فیسکوب ایرانیان - kimiyarad72 - kimiya
سلام دوست عزيز،
به شبکه اجتماعي فیسکوب ایرانیان خوش آمديد. براي استفاده از تمام امکانات شبکه ، شما بايد عضو اين سايت باشيد.
عضويت در شبکه اجتماعي فیسکوب ایرانیان رايگان است و هميشه هم رايگان خواهد ماند!
براي عضويت بر روي اين [لينک] کليک کنيد.


kimiya
مدت زمان عضویت: 3 ماه و 8 روز و 17 ساعت و 16 دقيقه قبل


963
نام کاربری: kimiyarad72
نام واقعی: kimiya

kimiya 
kimiya

گفته بودی که چرا محو تماشای منی

آن چنان مات که حتی مژه بر هم نزنی

مژه بر هم نزنم تا که ز دستم نرود

ناز چشم تو به قدر مژه بر هم زدنی

4

این مطلب را پسند کرده اند.
kimiya 
kimiya

وه که جدا نمی‌شود نقش تو از خیال من

تا چه شود به عاقبت در طلب تو حال من

ناله زیر و زار من زارتر است هر زمان

بس که به هجر می‌دهد عشق تو گوشمال من

نور ستارگان ستد روی چو آفتاب تو

دست نمای خلق شد قامت چون هلال من

پرتو نور روی تو هر نفسی به هر کسی

می‌رسد و نمی‌رسد نوبت اتصال من

6

این مطلب را پسند کرده اند.
kimiya 
kimiya

تو ماهی و من ماهی این برکه ی کاشی
اندوه بزرگی ست زمانی که نباشی
آه از نفس پاک تو و صبح نشابور
از چشم تو و حجره ی فیروزه تراشی


پلکی بزن ای مخزن اسرار که هر بار
فیروزه و الماس به آفاق بپاشی
ای باد سبک سار مرا بگذر و بگذار
هشدار که آرامش ما را نخراشی


هرگز به تو دستم نرسد ماه بلندم
اندوه بزرگی ست چه باشی، چه نباشی

5

این مطلب را پسند کرده اند.
kimiya 
kimiya

ای کاش که دکتر بشناسد مرضم را
یک تو وسط این همه دارو بنویسد

5

این مطلب را پسند کرده اند.

1

این مطلب را داغ کرده اند.
kimiya 
kimiya

ای جان چو رو نمودی جان و دلم ربودی

چون مشتری تو بودی قیمت گرفت کالا

7

این مطلب را پسند کرده اند.
kimiya 
kimiya

بی خبرم از تو و من تاب ندارم بعد تو خود را به که باید بسپارم

از دل من کم نشده مهر تو ماهم دلبر من غیر تو دل یار نخواهم

مست و خرابه عطر گیسوی توام عاشق تاب و گره موی توام

رفتی و یک روز دلم بند نشده بعد تو این بغض که لبخند نشد

7

این مطلب را پسند کرده اند.
kimiya 
kimiya

کنار هر کی میشینم تو رو میبینم
به کجای آسمون تو پرکشیدی من که رو زمینم
تو چه رنگی رو دلم زدی که هرجا میرم
یه گوشه کز میکنم زل میزنم رو درو دیوار عکستو میبینم

بعد از تو
هرکی اومد دو سه روزی تو دلم مهمون شد و رفت
هوس برد
تو رو آخرم منو از پا در آورد

بعد از تو
هرکی اومد دو سه روزی تو دلم مهمون شد و رفت
هوس برد
تو رو آخرم منو از پا در آورد

بعد تو این دلم نشد دیگه مثل قبلنا
رفتن تو خیلی ساده کرده عوض منو
آخه مگه این دل من این حرفا حالیشه
بعد تو دیگه نتونست با این دلم قاطی شه

5

این مطلب را پسند کرده اند.
kimiya 
kimiya

به تو گفتم که در این دور شدن ناچاری؟
سربه تایید تکان دادی و گفتی آری !

عین مرگ است اگر بی تو بخواهد برود
او که از جان خودت دوست ترش می داری

ای که نزدیک تری از من دلتنگ به من
بین ما نیست به جز فاصله ای اجباری

من عروس توام ای از من و آغوشم دور
خطبه را گریه من می کند امشب جاری

زندگی چیست به جز خاطره ای افسرده
زندگی چیست به جز رنج و غمی تکراری

گله ای نیست به تنهایی خود دل بستم
به -غزل گریه- هر روز. . . به شب بیداری

روی دیوار دلم سایه ای از قامت توست
مثل تنهایی من قد بلندی داری . . . !

4

این مطلب را پسند کرده اند.
kimiya 
kimiya

شازده کوچولو می گفت : گل من گاهی بداخلاق و کم و حوصله و مغرور بود ....
اما ماندنی بود .....
این بودنش بود که او را تبدیل به گل من کرده بود ...

3

این مطلب را پسند کرده اند.

عضو جدید

@kimiya سلام ، به خوش آمدید ...

اطلاع رســـان شبکه اجتماعی فیسکوب ایرانیان ...

2

این مطلب را پسند کرده اند.

1

این مطلب را داغ کرده اند.

دوستان

دوست شده ام

گروه‌ها

آخرین بازدیدکنندگان

(458دفعه)
ابتدا وارد سایت شوید .

دعوتنامه

kimiya کسی رابه جامعه مجازی فیسکوب ایرانیان معرفی نکرده است.