بشنوید
صحبت بین شیطان و انسان در آن بر(جالب تا اخر بخوانید)
انسان بیدار شد صدایی به او گفت انسان با خود چه کردی وای بر تو مرد بیچاره با صدایی گرفته گفت چه شده من کجایی با صدای رسا و بلند یگی به سخن آمد و گفت تو در برزخ هستی و بدبختانه جهنمی ترس وجودش را گرفت و گفت نه نه این ممکن نیست
بعد شیطان آمد و خندید یادش امد مرد کار هایش را مرد گفت شیطان بر من میخندی همه مقصر تو هستی شیطان گفت من من چکاره ام من چه کردم انسان گفت مگر تو نبودی مرا توشیق می کردی مگر تو منو دعوت نکردی مگر تو وعده خوبی و عالی را به من ندادی شیطان گفت من که هستم که که به تو وعده دهم من خود جهنمی هستم تو را چگونه به بهشت ببرم
من تو را دعوت کردم تو هم آمدی چه وعده ای چه چیزی
انسان گفت پس چگونه هر بار زمین میخوردم می خواستم بلند شوم بلندم می کردی
شیطان گفت من قدرت بلند شدن خود را نداشتم چگونه تو را بلند می کنم شیطان باز خندید و گفت من کاری نکردم نفس تو رام نشده بود من حتی کوچیکترین زحمتی نکشیدم تو خودت به سراغ من آمدی هر گاه نفست رام شد کار من شروع میشد
پست بعدی را ببینید

پسند