فکرش را هم نمیکردم روزی سیگار بکشم حالا... سالهاست که سیگار مرا میکشد چای... مرا میریزد آینه... سراغ دندان هایم را میگیرد حال ریه ام را می پرسد من... به ناچار با موهایم ور میروم
سیگار چه زیبا کام میدهد… او تا صبح پیراهن سفیدش را برایم میسوزاند و من از لبانش بوسه ها میگیرم چه لذتی میبرم از این همخوابی او از جان مایه میگذارد و من از عمر
سینا مهری
Verwijder reactie
Weet je zeker dat je deze reactie wil verwijderen?