شبکه اجتماعی فیسکوب ایرانیان Logo
    • Pesquisa avançada
  • Visitante
    • Login
    • Registrar
    • Modo dia
sinaafshari Cover Image
User Image
Arraste para reposicionar a cobertura
sinaafshari Profile Picture
sinaafshari
  • Oś czasu
  • Grupos
  • Seguindo
  • Seguidores
  • Fotos
  • Vídeos
sinaafshari profile picture
sinaafshari
13 anos atrás - Traduzir

دختری که برای بدست آوردن دلت. تنش را به تو هدیه میدهد فاحشه نیست. و دختری که برای به دنبال کشیدن تو . تنش را از تو دریغ میکندباکره نیست . من به باکره بودن ذهن فاحشه ها و فاحشه بودن ذهن باکره ها ایمان دارم حمای

Curtir
Comentario
Compartilhar
sinaafshari profile picture
sinaafshari
13 anos atrás - Traduzir

شاعر بي پول يک شب نصرت رحماني وارد کافه نادري شد و به اخوان ثالث گفت : من همين حالا سي تومن پول احتياج دارم . اخوان جواب داد : من پولم کجا بود ؟ برو خدا روزي ات را جاي ديگري حواله کند. نصرت رحماني رفت و بعد از مدتي بر گشت و بيست تومان پول و يک خودکار به اخوان داد . اخوان گفت اين پول چيه ؟ تو که پول نداشتي . نصرت رحماني گفت : از دم در ؛ پالتوي تو رو ورداشتم بردم پنجاه تومن فروختم . چون بيش از سي تومن لازم نداشتم ؛ بگير ؛ اين بيست تومن هم بقيه پولت ! ضمنا، اين خودکار هم توي پالتوت بودمایت

Curtir
Comentario
Compartilhar
avatar

فاطمه

1371975529
0 · 0 · 0

Deletar comentário

Deletar comentário ?

avatar

عاطفه

1371976835
جالب بود
0 · 0 · 0

Deletar comentário

Deletar comentário ?

sinaafshari profile picture
sinaafshari
13 anos atrás - Traduzir

سه چیز را با احتیاط بردار : قدم, قلم, قسم سه چیز را پاک نگهدار: جسم, لباس, خیال از سه چیز خود را نگهدار: افسوس, فریاد, نفرین کردن سه چیزرا بکار بگیر : عقل, همت, صبر اما سه چیز را آلوده نکن : قلب, زبان, چشم سه چیز را هیچگاه و هیچوقت فراموش نکن: خدا, مرگ, دوست خوب حمایت

Curtir
Comentario
Compartilhar
avatar

فاطمه

1371975511
0 · 0 · 0

Deletar comentário

Deletar comentário ?

sinaafshari profile picture
sinaafshari
13 anos atrás - Traduzir

استادى از شاگردانش پرسید: چرا ما وقتى عصبانى هستیم داد می‌زنیم؟ چرا مردم هنگامى كه خشمگین هستند صدایشان را بلند می‌كنند و سر هم داد می‌كشند؟ شاگردان فكرى كردند و یكى از آنها گفت: چون در آن لحظه، آرامش و خونسردیمان را از دست می‌دهیم. استاد پرسید: این كه آرامشمان را از دست می‌دهیم درست است امّا چرا با وجودى كه طرف مقابل كنارمان قرار دارد داد می‌زنیم؟ آیا نمی‌توان با صداى ملایم صحبت كرد؟ چرا هنگامى كه خشمگین هستیم داد می‌زنیم؟ شاگردان هر كدام جواب‌هایى دادند امّا پاسخ‌هاى هیچكدام استاد را راضى نكرد... سرانجام او چنین توضیح داد: هنگامى كه دو نفر از دست یكدیگر عصبانى هستند، قلب‌هایشان از یكدیگر فاصله می‌گیرد. آنها براى این كه فاصله را جبران كنند مجبورند كه داد بزنند. هر چه میزان عصبانیت و خشم بیشتر باشد، این فاصله بیشتر است و آنها باید صدایشان را بلندتر كنند. سپس استاد پرسید: هنگامى كه دو نفر عاشق همدیگر باشند چه اتفاقى می‌افتد؟ آنها سر هم داد نمی‌زنند بلكه خیلى به آرامى با هم صحبت می‌كنند. چرا؟ چون قلب‌هایشان خیلى به هم نزدیك است. فاصله قلب‌هاشان بسیار كم است. استاد ادامه داد: هنگامى كه عشقشان به یكدیگر بیشتر شد، چه اتفاقى می‌افتد؟ آنها حتى حرف معمولى هم با هم نمی‌زنند و فقط در گوش هم نجوا می‌كنند و عشقشان باز هم به یكدیگر بیشتر می‌شود. سرانجام، حتى از نجوا كردن هم بی‌نیاز می‌شوند و فقط به یكدیگر نگاه می‌كنند! این هنگامى است كه دیگر هیچ فاصله‌اى بین قلب‌هاى آن‌ها باقى نمانده باشد.. حمایت

