اتوبوس با سر و صدای زیادی در حرکت بود. یکی از مسافران پیرمردی بود که دسته گل سرخ بسیار زیبایی در دست داشت.
نزدیک او دختر جوانی نشسته بود که مرتب به گل های زیبای پیرمرد نگاه می کرد.
به نظر می رسید از آنها خیلی خوشش آمده است.
ساعتی بعد اتوبوس توقف کرد و پیرمرد باید پیاده می شد.
پیرمرد بدون مقدمه چینی دسته گل را به دختر جوان داد و گفت:
مثل این که شما گل رز دوست دارید . فکر می کنم همسرم هم موافق باشد که گل ها را به شما بدهم.
به او خواهم گفت که این کار را کردم.
دختر جوان گل ها را گرفت خیلی خوشحال شده بود . پیرمرد پیاده شد و اتوبوس دوباره به راه افتاد
دختر جوان که بیرون را نگاه می کرد ؛ پیرمرد را دید که وارد قبرستان کنار جاده شد.
داستانی از جنگ جهانی دوم
بعد از جنگ جهانی دوم در انگلستان ، ژنرال و ستوان جوان زیردستش سوار قطار شدند. تنها صندلی های خالی در کوپه،روبه روی خانمی جوان و زیبا و مادربزرگش بود .ژنرال و ستوان ، روبه روی آن خانمها نشستند . قطار راه افتاد و وارد تونلی شد . حدود ده ثانیه تاریکی محض بود. در آن لحظات سکوت ، کسانی که در کوپه بودند، دو چیز شنیدند:صدای بوسه و سیلی .
هر یک از افرادی که در کوپه بودند، از این اتفاق تعبیر خودشان را داشتند.
خانم جوان در دل گفت (از این که ستوان مرا بوسید خوش حال شدم ، اما از این که مادربزرگم او را کتک زد ، خیلی خجالت کشیدم.))
مادربزرگ به خود گفت (از این که آن جوانک نوه ام را بوسید ، کفرم در آمد ، اما افتخار می کنم که نوه ام جرئت تلافی کردن داشت .))
ژنرال آنجا نشسته بود و فکر کرد (ستوان جسارت زیادی نشان دادکه آن دختر را بوسید ، اما چرا اشتباهی من سیلی خوردم؟))
ستوان تنها کسی بود که می دانست واقعا چه اتفاقی افتاده است. در آن تاریکی ، او فرصت را غنیمت شمرد تا دختر زیبا را ببوسد و به ژنرال سیلی بزند .
حلقه
دخترک خنده کنان گفت که چیست راز این حلقه زر ؟
راز این حلقه که انگشت مرا
این چنین تنگ گرفته است به بر
راز این حلقه که در چهره او اینهمه تابش و رخشندگی است
مرد حیران شد و گفت :
حلقه خوشبختی است ، حلقه زندگی است .
همه گفتند: مبارک باشد
دخترک گفت :دریغا که مرا باز در معنی آن شک باشد.
سالها رفت و شبی
زنی افسرده نظر کرد بر آن حلقه زر
دید در نقش فروزنده او
روز هایی که به امید وفای شوهر
به هدر رفته ،هدر
زن پریشان شد و نالید که وای
وای ، این حلقه که در چهره او
باز هم تابش و رخشندگی است
حلقه بردگی و بندگی است .
معصومه
حذف نظر
آیا مطمئن هستید که می خواهید این نظر را حذف کنید؟
مرجان
حذف نظر
آیا مطمئن هستید که می خواهید این نظر را حذف کنید؟