هست ، مرگ هست ، اندوه جدايي هست ......
اما ارامش نيز هست،شادي هست،خدا هست...
زندگي همچون رودي بزرگ جاودانه روان است
همچون رودي بزرگ كه به دريا مي رود
دامان خدا را مي جويد
خورشيد هنوز طلوع مي كند
فانوس ستارگان هنوز از سقف شب آويخته است
بهار هنوز مي خرامد و دامن سبزش را بر زمين مي كشد
امواج دريا برمي خيزند و خود را در اغوش ساحل گم مي كنند
گل ها باز مي شوند و جلوه مي كنند
نيـــستي نيســـــــــــــت
هسـتي هســـــــــــت
پــــــايـان،نيســــــت
راه هســـــــــــت
و
هر كودك انسان با اين پيام به دنيا مي ايد كه خدا هنوز از انسان نااميد نيست......
دخـتــَــر کـه بــاشی
میـدونـی اَوّلــــیـن عِشــق زنـدگیـتــ پـــِدرتـه
دخـتــَــر کـه بــآشی میـدونـی مُحکــَم تــَریـن پَنــآهگــاه دنیــآ
آغــوش گــَرم پـــِدرتـه
دخـتــَــر کـه بــآشی میـدونـی مــَردانــه تـَریـن دستــی
کـه مـیتونی تو دستـِـت بگیـــری و
دیگـه اَز هـــیچی نَتــَرسی
دســــتای گَرم وَ مِهـــــرَبون پـــِدرتـه
هَر کـجای دنیـا هم بـــاشی
چه بـاشه چـه نبــاشه
قَویتــریـن فِرشتــه ی نِگهبـــان پـــِدرته
فرشـــــتـه ی زندگـــــــیـم دوســــــت دارمـــ
بسم الله الرّحمان الرّحیم...