Curtir
Comentario
Compartilhar
avatar

فاطمه

1371975624
بسیار جالب و زیبا
0 · 0 · 0

Deletar comentário

Deletar comentário ?

sinaafshari profile picture
sinaafshari
13 anos atrás - Traduzir

در یک بیمارستان دو بیمار به نام های تام و جک وجود داشتن که تام اجازه حرکت کردن نداشت ولی جک که تختش کنار پنجره بود می تونست هر کاری بکنه . جک هرروز می رفت کنار پنجره و از زیبایی های طبیعت برای تام تعریف می کرد . جک می گفت که پشت پنجره پارک بزرگی وجود دارد که حوضی در وسط ان مانند ستاره می درخشد و پرندگان اواز می خوانند و کودکان بازی می کنند . جک هر روز تعریف می کرد …. یک روز صبح که تام از خواب بیدار شد دید که جک نیست … پرستار را صدا زد و گفت که اون کجاست . پرستار گفت اون مرخص شده و تازه تو هم بهتری و می تونی حرکت کنی … تام با اصرار فراوان بالاخره تختش رو به کنار پنجره برد … با صحنه ی عجیبی مواجه شد … پشت پنجره یک دیوار بزرگ بود که جلوی دید رو گرفته بود …… دوباره پرستار رو صدا زد و جریان رو براش تعریف کرد . پرستار جمله ای گفت که سر تا پای تام گیج رفت … پرستار گفته که جک نابینا بود حمایت

Curtir
Comentario
Compartilhar
avatar

فاطمه

1371975744
0 · 0 · 0

Deletar comentário

Deletar comentário ?

Carregar mais posts
    Info
  • 24 Postagens

  • Homem
  • 1379-07-10
Sobre

پسر خوبی هستم

    lbuns 
    0
    Seguindo 
    2
  • حسین افشار
    SAM8967
    Seguidores 
    6
  • sara nader
    حامد سليمي
    حسین افشار
    کیهان
    SAM8967
    صمد دعائی
    Grupos 
    5
  • خنده بازار
    .پیامبــر.
    بهترین کتا
    تکنولوژی ج
    پشتيبانی

© 2026 شبکه اجتماعی فیسکوب ایرانیان

Linguagem
  • Persian
  • English
  • Arabic
  • Dutch
  • French
  • German
  • Italian
  • Portuguese
  • Russian
  • Spanish
  • Turkish

  • Sobre
  • Contato
  • Mais
    • Privacidade
    • Termos de Uso

Anular

Tem certeza de que quer desamor?

Denunciar este usuário

Importante!

Tem certeza de que deseja remover esse membro da sua família?

Você cutucou Sinaa

Novo membro foi adicionado com sucesso à sua lista de família!

Recorte seu avatar

avatar

© 2026 شبکه اجتماعی فیسکوب ایرانیان

  • Início
  • Sobre
  • Contato
  • Privacidade
  • Termos de Uso
Linguagem
  • Persian
  • English
  • Arabic
  • Dutch
  • French
  • German
  • Italian
  • Portuguese
  • Russian
  • Spanish
  • Turkish

Comentário relatado com sucesso.

O post foi adicionado com sucesso à sua linha de tempo!

Você atingiu seu limite de amigos 50000!

Erro de tamanho de arquivo: o arquivo excede permitido o limite (92 MB) e não pode ser carregado.

Não é possível carregar um arquivo: esse tipo de arquivo não é suportado.

Detetámos algum conteúdo adulto na imagem que carregou, por isso, recusámos o seu processo de carregamento.

Compartilhar postagem em um grupo

Compartilhar para uma página

Compartilhar para o usuário

Sua postagem foi enviada. Analisaremos seu conteúdo em breve.

Para fazer upload de imagens, vídeos e arquivos de áudio, é necessário atualizar para o membro profissional. Upgrade To Pro

Editar oferta

0%