شبکه اجتماعی فیسکوب ایرانیان Logo
    • جستجوی پیشرفته
  • مهمان
    • ورود
    • عضویت
    • حالت شب
فاطمه Cover Image
User Image
برای پوشش جابجایی بکشید
فاطمه Profile Picture
فاطمه
  • جدول زمانی
  • گروه ها
  • دنبال شدگان
  • دنبال کنندگان
  • عکس
  • ویدیو
فاطمه profile picture
فاطمه
پیش 12 سال - ترجمه

خدایا
رحم کن بر آنان که میمیرند
از ترس دوست داشتن
و عشق را بر خود حرام میکنند
و غافلنداز آنکه تو مظهر عشقی...

پسند
نظر
اشتراک
avatar

معصومه

1395506329
very nice
0 · 0 · 0

حذف نظر

آیا مطمئن هستید که می خواهید این نظر را حذف کنید؟

avatar

مرجان

1417500662
همینه
0 · 0 · 0

حذف نظر

آیا مطمئن هستید که می خواهید این نظر را حذف کنید؟

فاطمه profile picture
فاطمه
پیش 12 سال - ترجمه

با هیچکس بر سر باورش نمى جنگم؛

خداى هر کس همان است که؛

درون او با وی سخن مى گوید ...

پسند
نظر
اشتراک
فاطمه profile picture
فاطمه
پیش 12 سال - ترجمه

اتوبوس با سر و صدای زیادی در حرکت بود. یکی از مسافران پیرمردی بود که دسته گل سرخ بسیار زیبایی در دست داشت.

نزدیک او دختر جوانی نشسته بود که مرتب به گل های زیبای پیرمرد نگاه می کرد.

به نظر می رسید از آنها خیلی خوشش آمده است.

ساعتی بعد اتوبوس توقف کرد و پیرمرد باید پیاده می شد.

پیرمرد بدون مقدمه چینی دسته گل را به دختر جوان داد و گفت:

مثل این که شما گل رز دوست دارید . فکر می کنم همسرم هم موافق باشد که گل ها را به شما بدهم.

به او خواهم گفت که این کار را کردم.

دختر جوان گل ها را گرفت خیلی خوشحال شده بود . پیرمرد پیاده شد و اتوبوس دوباره به راه افتاد

دختر جوان که بیرون را نگاه می کرد ؛ پیرمرد را دید که وارد قبرستان کنار جاده شد.

پسند
نظر
اشتراک
فاطمه profile picture
فاطمه
پیش 12 سال - ترجمه

داستانی از جنگ جهانی دوم
بعد از جنگ جهانی دوم در انگلستان ، ژنرال و ستوان جوان زیردستش سوار قطار شدند. تنها صندلی های خالی در کوپه،روبه روی خانمی جوان و زیبا و مادربزرگش بود .ژنرال و ستوان ، روبه روی آن خانمها نشستند . قطار راه افتاد و وارد تونلی شد . حدود ده ثانیه تاریکی محض بود. در آن لحظات سکوت ، کسانی که در کوپه بودند، دو چیز شنیدند:صدای بوسه و سیلی .
هر یک از افرادی که در کوپه بودند، از این اتفاق تعبیر خودشان را داشتند.
خانم جوان در دل گفت (از این که ستوان مرا بوسید خوش حال شدم ، اما از این که مادربزرگم او را کتک زد ، خیلی خجالت کشیدم.))
مادربزرگ به خود گفت (از این که آن جوانک نوه ام را بوسید ، کفرم در آمد ، اما افتخار می کنم که نوه ام جرئت تلافی کردن داشت .))
ژنرال آنجا نشسته بود و فکر کرد (ستوان جسارت زیادی نشان دادکه آن دختر را بوسید ، اما چرا اشتباهی من سیلی خوردم؟))
ستوان تنها کسی بود که می دانست واقعا چه اتفاقی افتاده است. در آن تاریکی ، او فرصت را غنیمت شمرد تا دختر زیبا را ببوسد و به ژنرال سیلی بزند .

