11 лет назад - перевести

دوستش دارم…
سکوتش را،
صبرش را ،
تنهاییش را…!
بودنش عادتیست مثل نفس کشیدن…
و من عجیب به آغوشش از آن سوی فاصله ها خو گرفته ام!
هنوز هــــم !
از بین همه کارهای دنیــــــا
به یاد او بودن بیشتر به دلـــم میچسبد…!
“خدایم را می گویم”
او تکراری ترین حضور روزگار من است…!
خدایم را میگویم ...

Мне нравится