فیسکوب ایرانیان - zahra-f - زهرا  
سلام دوست عزيز،
به شبکه اجتماعي فیسکوب ایرانیان خوش آمديد. براي استفاده از تمام امکانات شبکه ، شما بايد عضو اين سايت باشيد.
عضويت در شبکه اجتماعي فیسکوب ایرانیان رايگان است و هميشه هم رايگان خواهد ماند!
براي عضويت بر روي اين [لينک] کليک کنيد.


زهرا
مدت زمان عضویت: 2 سال و 3 ماه و 19 روز و 21 ساعت و 6 دقيقه قبل


4953
نام کاربری: zahra-f
نام واقعی: زهرا

زهرا 
زهرا

حوصلم سریده

1

این مطلب را پسند کرده اند.
زهرا 
زهرا

ﮔﻔﺘﯽ: ﻏﺰﻝ ﺑﮕﻮ! ﭼﻪ ﺑﮕﻮﯾﻢ؟ ﻣﺠﺎﻝ ﮐﻮ؟
ﺷﯿﺮﯾﻦ ﻣﻦ، ﺑﺮﺍﯼ ﻏﺰﻝ ﺷﻮﺭ ﻭ ﺣﺎﻝ ﮐﻮ؟
ﭘﺮ ﻣﯽ ﺯﻧﺪ ﺩﻟﻢ ﺑﻪ ﻫﻮﺍﯼ ﻏﺰﻝ، ﻭﻟﯽ
ﮔﯿﺮﻡ ﻫﻮﺍﯼ ﭘﺮ ﺯﺩﻧﻢ ﻫﺴﺖ، ﺑﺎﻝ ﮐﻮ؟
ﮔﯿﺮﻡ ﺑﻪ ﻓﺎﻝ ﻧﯿﮏ ﺑﮕﯿﺮﻡ ﺑﻬﺎﺭ ﺭﺍ
ﭼﺸﻢ ﻭ ﺩﻟﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻤﺎﺷﺎ ﻭ ﻓﺎﻝ ﮐﻮ؟
ﺗﻘﻮﯾﻢ ﭼﺎﺭﻓﺼﻞ ﺩﻟﻢ ﺭﺍ ﻭﺭﻕ ﺯﺩﻡ
ﺁﻥ ﺑﺮﮔﻬﺎﯼ ﺳﺒﺰِِ ﺳﺮﺁﻏﺎﺯ ﺳﺎﻝ ﮐﻮ؟
ﺭﻓﺘﯿﻢ ﻭ ﭘﺮﺳﺶ ﺩﻝ ﻣﺎ ﺑﯽ ﺟﻮﺍﺏ ﻣﺎﻧﺪ
ﺣﺎﻝ ﺳﺆﺍﻝ ﻭ ﺣﻮﺻﻠﻪ ﻗﯿﻞ ﻭ ﻗﺎﻝ ﮐﻮ؟

