فیسکوب ایرانیان - AkhlaqiBalkhabi - اخلاقی بلخابی
سلام دوست عزيز،
به شبکه اجتماعي فیسکوب ایرانیان خوش آمديد. براي استفاده از تمام امکانات شبکه ، شما بايد عضو اين سايت باشيد.
عضويت در شبکه اجتماعي فیسکوب ایرانیان رايگان است و هميشه هم رايگان خواهد ماند!
براي عضويت بر روي اين [لينک] کليک کنيد.


SAM_0230.JPG
اخلاقی بلخابی
مدت زمان عضویت: 4 سال و 2 ماه و 27 روز و 16 ساعت و 9 دقيقه قبل


8136
نام کاربری: AkhlaqiBalkhabi
نام واقعی: اخلاقی بلخابی

اخلاقی بلخابی 
اخلاقی بلخابی

سلام
با چه زحمتی برگشتم.

2

این مطلب را پسند کرده اند.

اخلاقی بلخابی

1

این مطلب را پسند کرده اند.
اخلاقی بلخابی 
اخلاقی بلخابی

اخلاقی بلخابی و الحاج بایمراد قوینلی استاندار، استان جوزجان

1

این مطلب را پسند کرده اند.

اخلاقی بلخابی

راز ماندگاری محرم و عاشورا چیست؟ کربلا،عاشورا،امام حسین واژه هایی آشنا در فرهنگ شیعه هستند که هر مسلمانی آن را با خون و پوست خود در هر نقطه از جهان درک کرده و با حزن و اندوه به این اتفاق نادر در عالم می نگرد و چه بسا در دل خودش آرزو می کند که ای کاش امروز در کربلا بود و در نبرد تاریخی جوانمردانه می جنگید …سخن در این زمینه بسیار گفته شده کتابهای بسیاری از اندیشمندان حوزوی و دانشگاهی در این زمینه نگاشته شده ،وهر سال نکته های جدید در رسانه های جمعی گفته میشود و تحلیل های بیشماری از این حادثه عظیم در زمینه های اجتماعی سیاسی فرهنگی استخراج میشود اما بنظر میرسد که بازخورد آن بدلایلی نامعلوم فقط در عزاداری امام حسین خلاصه شده است.. اکنون سعی میکنم با زبان ساده نگاه خودم را در این زمینه با دانش اندک خود برای شما بیان دارم. جنگهای بیشماری در طول تاریخ اتفاق افتاده که تعداد آنرا در ۱۰۰ سال اخیر بعضیها به ۱۰۰۰۰ جنگ یاد میکنند که مهمترین آنها جنگ جهانی اول و دوم و نزدیکترین ان برای ما جنگ تحمیلی عراق بر علیه کشور ما (دفاع مقدس ۸ ساله )بوده که هزاران هزارنفر کشته و مجروح داشته است . بی گمان مردم از جنگ بیزار هستند و زود آنرا فراموش می کنند و در رسانه های آنها زود کمرنگ می شود اما چرا جنگ کربلا که بین حق و باطل ،امام حسین و یزید بوده برای همیشه ماندگار شد؟ در حادثه عاشورا یک نکته ظریف از نظر زمانی نسبت با جنگهای دیگر دارد انهم اینکه زمان و جنگهای جهانی اول و دوم حدودا ۴ سال بوده و دفاع مقدس ما ۸ سال اما در کربلا (که از یکم محرم تا دهم محرم جنگ ودرگیری بودو اوج آن ) فقط یک نصفه روز (بعداز ظهر عاشورا).. جالب تر آنکه در جنگهای دنیا تعداد سربازان و ادوات جنگی بیشمار با تمام تجهیزات نظامی برای

2

این مطلب را پسند کرده اند.

اخلاقی بلخابی

خدا به پیغمبرش که مسئول اجرایی جامعه اسلامی است، می گوید: «فَاسْتَقِمْ کَمَا أُمِرْتَ وَ مَن تَابَ مَعَکَ» و حضرت (رسول صلی الله علیه و آله) هم میفرماید: این آیه پیرم کرد. خودم که هم به دستورات خدا عمل میکنم و هم به بقیه میگویم. هر روز صبح می آیم و پیام را به طور رسا، به مردم ابلاغ میکنم. ولی خدا میگوید: نه! این کافی نیست. آنان هم باید عمل کنند و تو مسئول این کار هستی! «تو» مسئولش هستی. تمام لاابالی گری های جامعه، بر عهده کسانی است که می توانند مقتضیات را فراهم کرده و موانع را برطرف کنند ولی بی تفاوت هستند و از کنار این مسئولیّتشان میگذرند. بی تفاوت هستی؟! پس داری گناه میکنی. نمی گویم اگر ترویج فساد نکنی دیگر مسئولیّتی نداری! بلکه بی تفاوتی هم جرم است و بالاترین جرم است. چه رسد به اینکه در برخی موارد به رهبران دينی تذکر هم بدهند ولی آنان بی اعتنایی کنند. برای یک مسئول اجرایی، بیتفاوتی بزرگترین جرم است. اخلاقى بلخابى

1

این مطلب را پسند کرده اند.

