فیسکوب ایرانیان - arya2 - arya  
سلام دوست عزيز،
به شبکه اجتماعي فیسکوب ایرانیان خوش آمديد. براي استفاده از تمام امکانات شبکه ، شما بايد عضو اين سايت باشيد.
عضويت در شبکه اجتماعي فیسکوب ایرانیان رايگان است و هميشه هم رايگان خواهد ماند!
براي عضويت بر روي اين [لينک] کليک کنيد.


arya
مدت زمان عضویت: 1 ماه و 10 ساعت و 53 دقيقه قبل


25
نام کاربری: arya2
نام واقعی: arya

arya 
arya

کی بیداره

arya 
arya

خواب دیدم...آب ها...زندانی اند
بادها...سرگرم سرگردانی اند

لاله...از...روی شقایق...خسته است
لحظه...از...دست دقایق...خسته است

کومه های عشق...پوشالی شده
عشق ورزی...عین بقالی شده

مهر می ورزی...تعجب می کنند
گرم میآیی ...تعصب می کنند

لاف میبافی...همه...کف می زنند
هجو میگویی...مضاعف می زنند

صبح آمد...خواب...از چشمم پرید
تیغ بیداری...خیالم را...درید

با خودم گفتم...کمی...اندیشه کن
بار دیگر...عاشقی را...پیشه کن

عاشقی...یعنی تبسم های سبز
رویش زیبای گندم های سبز

رقص نیلوفر...به روی دست آب
بوسه ای داغ...از لبان آفتاب

عاشقی ...یعنی...بیا...همت کنیم
تلخ یا شیرین...بیا...قسمت کنیم

arya 
arya

غم دیدم از آنکس که همه باور من بود
زد زخم زبان آن که فقط یاور من بود


نفرین به من و سادگی ام ای دل غافل
اسمش همه جا زینت این دفتر من بود


سخت است به مهر دگری خو کند این دل
او اول من هستی من آخر من بود


نه حوصله ای نیست به پرواز دوباره
گویی که به پرواز فقط او پر من بود


بعد از تو نفس تنگ تر از تنگ همیشه
در روز و شبم گریه به چشم تر من بود


از دست تو ای عشق هزاران گله دارم
دشمن شده آن دوست که تاج سر من بود


حق دارد اگر داد زند سنگ صبورم
زد زخم زبان آنکه خود دیگر من بود

arya 
arya

نمیدانم چرا شبها ، دلم ناگاه میگیرد
گلویم را غمی جانسوز و بغض آه میگیرد

شبم تاریک و دردم لاعلاج و سینه ام پر خون
همیشه وقت تنهایی ، دلم چون ماه میگیرد

خداوندا برایم راهی از بیراهه پیدا کن
که هرجا رهسپارم ، غم برویم راه میگیرد

نمیدانم چگونه این همه غم ، در دلم جا شد
اگر با چاه گویم درد ، قلب چاه میگیرد

شکایت میکنم هر لحظه از غم بسکه بی تابم
گمان دارم دل غم هم ز من گه گاه میگیرد

مکن در پیش درویشان حکایت از دل تنگم
که از این درد بی درمان ، دل هر شاه میگیرد

رها را با دلی پر غم ، رها کن تا رها باشی
مخوان اشعار تلخم را ؛ دلت ناخواه میگیرد

3

این مطلب را پسند کرده اند.
arya 
arya

اگر عاشق شدی در اوج دلسردی، هنر کردی
غریبی را مدد کردی به همدردی، هنر کردی

میان جمع بی دردان، اگر با لهجه عرفان
چشاندی درد را بر جان بی دردی، هنر کردی

اگر شفاف و صاف و ساده ماندی مثل آیینه
میان این همه طوفان نامردی، هنر کردی

به زیر بارش باران قحطی در کویرستان
اگر یک شاخه پر بار پروردی، هنر کردی

اگر در ناامیدی ها فقط ای گل به امیدی
دوباره زنده ماندی زندگی کردی، هنر کردی...

1

این مطلب را پسند کرده اند.
arya 
arya

خواب بودی حیفم آمد با لبت بازی کنم
پیش خود گفتم کمی تمرین خودسازی کنم

پیش خود گفتم نمیخواهم در آغوشت کشم
یا نمیخواهم دگر از لعل شیرینت چشم

عهد کردم اندکی از خود نگهبانی کنم
شوق لمس روی تو درسینه زندانی کنم

عهدکردم نازنینم گرچه با چشم ترم
لذت بوییدنت را از سرم بیرون برم

*تا که گفتم چشم تو از سر برون خواهم نمود
یک کلام و والسلام،الا همین بود و نبود

چشم وا کردی نشد عقل خودم راضی کنم
من غلط کردم! غلط کردم!که خودسازی کنم!

1

این مطلب را پسند کرده اند.

عضو جدید

@arya سلام ، به خوش آمدید (نسخه اندروید) ...

اطلاع رســـان شبکه اجتماعی فیسکوب ایرانیان ...

1

این مطلب را داغ کرده اند.

آخرین بازدیدکنندگان

(144دفعه)
ابتدا وارد سایت شوید .

دعوتنامه

arya کسی رابه جامعه مجازی فیسکوب ایرانیان معرفی نکرده است.