آنقَدَر وسوسه دارم بنویسم ، که نگو ،
آنقَدَر حسرت دیدار تو دارم ، که نگو ،
بس که دلتنگ تو ام ، از سر شب تا حالا ،
آنقَدَر بوسه به تصویر تو دادم ، که نگو ،
جانِ من حرف بزن !
امر بفرما !
آنقَدَر گوش به فرمان تو هستم که نگو...
کوچه پس کوچه ی این شهر پر از تنهاییست ،
آنقَدَر بی تو در این شهر غریبم که نگو...
امشب از کوچه ی دلتنگیِ من میگُذری؟!
آنقَدر خاک کف پای تو هستم که نگو !
جانِ من زود بیا...
آنقَدَر حسرت آغوش تو دارم که نگو !
حمید3G(^_^)
supprimer les commentaires
Etes-vous sûr que vous voulez supprimer ce commentaire ?
آرمان والامنش
supprimer les commentaires
Etes-vous sûr que vous voulez supprimer ce commentaire ?