اخلاقی بلخابی

گفت با کرب و بلا کعبه من از تو بهترم تو بیابانیّ و من بیت خدای اکبرم کربلا در پاسخش گفتا اگر تو خانه ای من همه خون خدا می جوشد از بام و درم کعبه گفتا مرد و زن بر گرد من آرد طواف من مطاف مسلمین از کهتر و از مهترم کربلا گفتا چه گویی هر شب آدینه من میزبان انبیاء از اولین تا آخرم کعبه گفتا انبیاء بر گرد من گردیده اند تو کجا و من کجا، تو دیگری من دیگرم کربلا گفتا که روح انبیا را کعبه ایست آن منم،زیرا مزار زاده پیغمبرم کعبه گفتا مرتضی در من به دنیا آمده این شرافت بس ، که من خود زادگاه حیدرم کربلا گفتا علی بوده سه شب مهمان تو من حسینش را گرفتم تا قیامت در برم کعبه گفتا من صفا و مروه دارم در کنار وصف اسماعیل باشد خاطرات هاجرم کربلا گفت این منم در خیمه گاه و قتله گاه سعی هفتاد و دو ثار الله را یادآورم کعبه گفتا چاه زمزم را کنار من ببین سالها و قرن ها جوشد ز دامان کوثرم کربلا گفتا که زمزم را چه با خون حسین زمزم تو آب ومن خون خدا را ساغرم کعبه گفتا بوده دحو الارض در دامان من من همانا بر تمام آفرینش محورم ناگهان از حق ندا آمد،حرم خاموش باش تو کجا و کربلا هر چند هستی محترم هستی تو خلقت تو از طفیل کربلاست چند می گویی که من از کربلا بالاترم کربلا دارد به کل آفرینش افتخار کربلا گوید که من عرش خدا را زیورم من مزار پاک هفتاد و دو ثار اللّهیم من هم آغوش ابالفضل و علیّ اکبرم اشک زهرا ریخته در دامن گلزار من عطر جنت می دمد از لاله های پرپرم ذره ای از خاک من،درد خلایق را دواست خون ثارالله می جوشد ز هر نخل ترم اینکه می بو سند با هم انبیاء واولیاء دست عباس است کافتاده به خاک معبرم گرچه در قلبم فرات و دجله می جوشد مدام آب آب تشنه گان افکنده بر جان آذرم در بغل دارم فرات و تا قیامت شرمگین از رباب و حنجر

1

این مطلب را پسند کرده اند.

اخلاقی بلخابی

/ فرازی از خطبه زینب کبری در مجلس یزید / ای یزید آیا گمان می بری این که اطراف زمین و ‌آفاق آسمان را بر ما تنگ گرفتی و راه چاره را بر ما بستی که ما را به مانند کنیزان به اسیری برند، ما نزد خدا خوار و تو سربلند گشته و دارای مقام و منزلت شده ای؟، پس خود را بزرگ پنداشته به خود بالیدی، شادمان و مسرور گشتی که دیدی دنیا چند روزی به کام تو شده و کارها بر وفق مراد تو می چرخد، و حکومتی که حق ما بود در اختیار تو قرار گرفته است، آرام باش، آهسته تر. آیا فراموش کرده ای قول خداوند متعال را «گمان نکنند آنان که کافر گشته اند این که ما آنها را مهلت می دهیم به نفع و خیر آنان است، بلکه ایشان را مهلت می دهیم تا گناه بیشتر کنند و آنان را عذابی باشد دردناک»

1

این مطلب را پسند کرده اند.

اخلاقی بلخابی

اباصالح التماس دعا هر کجا رفتی یاد ما هم باش نجف رفتی کربلا رفتی کاظمین رفتی یاد ما هم باش مدینه رفتی به پابوس قبر پیغمبر مادرت زهرا به دیدارقبر بی شمع مجتبی رفتی یاد ما هم باش زیارت نامه که میخوانی در کنار آن تربت خاموش به دنبال قبر مخفی از کوچه ها رفتی یاد ما هم باش بغل کردی قبر مادر را جای ما هم او ار زیارت کن همان لحظه که به احوالش از نوا رفتی یاد ما هم باش شب جمعه کربلا رفتی یادما هم کن چون زدی بوسه کنار قبر ابوالفضل با وفا رفتی یاد ما هم باش بزن بوسه جای ما روی قبر عباس و اکبر و اصغر سر قبر قاسم و قبر عمه ها رفتی یاد ما هم باش به جای ما هم زیارت کن عمه ات را در کنج ویرانه برای بوسیدن آن دردانه ها رفتی یاد ما هم باش نماز حاجت که میخوانی از برای فرج یاد ما هم باش شدی محرم در مراسم حج یا صفا رفتی یاد ما هم باش دعا کردی از برای معراج التماس دعا یاد ما هم باش به هرجا رفتی برو مهدی هر کجا رفتی یاد ما هم باش به جای ما هم زیارت کن عمه ات را در کنج ویرانه به یاد این نوکر درب آستان رفتی یاد ماهم باش