ﻗﯿﺼﺮ ﺍﻣﯿﻦ ﭘﻮﺭ

10

این مطلب را پسند کرده اند.
زهرا 
زهرا

ﺧﺴﺘﻪ ﺍﻡ ﺍﺯ ﺁﺭﺯﻭﻫﺎ ، ﺁﺭﺯﻭﻫﺎﻱ ﺷﻌﺎﺭﻱ
ﺷﻮﻕ ﭘﺮﻭﺍﺯ ﻣﺠﺎﺯﻱ ، ﺑﺎﻟﻬﺎﻱ ﺍﺳﺘﻌﺎﺭﻱ
ﻟﺤﻈﻪ ﻫﺎﻱ ﮐﺎﻏﺬﻱ ﺭﺍ، ﺭﻭﺯ ﻭ ﺷﺐ ﺗﮑﺮﺍﺭ ﮐﺮﺩﻥ
ﺧﺎﻃﺮﺍﺕ ﺑﺎﻳﮕﺎﻧﻲ،ﺯﻧﺪﮔﻲ ﻫﺎﻱ ﺍﺩﺍﺭﻱ
ﺁﻓﺘﺎﺏ ﺯﺭﺩ ﻭ ﻏﻤﮕﻴﻦ ، ﭘﻠﻪ ﻫﺎﻱ ﺭﻭ ﺑﻪ ﭘﺎﻳﻴﻦ
ﺳﻘﻔﻬﺎﻱ ﺳﺮﺩ ﻭ ﺳﻨﮕﻴﻦ ، ﺁﺳﻤﺎﻧﻬﺎﻱ ﺍﺟﺎﺭﻱ
ﺑﺎ ﻧﮕﺎﻫﻲ ﺳﺮ ﺷﮑﺴﺘﻪ،ﭼﺸﻤﻬﺎﻳﻲ ﭘﻴﻨﻪ ﺑﺴﺘﻪ
ﺧﺴﺘﻪ ﺍﺯ ﺩﺭﻫﺎﻱ ﺑﺴﺘﻪ، ﺧﺴﺘﻪ ﺍﺯ ﭼﺸﻢ ﺍﻧﺘﻈﺎﺭﻱ
ﺻﻨﺪﻟﻲ ﻫﺎﻱ ﺧﻤﻴﺪﻩ،ﻣﻴﺰﻫﺎﻱ ﺻﻒ ﮐﺸﻴﺪﻩ
ﺧﻨﺪﻩ ﻫﺎﻱ ﻟﺐ ﭘﺮﻳﺪﻩ ، ﮔﺮﻳﻪ ﻫﺎﻱ ﺍﺧﺘﻴﺎﺭﻱ
ﻋﺼﺮ ﺟﺪﻭﻝ ﻫﺎﻱ ﺧﺎﻟﻲ، ﭘﺎﺭﮎ ﻫﺎﻱ ﺍﻳﻦ ﺣﻮﺍﻟﻲ
ﭘﺮﺳﻪ ﻫﺎﻱ ﺑﻲ ﺧﻴﺎﻟﻲ، ﻧﻴﻤﮑﺖ ﻫﺎﻱ ﺧﻤﺎﺭﻱ
ﺭﻭ ﻧﻮﺷﺖ ﺭﻭﺯﻫﺎ ﺭﺍ،ﺭﻭﻱ ﻫﻢ ﺳﻨﺠﺎﻕ ﮐﺮﺩﻡ:
ﺷﻨﺒﻪ ﻫﺎﻱ ﺑﻲ ﭘﻨﺎﻫﻲ ، ﺟﻤﻌﻪ ﻫﺎﻱ ﺑﻲ ﻗﺮﺍﺭﻱ
ﻋﺎﻗﺒﺖ ﭘﺮﻭﻧﺪﻩ ﺍﻡ ﺭﺍ،ﺑﺎ ﻏﺒﺎﺭ ﺁﺭﺯﻭﻫﺎ
ﺧﺎﮎ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺑﺴﺖ ﺭﻭﺯﻱ ، ﺑﺎﺩ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺑﺮﺩ ﺑﺎﺭﻱ
ﺭﻭﻱ ﻣﻴﺰ ﺧﺎﻟﻲ ﻣﻦ، ﺻﻔﺤﻪ ﻱ ﺑﺎﺯ ﺣﻮﺍﺩﺙ
ﺩﺭ ﺳﺘﻮﻥ ﺗﺴﻠﻴﺘﻬﺎ ، ﻧﺎﻣﻲ ﺍﺯ ﻣﺎ ﻳﺎﺩﮔﺎﺭﻱ

ﻗﯿﺼﺮ ﺍﻣﯿﻦ ﭘﻮﺭ

10

این مطلب را پسند کرده اند.
زهرا 
زهرا

از سکوتم می نويسم تا بدانی خسته ام
بی هوايت کنج پستوهای غم يخ بسته ام

بی تو بی تابی دراين برزخ به جانم خیمه زد
من هنوز اين بغض را از رفتنت نشکسته ام

با خيالت روزها را بی صدا سر می کنم
بی تو دارم بی کسی را تازه باور میکنم

از کلامم هرکسی شيدايی ام را خوانده است
ياد چشمانت مرا از هر نگاهی رانده است

کاش بودی تا بهارم غرق بی رنگی نبود
کاش در تقدير ما دوری ودلتنگی نبود...

6

این مطلب را پسند کرده اند.
زهرا 
زهرا

گرچه تمام بودنم گمشده در نبودنت
غرق محال می شوم ، خام دوباره بودنت

چهره ی زیبای تو را نقش خیال می کنم
باز به خواب خویشتن رسم محال می کنم

حسرت دیدار تو را آهِ دوباره می کشم
در شب بی ستاره ام تو را ستاره می کشم

کاش دوباره بنگری بر دل زار و خسته ام
خسته که نه ز عشق تو خرد شدم ، شکسته ام

روز میان خواب من باز غروب می شود
« اگر بیای از سفر آه چه خوب می شود »

مثل همیشه می روی باز تو از خیال من
باز تمام می شود آرزوی محال من

نقش تو پاک می شود باز ز خواب می پرم
حسرت دیدار تو را به کنج سینه می برم

5

این مطلب را پسند کرده اند.
زهرا 
زهرا

خنده باید زد به ریش روزگار
ورنه دیر یا زود پیرت می کند
سنگ اگر باشی خمیرت می کند
شیر اگر باشی پنیرت می کند
باغ اگر باشی کویرت می کند
شاه اگر باشی حقیرت می کند
ثروت ار داری فقیرت می کند
گاز را بگرفته زیرت می کند
عاقبت از عمر سیرت می کند
گر زدی قهقه به ریش روزگار
ریش را چرخانده شیرت می کند
دل به تو داده دلیرت می کند
خویشتن فرش مسیرت می کند
عشق را نور ضمیرت می کند
خاک اگر باشی حریرت می کند
کوروش ار باشی کبیرت می کند
رستم ار باشی امیرت می کند
آشپز باشی وزیرت می کند
پس بخندید و بخندانید هم
خنده دنیا را اسیرت می کند

5

این مطلب را پسند کرده اند.
زهرا 
زهرا

زمـسـتـان و تـابـسـتـان نــدارد

اگـرنـبــاشــی

چهـارسـتــون بـــدنـم مـیـلرزد!!!