پسند
نظر
اشتراک
avatar

زهرا

1394899424
هههههه
چه زرنگ
0 · 0 · 0

حذف نظر

آیا مطمئن هستید که می خواهید این نظر را حذف کنید؟

فاطمه profile picture
فاطمه
پیش 12 سال - ترجمه

حلقه
دخترک خنده کنان گفت که چیست راز این حلقه زر ؟
راز این حلقه که انگشت مرا
این چنین تنگ گرفته است به بر
راز این حلقه که در چهره او اینهمه تابش و رخشندگی است
مرد حیران شد و گفت :
حلقه خوشبختی است ، حلقه زندگی است .
همه گفتند: مبارک باشد
دخترک گفت :دریغا که مرا باز در معنی آن شک باشد.
سالها رفت و شبی
زنی افسرده نظر کرد بر آن حلقه زر
دید در نقش فروزنده او
روز هایی که به امید وفای شوهر
به هدر رفته ،هدر
زن پریشان شد و نالید که وای
وای ، این حلقه که در چهره او
باز هم تابش و رخشندگی است
حلقه بردگی و بندگی است .

پسند
نظر
اشتراک
avatar

عاطفه

1394878437
0 · 0 · 0

حذف نظر

آیا مطمئن هستید که می خواهید این نظر را حذف کنید؟

avatar

مرجان

1417500739
شبیه متن فروغ فرخزاده
قشنگه ولی ... یکم زیادی بدبینانه ست
0 · 0 · 0

حذف نظر

آیا مطمئن هستید که می خواهید این نظر را حذف کنید؟

نمایش پست های بیشتر ...
    اطلاعات
  • 17 پست‌ها

  • خانم
    آلبوم ها 
    0
    دنبال شدگان 
    19
  • جنبش مرصوص
    فریباسعادت
    مرجان
    Anahita
    محمـــــــ
    امیرحسین ی
    سعید دهقان
    معصومه
    یامهدی ادر
    دنبال کنندگان 
    32
  • Halima Moh
    حسن
    امیرخان
    اکبر سلطان
    سید امید
    محسن
    فالنامه
    حسین مظفری
    شاهین
    گروه ها 
    7
  • پشتيبانی
    خنده بازار
    بحث آزاد
    داستان کوت
    تصــــاویر
    بهترین کتا
    کوچه باغ ش

© 2026 شبکه اجتماعی فیسکوب ایرانیان

زبان - Language - اللغة
  • Persian
  • English
  • Arabic
  • Dutch
  • French
  • German
  • Italian
  • Portuguese
  • Russian
  • Spanish
  • Turkish

  • درباره
  • تماس با ما
  • بیشتر
    • حریم خصوصی
    • قوانین

غیر دوستانه

آیا مطمئن هستید که می خواهید بی علاقه باشید؟

گزارش این کاربر

مهم!

آیا مطمئن هستید که می خواهید این عضو را از خانواده خود جدا کنید؟

شما اشاره کردید Zigorat

عضو جدید با موفقیت به لیست خانواده شما اضافه شد!

نماد خود را برش دهید

avatar

© 2026 شبکه اجتماعی فیسکوب ایرانیان

  • صفحه نخست
  • درباره
  • تماس با ما
  • حریم خصوصی
  • قوانین
زبان - Language - اللغة
  • Persian
  • English
  • Arabic
  • Dutch
  • French
  • German
  • Italian
  • Portuguese
  • Russian
  • Spanish
  • Turkish

نظر با موفقیت گزارش شد

ارسال با موفقیت به جدول زمانی شما اضافه شد!

شما به حد مجاز خود رسیده اید 50000 دوستان!

خطای اندازه پرونده: پرونده از حد مجاز (92 MB) فراتر رفته و قابل آپلود نیست.

بارگیری پرونده امکان پذیر نیست: این نوع فایل پشتیبانی نمی شود.

ما برخی از محتوای بزرگسالان را بر روی تصویری که بارگذاری کرده اید تشخیص داده ایم ، بنابراین روند بارگذاری شما را رد کرده ایم.

ارسال پست در یک گروه

در یک صفحه به اشتراک بگذارید

به اشتراک گذاشتن در کاربر

پست شما ارسال شد ، ما مطالب شما را به زودی بررسی خواهیم کرد.

برای آپلود تصاویر ، فیلم ها و فایل های صوتی ، باید به اعضای حرفه ای ارتقا دهید. برای ارتقاء به مزایای بیشتر

ویرایش پیشنهاد

0%