,فکر کن رفتی حموم
.
.
.
حولت یادت رفته!...
.
.
.
.
داد می زنی: یکی حوله منو از رو تختم بده
.
.
.
.
در یکم باز میشه
.
.
یه دستی حوله رو میده بهت
می گیری، تشکر می کنی...
.
.
خودتو خشک می کنی
لباس می پوشی
.
دستتو که میذاری رو دستگیره درو باز کنی بیای بیرون یادت میفته همه رفتن مسافرت و تو تو خونه تنها بودی...
.
.
.
.
حستو بگووووو
مجیدندایی
Verwijder reactie
Weet je zeker dat je deze reactie wil verwijderen?
یلداااا.
Verwijder reactie
Weet je zeker dat je deze reactie wil verwijderen?
عباس
Verwijder reactie
Weet je zeker dat je deze reactie wil verwijderen?