فیسکوب ایرانیان - MiladKh - میلاد
سلام دوست عزيز،
به شبکه اجتماعي فیسکوب ایرانیان خوش آمديد. براي استفاده از تمام امکانات شبکه ، شما بايد عضو اين سايت باشيد.
عضويت در شبکه اجتماعي فیسکوب ایرانیان رايگان است و هميشه هم رايگان خواهد ماند!
براي عضويت بر روي اين [لينک] کليک کنيد.


index.jpeg 63f4e0d2c490f44a501c4a64620ae6ea-425.jpeg 13021360845919663067.jpg امام زمان عج.اللهم عجل لولیک الفرج ...امین.jpg
میلاد
مدت زمان عضویت: 5 سال و 11 ماه و 5 روز و 17 ساعت و 39 دقيقه قبل
از 2 چیز متنفرم : دروغ و دو رویی ﺑﺎﻳ... [درباره]
خدا ،خانواده ،امام حسین(ع) [علاقه]

22339
نام کاربری: MiladKh
نام واقعی: میلاد

میلاد 
میلاد

گاهی وقتا لازمه زمین بخوری...
تا ببینی کیا پشتتن...
کیا باعث رشدتن...
کیا میرن...
کیا همه جوره میمونن!
گاهی لازمه جوری زمین بخوری که زخمی بشی؛
زخماتو باز بذاری؛
ببینی کیا نمک میپاشن؛
کیا مرحم میذارن؛
کیا با تو هم دردن .
کیا هم خود دردن!
هیچوقت تا زخمی نشی نمیتونی بفهمی کی چه رفتاری میکنه!
دست یه کسایی نمک می بینی که روشون قسم می خوردی
و یه کسایی مرحم میذارن رو زخمات که اصلا یادشون نبودی!
آنقدر مات و مبهوت رفتارای اونا می مونی ،
که کلا یادت میره زمین خوردی،
زخمات دیگه نمی سوزن؛
این جیگرته که میسوزه...
که چرا به بعضی ها بیشتر از لیاقتشون بها دادم،
بعضی ها رو هم فراموش کردم!
زمین که می خوری
می بینی کیا هنوز کنارت ایستادن و نرفتن...
"زمین خوردن گاهی از زندگی کردن هم واجبتره،
چون میفهمی با کیا زندگی کنی!"

7

این مطلب را پسند کرده اند.
میلاد 
میلاد

من در میان مردمی هستم، که باورشان نمیشود شکسته ام!
می گویند: خوش به حالت که خوشحالی
تنهاییم را پنهان میکنم در دلم،
دلتنگی ام را در سکوتم،
حرف های نگفته ام را در لبخندم!
سردم ولی گرم لبخند میزنم...!

3

این مطلب را پسند کرده اند.
میلاد 
میلاد

ما عادت کردیم وقتی فیلم به تیتراژ رسید،
اگه تو خونه باشیم،
دستگاه رو خاموش
می کنیم…!
اگه تو سینما باشیم،
سالن و ترک می کنیم…!
ما توی زندگیمون هیچ وقت…
کسانی که برامون زحمت اصلی رو کشیدن نمی بینیم!
مافقط دوست داریم کسایی رو ببینیم که برامون
نقش بازی می کنن…!!!!!

5

این مطلب را پسند کرده اند.
میلاد 
میلاد

قدرت تحمل هرکس را از میزان سکوتش بسنجید…
آنان که هیاهو میکنند…
بار هیچ چیزی را به روی شانه های خود تحمل نمیکنند…!!

7

این مطلب را پسند کرده اند.
میلاد 
میلاد

به سـلامتی اونی که

دست هر افتاده ای رو گرفت تا بلند شه

اما وقتی خودش افتاد

زیر پا لهش کردن

7

این مطلب را پسند کرده اند.
میلاد 
میلاد

مادر
من هرگز بهشت را زیر پایت ندیدم
زیر پای تو
آرزوهایی بود که از آن گذشتی
به خاطر من …

4

این مطلب را پسند کرده اند.
میلاد 
میلاد

بوی فراموشی گرفته ام ، رنگ تنهایی

دلشکستگی ، بغض و خاموشی چیزی نیست

گمانم تاریخ مصرفم گذشته است . . .

