11 years ago - Translate

گفت محمد که ز دشت بلا بي‌سر آيند حسين مرا
اي لب تو تشنه‌ترين غنچه‌ها کرده غمت با دل خونم چه‌ها
دل خوشي و عشق نگردند جمع شاهد من آتش و اشک است و شمع
طوطي اگر در قفس آئينه داشت چلچله ما غم ديرينه داشت
غصه حريف دل مشتاق نيست هرکه کند شکوه ز عشاق نيست

Like