اخلاقی بلخابی

اباصالح التماس دعا هر کجا رفتی یاد ما هم باش نجف رفتی کربلا رفتی کاظمین رفتی یاد ما هم باش مدینه رفتی به پابوس قبر پیغمبر مادرت زهرا به دیدارقبر بی شمع مجتبی رفتی یاد ما هم باش زیارت نامه که میخوانی در کنار آن تربت خاموش به دنبال قبر مخفی از کوچه ها رفتی یاد ما هم باش بغل کردی قبر مادر را جای ما هم او ار زیارت کن همان لحظه که به احوالش از نوا رفتی یاد ما هم باش شب جمعه کربلا رفتی یادما هم کن چون زدی بوسه کنار قبر ابوالفضل با وفا رفتی یاد ما هم باش بزن بوسه جای ما روی قبر عباس و اکبر و اصغر سر قبر قاسم و قبر عمه ها رفتی یاد ما هم باش به جای ما هم زیارت کن عمه ات را در کنج ویرانه برای بوسیدن آن دردانه ها رفتی یاد ما هم باش نماز حاجت که میخوانی از برای فرج یاد ما هم باش شدی محرم در مراسم حج یا صفا رفتی یاد ما هم باش دعا کردی از برای معراج التماس دعا یاد ما هم باش به هرجا رفتی برو مهدی هر کجا رفتی یاد ما هم باش به جای ما هم زیارت کن عمه ات را در کنج ویرانه به یاد این نوکر درب آستان رفتی یاد ماهم باش‎ ‎

2

این مطلب را پسند کرده اند.

اخلاقی بلخابی

بسم الله الرحمن الرحیم اللّهُمَّ کُنْ لِوَلِيِّکَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي کُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراًوَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْکِنَهُ أَرْضَک َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً برای تعجیل در فرجش صلوات


امیرحسین


بزرگترین وبروزتـــــــــرین وبلاگ سیاسی
به ما سر بزنید
[لینک]

http://sayberi-saveh.tk/لینک:
د

8

این مطلب را پسند کرده اند.

2

این مطلب را داغ کرده اند.

اخلاقی بلخابی

ما شيعه آل مصطفي ايم آينه كربلا نماييم اي تشنه شهيد سر بريده دل از سر و از پسر بريده در ظهر عتش مگر چه ديدي كز جام جهان نظر بريدي اي آب حيات دين احمد اي كشتي امت محمد تو نوح تمام ما سوايي تاج سر عرش كبريايي حب تو اقامه نماز است ذكر تو همم آره دلنواز است اي ناز تو بهترين سرآغاز چشمي به نياز ما بيانداز يك چشمه نگر نماز مارا پر كن قدح نياز مارا


اخلاقی بلخابی

مادرم سلام، پدرم سلام صدای لرزانم را از ته چاه نا امیدی می شنوید. چقدر اینجا سرد و تاریک است. دنیا را می گویم. شاید روزی که برای نخستین بار، تن ضعیف مرا در آغوش گرفتید و از خوشحالی، اشک شوق ریختید، فکرش را هم نمیکردم پا به مکانی گذاشته ام که تحملش هر ثانیه سخت تر و نفس کشیدن در آن سنگین تر شود. نمی دانید در این روزها ، همچون روزهای گذشته و روزهایی که هنوز نیامده اند، چقدر محتاج تان هستم. گرمای دستانتان ، حتی از فرسنگ ها دورتر ، و یا حتی دنیایی دیگر ، مایه دگرگونی زندگیم است. من تجلی خدا را در شما دیدم که بی هیچ چشمداشتی، محبت را از من دریغ نکردید. براستی که واژه ی "فداکاری" در مقابلتان خجالت زده است. در روزهای سخت و سرگیجگی های مدامم ، تجسم چهره ی پر محبتتان ، کورسوی امیدم را مشعلی نورانی گردانید تا در این مسیر پرخطر زندگی ، هدایتگرَم باشد. پدرم، دستان درشت و پر محبتت، همیشه نوازشگرم بوده و مدت هاست که با خود می گویم: فرشته ها هم می توانند مرد باشند! و تو ای مادرم ، من بهشت را نه فقط در زیر پاهایت ، که در کف دستانت ، در برق چشمانت و آغوش پُر مهرت دیدم. در خستگی ها و روزمرگی هایم ، اگر نام و یاد و خاطرتان نبود، بی شک اکنون بهانه ای برای زندگیم نبود. حال، من خوشبختم که شما را در خاطرم دارم. فاصله ها ارزشی ندارند که دل هایمان به هم نزدیک است. من هنوز خود را کودکی می بینم که لبخند پُر مهرتان را در بالای گهواره ی زندگیم می بینم و پنهانی، زمزمه ی دعاهایتان را پشت سرم می شنوم که مرا به "بودن" امیدوارتر می کند. هیچوقت فراموشتان نمی کنم... Balkhabi