7

این مطلب را پسند کرده اند.
میلاد 
میلاد

خالی تر از سکوتم ، از نا سروده سرشار

حالا چه مانده از من ؟ ، یک مشت شعر بیمار

انبوهی از ترانه ، با یاد صبح روشن

اما ، امید باطل ، شب دائمی ست انگار

3

این مطلب را پسند کرده اند.
میلاد 
میلاد

ﺁﺧﺮﯾﻦ ﭘﺮﻧﺪﻩ ﺭﺍ ﻫﻢ ﺭﻫﺎ ﮐﺮﺩﻩﺍﻡ

ﺍﻣﺎ ﻫﻨﻮﺯ ﻏﻤﮕﯿﻨﻢ

ﭼﯿﺰﯼ

ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻗﻔﺲِ ﺧﺎﻟﯽ ﻫﺴﺖ ﮐﻪ ﺁﺯﺍﺩ ﻧﻤﯽﺷﻮﺩ

10

این مطلب را پسند کرده اند.
میلاد 
میلاد

لحظه ها گذرا و خاطرات ماندگارند

حاضرم تمام هستیم را بدهم

تا لحظه ها ماندگار و خاطرات گذرا شوند…

7

این مطلب را پسند کرده اند.
میلاد 
میلاد

ﺑﮕﻮ ﭼﮑﺎﺭ ﮐﻨﻢ؟

ﻭﻗﺘﯽ ﺷﺎﺩﯼ

ﺑﻪ ﺩُﻡِ ﺑﺎﺩﺑﺎﺩﮐﯽ ﺑﻨﺪ ﺍﺳﺖ

ﻭ ﻏﻢ ﭼﻮﻥ ﺳﻨﮕﯽ
ﻣﺮﺍ ﺩﺭ ﺳﺮﺍﺷﯿﺐِ ﯾﮏ ﺩﺭﻩ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﻣﯽﮐﻨﺪ

1

این مطلب را پسند کرده اند.
میلاد 
میلاد

تنهایی چیز بد و وحشتناکی نیست

همینش خوب است:

وقتی یکی به دو می کنی با آینه

خیالت راحت است

فحش هایت را از غریبه نشنیده ای!

1

این مطلب را پسند کرده اند.
پاتوق پلاس 
پاتوق پلاس

بخون موهای تنت سیخ میشه
بخون اما ناراحت نشو دوستان بخونید ببینم چشمی خشک میموونه..؟
یکی از نوکرا و ذاکرای ارباب میگفت: دو ماه پیش خواهرم کربلا بود تو صحن حضرت عباس ع بودیم مداح داشت روضه میخووند یه وقت دیدیم یه پیرمردی اومد از یقه اون مداح گرفت کشید پایبن گفت عباس دروغ میگه ...عباس دروغ میگه
مداح ارومش کرد گفت چی شده گفت من بعد 25 سال بچه دار شدم الان که 19 سالشه رفته تو کما با خودم گفتم درمون دردش عباسه
از اصفهان اومدم کربلا امروز زنگ زدن بهم گفتن بچت مرده...دروغ میگن که عباس حاجت میده
خواهرش میگفت مجلس بهم ریخت ..
فرداش تو صحن حضرت عباس بودیم دیدیم پیرمرده پا برهنه اومد ..با خودموون گفتیم الان مداح و میزنه دوباره..
دیدیم اومد جلو چهار پایه که مداح روش واساده بود دستشو گرفت گفت بیا بغل ضریح بخوون همه کسایی که دیروز بودنم باشن...میخوام بگم غلط کردم... (گریه میکردو میگفت)
میگه همه رفتیم مداح گفت حاجی چی شده ..
گفت خانوومم زنگ زد گفت چوون نمیذارن زنا تو غسال خونه برن التماس کردم گفتم 1 بار بچمو تو سرد خوونه ببینم...
میگه همین که کشو رو کشیدن بیروون دیدیم رو نایلوون بخار نشسته سریع اوردنش بهش شوک دادن بعد چند دقیقه به هوش اومد ..
پسرموون که اصلا تو قید و بند مذهب نبود تا نشست گفت بابای من کجاست؟
گفتم بابات کربلاست ...
گفت بهش زنگ بزن بگو زمانی که تو کما بودم 1 اقای قد بلندی اومد تو خوابم گفت ...پسرم بلند شو...
به بابات سلام برسوون بگو...
ابروی من یک بار تو سرزمین کربلا رفته بود..
چرا دوباره ابروی منو بردی...برو بهش بگو عباس دروغ نمیگه....
تاپیام رو دیدی بگو (یاابوالفضل)

15

این مطلب را پسند کرده اند.

1

این مطلب را داغ کرده اند.
میلاد 
میلاد

گاهــــی دلـــــم براى خــــودم تنگــــــ میشـــــود…

گاهـــــی دلـــــم برای باورهای گذشتـــه ام تنگـــــ میشــــود…

گاهـــــی دلـــــم برای پاکـــــی های کودکانه ی قلبـــــღـــم میگیرد …

گاهـــــــــی آرزو میکنــــم …

ای کاش دلـــی نبود تا

تنگـــ شود ...

خستــــه شـود …

بشکنـــــ✗ـــد …

8

این مطلب را پسند کرده اند.
میلاد 
میلاد

خندیدن خوب است...

قهقهه عالیست...

گریستن آدم را آرام می کند...

امــا...

لعنــت بـــر بـُــغـــض...

5

این مطلب را پسند کرده اند.

آخرین بازدیدکنندگان

(24599دفعه)
ابتدا وارد سایت شوید .

دعوتنامه

میلاد کسی رابه جامعه مجازی فیسکوب ایرانیان معرفی نکرده است.