عاشقى كن! كه هنر نيست به تن باليدن
از هر آغوش به آغوش دگر غلتيدن
هنر اين است: در اين شهرِ پُر از دلبركان
\"يك نفر\" يافتن و دل زِ \"يكى\" دزديدن
جاىِ بوسيدنِ لب هاى هزاران شيرين
لبِ شيرين \"يكى\" را همه شب بوسيدن
چشم بر هر كه جز \"او\" روى نمايد بستن
از همه ماهرُخان روى \"يكى\" را ديدن
اشهدِ \"حسِ تنوع طلبى\" را خواندن
هر بساطِ هوس و وسوسه را بر چيدن
معنىِ \"عشق\" اگر مى طلبى جز اين نيست
دل \"يكى\" هست، و بايد به \"يكى\" بخشيدن
حمید3G(^_^)
حذف نظر
آیا مطمئن هستید که می خواهید این نظر را حذف کنید؟
نسرین
حذف نظر
آیا مطمئن هستید که می خواهید این نظر را حذف کنید؟
حمید3G(^_^)
حذف نظر
آیا مطمئن هستید که می خواهید این نظر را حذف کنید؟