6

این مطلب را پسند کرده اند.
زهرا 
زهرا

بیقرارم من قرارم را کجا پیدا کنم

شب نصیبم روزگارم را کجا پیدا کنم

من که در این شهر حتی خود را گم کرده ام


شمع بَزم شام تارم را کجا پیدا کنم

زیر سقف آسمانی خالی از خورشیدو ماه

مانده ام لیل و نهارم را کجا پیدا کنم

فصل یخبندان ندارد قصد کوچ از خاطرم

مُنجمد گشتم بهارم را کجا پیدا کنم

کاروان درد نقد هستیم با خویش بُرد

رفته بر بادم غبارم را کجا پیدا کنم

بی پناهی پای در بند حصار حسرتم

دوستان راه فرارم را کجا پیدا کنم

5

این مطلب را پسند کرده اند.
زهرا 
زهرا

خـــاک این شهر به چشمان تو عادت دارد
خوش بحال نفس قم که لیاقت دارد

چون تو یک روز از این کوچه گذشتی
عمری زندگی در دل این شهر سعادت دارد

گنبدت پر شده از کفتر و تنها دل من
چون کلاغی ست که رویای زیارت دارد

کوچک است آه ولی حوض تو با دریا و ...
گنبدت با خود خورشید رقابت دارد…

میلاد کریمه اهل بیت مبارکــ

6

این مطلب را پسند کرده اند.
زهرا 
زهرا

گفتمش: آخرعشق را معنا کنم
بلکه جای خویش را پیدا کنم
آمدم دیدم جای لاف نیست
عشق غیر از *ع ش ق * نیست
آمدم گفتم : به آوای جلی
ع* یعنی عشق مولایم علی
ش* یعنی شور الله وصمد
ق* یعنی قل هو الله احد

6

این مطلب را پسند کرده اند.
زهرا 
زهرا

عبادت از سر وحشت واسه عاشق عبادت نیست
پرستش راه تسکینه ،پرستیدن تجارت نیست

6

این مطلب را پسند کرده اند.
زهرا 
زهرا

خدایا در دوراهی زندگی ام تابلوی راهت را محکم تر قرار بده
مبادا که با هرنسیمی راهم را کج کنم....

6

این مطلب را پسند کرده اند.
زهرا 
زهرا

خوابِ مرا ببسته‌ای
نقش مرا
بشسته‌ای...
وز همه‌ام گسسته‌ای
بی تو
به سر نمی‌شود

6

این مطلب را پسند کرده اند.
زهرا 
زهرا

هر چه کردی به دلم ، ... باز تو را بخشیدم
با زبان زخم زدی ، ... دشنه زدی ... خندیدم

معنی تک تک رفتار تو را ... میفهمم
ساده لوحی ست ، ... بگویم که نمی فهمیدم !

غرق تردید شدم ، ... باز تحمل کردم
تا زمانی که ... به چشمان خودم هم دیدم

دیدم از خشم خداوند ... نمی ترسیدی
تو نترسیدی و من سخت از آن ترسیدم

بسته بودم ، لب از آن درد و از آن بی مهری
تو جفا کردی و من هیچ ... نمی پرسیدم

بی سبب نیست ، ... فراموش شدی در یادم
که تو مهتاب شبانگاهی و ... من خورشیدم

عاقبت سرد شدم ، خسته شدم ، یخ کردم !
مثل خورشید ... غروبی که نمی تابیدم

شکل یک سیب ، که گندیده و کرم افتاده ،
کرم کردم ! ... و از اعماق درون گندیدم

اشک های دل من ، از تو و عشق تو نبود
بلکه از سادگی قلب خودم رنجیدم ...

برو ای یار برو ! از تو گذشتم ، خوش باش
برو ای یار ! که من مهر تو را بخشیدم...

6

این مطلب را پسند کرده اند.
زهرا 
زهرا

تویی بهانه ام اما بهانه ای که ندارم
گذاشتم سر خود را به شانه ای که ندارم

تمام عمر کشاندی مرا به سوی نگاهت
تمام عمر به سوی نشانه ای که ندارم

چگونه حرف دلم را به چشم هات بگویم
قصیده ای که نگفتم، ترانه ای که ندارم

مرا رها کن و بگذار در قفس بنشینم
که دلخوشم به همین آب و دانه ای که ندارم.



سید حمید رضا برقعی

5

این مطلب را پسند کرده اند.

دوستان

همه »

دوست شده ام

گروه‌ها

(5گروه)

آخرین بازدیدکنندگان

(2760دفعه)
ابتدا وارد سایت شوید .

دعوتنامه

زهرا کسی رابه جامعه مجازی فیسکوب ایرانیان معرفی نکرده است.