مهمات ما داشت ته میکشید .مجبور بودیم مهمات رو جیره بندی کنیم .برادر شیبانی هربار که پاتک بعثیها تمام میشد و عقب مینشست به یراغ کشته های و اسلحه و مهمات به جا مونده اونهارو میاورد یک بار که پاتک دشمن خاموش شد شیبانی به پایین رفت تا مهمات غنیمتی دشمن را بیاورد که بستندش به گلوله توپ و خمپاره .مدتی گذشت ولی از برادر شیبانی خبری نشد.چند نفر از بچه ها رفتن سراغش که تنها یک انگشت و انگشتری اورا یافتند.گلوله توپ ،مستقیم خورده بود بهش که همون لحضه شهید شده بود.روحش شاد راهش پر رهرو
پرنیان
Kommentar löschen
Diesen Kommentar wirklich löschen ?
پرنیان
گرفتند که برسند به خدا یکی رفت مکّه یکی رفت فکه
حاجی وقتی از مکه برگشت روی دیوار عکس
دوستشو دید، بالای عکس نوشته بود
\"شهید نظر می کند به وجه الله
Kommentar löschen
Diesen Kommentar wirklich löschen ?
پرنیان
مردانه زیسته باشند...
(شهید آوینی)
Kommentar löschen
Diesen Kommentar wirklich löschen ?