9 лет назад - перевести

شخصی *چای* را آن قدر *کم رنگ* می‌‌نوشید که به سختی می‌‌توانستیم بفهمیم که آب جوش نیست!
>
> *چربی‌ و نمک* هم اصلا *نمی‌‌خورد!*
*ورزش می‌‌کرد*
و وقتی از ا‌و علت این کار‌هایش را می‌‌پرسیدیم، می‌‌گفت که این‌ها برای سلامتی‌ بد است و سکته می‌‌آورد.
>
> ا‌و در *چهل و پنج سالگی در اثر سکته قلبی درگذشت! .*
> چندی پیش یک زندانی در امریکا از زندان گریخت.
> به ایستگاه راه آهن می رود و سوار یک واگن باری می شود.
> در واگن به صورت خودکار بسته می شود و قطار به راه می افتد.او متوجه می شود که سوار فریزر قطار شده است.
> روی تکه کاغذی می نویسد: این مجازات رفتار های بد من است, که باید منجمد شوم.
> وقتی قطار به ایستگاه می رسد, مامورین با جسد او روبرو می شوند.در حالی که فریزر قطار خاموش بوده است.
>
> *منتظر هرچه باشیم،همان برایمان پیش می‌‌آید.*
>
> *منتظر شادی باشیم، شادی پیش می‌‌آید.*
>
> *منتظر غم باشیم، غم پیش می‌‌آید.*
>
> *هرگز پول را برای بیماری و مشکلات پس انداز نکنیم. چون رخ می‌‌دهد.*
>
> *پول را برای عروسی ، برای خرید خانه ، اتومبیل ، مسافرت و نظایر آن پس انداز کنیم.*
>
> *وقتی می‌‌گوئیم این پول برای خرید اتومبیل است، دیگر به تصادف فکر نکن...*
> ژاپنی‌ها ضرب‌المثل جالبی دارند و می‌گویند:
>
> اگر فریاد بزنی به صدایت گوش می‌دهند !
> و اگر آرام بگویی به حرفت گوش می‌دهند !
> قدرت کلماتت را بالا ببر نه صدایت را !
>
> این "باران" است که باعث رشد گل ها می شود نه "رعد و برق" !
>
>

Мне нравится