فیسکوب ایرانیان - princeamirhosein - امیرحسین
سلام دوست عزيز،
به شبکه اجتماعي فیسکوب ایرانیان خوش آمديد. براي استفاده از تمام امکانات شبکه ، شما بايد عضو اين سايت باشيد.
عضويت در شبکه اجتماعي فیسکوب ایرانیان رايگان است و هميشه هم رايگان خواهد ماند!
براي عضويت بر روي اين [لينک] کليک کنيد.


HamMihan-2015963334974894611453195643.7598.jpg axomatnlove-photokade-11.jpg axomatnlove-photokade-9-500x324.jpg axomatnlove-photokade-3-500x334.jpg
امیرحسین
مدت زمان عضویت: 4 سال و 3 ماه و 29 روز و 16 ساعت و 42 دقيقه قبل

امیرحسین فریاد می زند:

10383
نام کاربری: princeamirhosein
نام واقعی: امیرحسین

امیرحسین 
امیرحسین

.

امیرحسین 
امیرحسین

شکستن دل
به شکستن استخوان دنده می‌ماند؛
از بیرون همه‌چیز روبه‌ راه است،
اما
هر نفسی که می‌کشی،
دردی‌ست که می‌کشی …

7

این مطلب را پسند کرده اند.
امیرحسین 
امیرحسین

.

5

این مطلب را پسند کرده اند.
امیرحسین 
امیرحسین

هیچ گاه دوست داشتن هایِ پر دلیل را
دوست نداشته ام
مثلا این ها که می گویند
عاشقِ چشمانش شدم
یا دیگری می گوید
عاشقِ شانه هایش..
یا چه می دانم هرچه!
اصلا معنی ندارد
وقتی کسی می گوید چرا دوستش داری؟
باید نگاهش کنی
لبخند بزنی
و بگویی
چون
دوستش دارم

4

این مطلب را پسند کرده اند.
امیرحسین 
امیرحسین

تو رفته ای .. اما فقط از تو خواهشی دارم
هر کجای این دنیا بودی حتی در آغوش عشقت
هر وقت خوشحال بودی و از ته دل خندیدی
یادت باشد ……
کاری کرده ای که یک نفر ….
مدت هاست نمیتواند بخندد

3

این مطلب را پسند کرده اند.
امیرحسین 
امیرحسین

بعد از تو
خیلی سخت خوابم می برد …
مثل دیشب …
امشب …
که هرچه تمرکز می کنم صدایت یادم بیاید
نمی شود …
و
آرزو می کنم
کاش بودی
فقط
اندازه ی یک ” شب بخیر ” کوتاه الکی !
کاش بودی …

3

این مطلب را پسند کرده اند.
امیرحسین 
امیرحسین

.

5

این مطلب را پسند کرده اند.
امیرحسین 
امیرحسین

.

5

این مطلب را پسند کرده اند.
امیرحسین 
امیرحسین

ما مرد ها.
از درون مي شکنيم...!
به شانه ام بزن تا صداي
تمامِ استخوان هايم را خوب بشنوي...!
نپرس چرا سیگار میکشی
بپرس چی میکشی که انقدر سیگار میکشی!!

7

این مطلب را پسند کرده اند.
امیرحسین 
امیرحسین

فکرش را هم نميکردم
روزي سيگار بکشم
حالا… سالهاست که سيگار مرا ميکشد
چاي… مرا ميريزد
آينه… سراغ دندان هايم را ميگيرد
حال ريه ام را مي پرسد
من…
به ناچار با موهايم ور ميروم…!!

7

این مطلب را پسند کرده اند.
امیرحسین 
امیرحسین

روی کاغذ نوشتم : دست هـــای تو …
و روی آن دست کشیدم !
روی کاغذ نوشتم : شانـــه های تو …
و سر بر شانه ات گذاشتم !
روی کاغذ نوشتم : چشــــم های تو …
و یک دل سیر تماشایشان کردم !
هر صبح …
با مشتـــی کاغذ در آغوشم …
از خواب ِ تـــو بیدار شدم !
و اینک
روی همــــان کاغذ قـــدیمی
می نویسم :
من …
از این زندگـــی کاغذی خسته ام !

3

این مطلب را پسند کرده اند.
امیرحسین 
امیرحسین

قول بده که خواهــــی آمد …
اما
هــــرگز نیا !
اگــــر بیایی …
همه چیــــز خراب میشود !!
دیگر نمیتوانم
اینگونه با اشتیاق ،
به دریا و جاده خیــــره شوم !!
من
خــــو کرده ام به این انتظار ؛
به این پــــرسه زدن ها …
در اسکله و ایستگاه !
اگــــر بیایی …
من چشم به راه چه کسی بمانم ؟؟!

3

این مطلب را پسند کرده اند.
امیرحسین 
امیرحسین

روزهــــــــایـــم عــجیــبـــــــ دلـــگیــــــــرنــد
مــثــــل آن جــمــعــــه ای کــــه تــبــــــــ دارد
بـــــادل مـــــــن کـــمـــی مــــدارا کـــن …
بــــه خــــدا قلــــــــبــــــــــ هـــم عـصـبـــــ دارد !

2

این مطلب را پسند کرده اند.
امیرحسین 
امیرحسین

حالا که فرقی نمی کند کنارت ایستاده باشم یا نه ،
بگذار همه چیز را از وسط قیچی کنم!
تا تو در نیمی باشی و من در نیمی دیگر …
راستی !
با دستی که روی شانه ات جا گذاشته ام چه می کنی؟!

2

این مطلب را پسند کرده اند.
امیرحسین 
امیرحسین

دیدن عکست تمام سهم من است
از “تو ”
آن را هم جیره بندی کرده ام
تا مبادا
توقعش زیاد شود!
دل است دیگر . . .
ممکن است فردا خودت را از من بخواهد!

1

این مطلب را پسند کرده اند.

دوستان

همه »

دوست شده ام

همه »

گروه‌ها

(9گروه)

آخرین بازدیدکنندگان

(8342دفعه)
ابتدا وارد سایت شوید .

دعوتنامه

امیرحسین کسی رابه جامعه مجازی فیسکوب ایرانیان معرفی نکرده است.