده اند.

سيدسجاد

خيال.... سال ها از خود پرسيدم کيستم چيستم...آتشم?شورم?شرارم?...چيستم...ديدمش امروز دانستم اکنون من به جزء او...او به جزء من...نيستم...

2

این مطلب را پسند کرده اند.

سيدسجاد

قدر آن شيشه بداريد که هست نه به آن موقعه که افتاد شکست...

1

این مطلب را پسند کرده اند.

سيدسجاد

در گلستان طبیعت ما گل پژمرده ایم رنگ پیری ندیده در جوانی مرده ایم...

دوست شده ام

گروه‌ها

(5گروه)

آخرین بازدیدکنندگان

(548دفعه)
ابتدا وارد سایت شوید .

دعوتنامه

سيدسجاد کسی رابه جامعه مجازی فیسکوب ایرانیان معرفی نکرده است.