اخلاقی بلخابی

گفت با کرب و بلا کعبه من از تو بهترم تو بیابانیّ و من بیت خدای اکبرم کربلا در پاسخش گفتا اگر تو خانه ای من همه خون خدا می جوشد از بام و درم کعبه گفتا مرد و زن بر گرد من آرد طواف من مطاف مسلمین از کهتر و از مهترم کربلا گفتا چه گویی هر شب آدینه من میزبان انبیاء از اولین تا آخرم کعبه گفتا انبیاء بر گرد من گردیده اند تو کجا و من کجا، تو دیگری من دیگرم کربلا گفتا که روح انبیا را کعبه ایست آن منم،زیرا مزار زاده پیغمبرم کعبه گفتا مرتضی در من به دنیا آمده این شرافت بس ، که من خود زادگاه حیدرم کربلا گفتا علی بوده سه شب مهمان تو من حسینش را گرفتم تا قیامت در برم کعبه گفتا من صفا و مروه دارم در کنار وصف اسماعیل باشد خاطرات هاجرم کربلا گفت این منم در خیمه گاه و قتله گاه سعی هفتاد و دو ثار الله را یادآورم کعبه گفتا چاه زمزم را کنار من ببین سالها و قرن ها جوشد ز دامان کوثرم کربلا گفتا که زمزم را چه با خون حسین زمزم تو آب ومن خون خدا را ساغرم کعبه گفتا بوده دحو الارض در دامان من من همانا بر تمام آفرینش محورم ناگهان از حق ندا آمد،حرم خاموش باش تو کجا و کربلا هر چند هستی محترم هستی تو خلقت تو از طفیل کربلاست چند می گویی که من از کربلا بالاترم کربلا دارد به کل آفرینش افتخار کربلا گوید که من عرش خدا را زیورم من مزار پاک هفتاد و دو ثار اللّهیم من هم آغوش ابالفضل و علیّ اکبرم اشک زهرا ریخته در دامن گلزار من عطر جنت می دمد از لاله های پرپرم ذره ای از خاک من،درد خلایق را دواست خون ثارالله می جوشد ز هر نخل ترم اینکه می بو سند با هم انبیاء واولیاء دست عباس است کافتاده به خاک معبرم گرچه در قلبم فرات و دجله می جوشد مدام آب آب تشنه گان افکنده بر جان آذرم در بغل دارم فرات و تا قیامت شرمگین از رباب و حنجر


اخلاقی بلخابی

اباصالح التماس دعا هر کجا رفتی یاد ما هم باش نجف رفتی کربلا رفتی کاظمین رفتی یاد ما هم باش مدینه رفتی به پابوس قبر پیغمبر مادرت زهرا به دیدارقبر بی شمع مجتبی رفتی یاد ما هم باش زیارت نامه که میخوانی در کنار آن تربت خاموش به دنبال قبر مخفی از کوچه ها رفتی یاد ما هم باش بغل کردی قبر مادر را جای ما هم او ار زیارت کن همان لحظه که به احوالش از نوا رفتی یاد ما هم باش شب جمعه کربلا رفتی یادما هم کن چون زدی بوسه کنار قبر ابوالفضل با وفا رفتی یاد ما هم باش بزن بوسه جای ما روی قبر عباس و اکبر و اصغر سر قبر قاسم و قبر عمه ها رفتی یاد ما هم باش به جای ما هم زیارت کن عمه ات را در کنج ویرانه برای بوسیدن آن دردانه ها رفتی یاد ما هم باش نماز حاجت که میخوانی از برای فرج یاد ما هم باش شدی محرم در مراسم حج یا صفا رفتی یاد ما هم باش دعا کردی از برای معراج التماس دعا یاد ما هم باش به هرجا رفتی برو مهدی هر کجا رفتی یاد ما هم باش به جای ما هم زیارت کن عمه ات را در کنج ویرانه به یاد این نوکر درب آستان رفتی یاد ماهم باش

دوستان

دوست شده ام

گروه‌ها

آخرین بازدیدکنندگان

(1828دفعه)
ابتدا وارد سایت شوید .

دعوتنامه

اخلاقی بلخابی کسی رابه جامعه مجازی فیسکوب ایرانیان معرفی نکرده است.