فیسکوب ایرانیان - ahmadreza2090 - احمدرضا
سلام دوست عزيز،
به شبکه اجتماعي فیسکوب ایرانیان خوش آمديد. براي استفاده از تمام امکانات شبکه ، شما بايد عضو اين سايت باشيد.
عضويت در شبکه اجتماعي فیسکوب ایرانیان رايگان است و هميشه هم رايگان خواهد ماند!
براي عضويت بر روي اين [لينک] کليک کنيد.


گل بهی.jpeg گل قرمز.jpeg گل سفید2.jpeg گل سفید.jpeg
احمدرضا
مدت زمان عضویت: 6 سال و 8 ماه و 28 روز و 6 ساعت و 27 دقيقه قبل
كارشناسي ام رو در رشته مهندسي برق الكترونيك ... [درباره]
ورزش (بسكتبال،شنا، پينگ پنگ، واليبال ،فوتسال... [علاقه]
احمدرضا فریاد می زند:

20496
اطلاعات این کاربر خصوصی می‌باشد.

مشاهده اطلاعات
توسط دوست شدگان مقدور می‌باشد.

پاتوق پلاس 
پاتوق پلاس

روزگارم بر خلاف آرزوهایم گذشت
روزگارم مثل یار من بکرد دردم گذشت
تو زمن کردی گذشت و من زتو کردم گذشت
تو ز عشقم من ز آنچه بر سر عمرم گذشت


آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند آیا بود که گوشه چشمی به ما کنند

21

این مطلب را پسند کرده اند.

3

این مطلب را داغ کرده اند.
پاتوق پلاس 
پاتوق پلاس

گويند محال را تو ممكن بكني
آغوش كه سرد است برش جان بكني
جويند تو را اهل دل چون پدران
اي عشق همه برده به زندان بكني

آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند آیا بود که گوشه چشمی به ما کنند

10

این مطلب را پسند کرده اند.
...Rasool_depres 
...Rasool_depres

وقت رفتن همه را می بوسید
به من از دور نگاهش را داد
یادگاری به همه داد و به من
انتظار سر راهش را داد

6

این مطلب را پسند کرده اند.

1

این مطلب را داغ کرده اند.
پاتوق پلاس 
پاتوق پلاس


خـــــ ــــدایا مــ ــمنون

که مــــرا در حد ایوبـــــ میبینی

ولی تمامشــ کن!

دیگــــر بریده ام…



یا رب کمکم کن ...

16

این مطلب را پسند کرده اند.

4

این مطلب را داغ کرده اند.
پاتوق پلاس 
پاتوق پلاس

آتشی برپا بشد درون مسکین قلب من
شعله هایش می کشید زبانه شد دون قلب من
سوز آتش سوخت نه سوز زخم پنهان قلب من
چشم من دید ماجرا، ز گریه شد خون قلب من
خون ز چشمم ریخت به جای اشک ز جیحون قلب من
بی زبان آتش، تو سینه شد نهان چون قلب من

آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند آیا بود که گوشه چشمی به ما کنند

8

این مطلب را پسند کرده اند.
پاتوق پلاس 
پاتوق پلاس

9

این مطلب را پسند کرده اند.

1

این مطلب را داغ کرده اند.
پاتوق پلاس 
پاتوق پلاس

دو زمان بیشتر از سایر اوقات آزارم میدهد
شب قبل از خواب
صبح بعد از بیداری
این زمان ها اوج توهم را بهمراه دارند
و من هم توهم می گیرم
فکر می کنم یکی منتظرم نشسته است
فکر می کنم یکی غمگین من است
فکر می کنم او هم مثل من گرفتار است
و اشک های روی گونه هایم به من می گویند: کسی نیست اشک های روی گونه هایش را پاک کند...
اما با گذشت این زمان ها وقتی به خود می آیم می بینم عجب توهمی به سراغم آمده بود...!

آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند آیا بود که گوشه چشمی به ما کنند

11

این مطلب را پسند کرده اند.

1

این مطلب را داغ کرده اند.
پاتوق پلاس 
پاتوق پلاس

از اهل زمین دلم گرفته است...
پیکر مرا به آسمان سپارید...

آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند آیا بود که گوشه چشمی به ما کنند

10

این مطلب را پسند کرده اند.

1

این مطلب را داغ کرده اند.
پاتوق پلاس 
پاتوق پلاس

آتش بر من زدی و رفتی
شعله های سرخش بر پیکرم آرام آرام نشست و بر جان و روانم چیره شد
شعله ها که به دلم رسیدند بس خون بود تاب نیاوردند و زرد شدند ...

آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند آیا بود که گوشه چشمی به ما کنند

8

این مطلب را پسند کرده اند.

1

این مطلب را داغ کرده اند.
پارسا اریا مهر 
پارسا اریا مهر

گمان می کردیم وقتی نباشم دلت می گیرد
اما دیدم نه بدون من شادتری و شلوغتری
صدای قهقه خنده هایت تا اینجا هم شنیده می شود
گویا من سد راهت بودم و تو دیگه آزادی
مبارکت باشه

اسمان رو نگاه کن

5

این مطلب را پسند کرده اند.

1

این مطلب را داغ کرده اند.
نیلوفر 
نیلوفر

روز گار عجیبی ست
آدمها
وقتی می خواهند به تو نزدیک شوند
دروغ می گویند
وقتی میخواهند بروند
راست می گویند
و هرگز به یاد نمی آورند
تمام بودنشان
همان دروغ بزرگ اولست
که به رویشان
نیاوردی..

13

این مطلب را پسند کرده اند.

2

این مطلب را داغ کرده اند.
پاتوق پلاس 
پاتوق پلاس

چشمم دو چشم دید و یک چشم بخواست
زان چشم شوخ چشم یاری، که خواست
چشم چشم چشم ها، به چشمم اداست
زین چشم به چشم های من، خون رواست...

آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند آیا بود که گوشه چشمی به ما کنند

9

این مطلب را پسند کرده اند.
پاتوق پلاس 
پاتوق پلاس

23

این مطلب را پسند کرده اند.

4

این مطلب را داغ کرده اند.
پاتوق پلاس 
پاتوق پلاس

17

این مطلب را پسند کرده اند.

2

این مطلب را داغ کرده اند.
پاتوق پلاس 
پاتوق پلاس

ای بخت من خوابیدی و عمرم بی تو بر باد رفت
شادی که تو را خواب دید، رهایی یافت و بر باد رفت
غم دید که باز شد میدان، خدایش خواسته شد خندان
تازاند و تازاند تا بخت و شادی هر دو بر باد رفت...

آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند آیا بود که گوشه چشمی به ما کنند

7

این مطلب را پسند کرده اند.

آخرین بازدیدکنندگان

(15370دفعه)
ابتدا وارد سایت شوید .

دعوتنامه

(7کاربر)
احمدرضا تاکنون 7 کاربر رابه جامعه مجازی فیسکوب ایرانیان دعوت کرده است.