فیسکوب ایرانیان - MA44 - M
سلام دوست عزيز،
به شبکه اجتماعي فیسکوب ایرانیان خوش آمديد. براي استفاده از تمام امکانات شبکه ، شما بايد عضو اين سايت باشيد.
عضويت در شبکه اجتماعي فیسکوب ایرانیان رايگان است و هميشه هم رايگان خواهد ماند!
براي عضويت بر روي اين [لينک] کليک کنيد.


M
مدت زمان عضویت: 30 روز و 2 ساعت و 29 دقيقه قبل


112
نام کاربری: MA44
نام واقعی: M


M

این‌روزها سخاوتِ باد صبا کم است
یعنی خبر ز سوی تو، این‌روزها کم است

اینجا کنار پنجره، تنها نشسته‌ام
در کوچه‌ای که عابر دردآشنا کم است

من دفتری پر از غزل‌ام نابِ نابِ ناب
چشمی که عاشقانه بخواند مرا کم است

بازآ ببین که بی‌تو در این شهر پرملال
احساس، عشق، عاطفه، یا نیست یا کم است

اقرار می‌کنم که در اینجا بدون تو
حتی برای آه‌کشیدن هوا کم است

دل در جواب زمزمه‌های «بمان» من
می‌گفت می‌روم که در این سینه جا کم است

غیر از خدا که‌را بپرستم؟ تو را، تو را
حس می‌کنم برای دل‌ام یک خدا کم است

محمد سلمانی

1

این مطلب را پسند کرده اند.

M

متاسفم برای اونایی ک فکر می‌کنند فقط کسی ک چادر میپوشه پاک و سالمه
متاسفم برا اون پسرایی ک وقتی خسته میشن وقتی تنهان میان سراغت با کلی التماس ی دختر رو ک با هیچ پسری ارتباط نداشته رو از راه ب در میکنن و بعد تو روی همون دختر دم از دخترای چادری ک محل سگ بهشون نمیدن میزنن
لعنت ب همچین پسرایی
لعنت بر شما ک با روح و روان دخترا بازی میکنید

6

این مطلب را پسند کرده اند.

M

دوباره حسّ و حالـمُ، خسته شدن ز انتظار
دوباره چشم خوابمُ، حال و هوای بی قرار
دوباره بستر شبُ، دوباره فکر و زمزمه
دوباره شعر و دفترُ، نوشته های طعنه دار
دوباره بُغض گریه ای، می شِکَنَد سکوت شب
دوباره دوری از توُ، صبرِ فراقِ بی شمار
دوباره طاقتِ مرا، بُریده سختیِ حیات
دوباره اشک و آهمُ، درد و گله ز روزگار
دوباره قصه ام شده، قضا، قَدَر، خدا چرا؟
دوباره بی تاب توُ، محکومِ دردِ اضطرار
دوباره می رِسَد خدا، فصلِ سُکون و راحتی؟
دوباره بُغض و گریه و، دوباره حس انزجار
دوباره از بی ثَمَری، خامُش و خُفته می شَوَم
دوباره خواب و خستگی، دوباره شعرِ ماندگار
(اسم شاعر رو فراموش کردم متاسفانه)

6

این مطلب را پسند کرده اند.

آخرین بازدیدکنندگان

(163دفعه)
ابتدا وارد سایت شوید .

دعوتنامه

M کسی رابه جامعه مجازی فیسکوب ایرانیان معرفی نکرده است.