دم (علیه‌السلام)

هنگامی که حضرت آدم (علیه‌السلام) از کربلا می‌گذشت پایش لغزید و به زمین خورد و خون از پایش جاری شد، سر به آسمان بلند کرد و گفت: خدایا! آیا گناهی از من سرزده است که اینگونه کیفر می‌شوم؟ وحی آمد: نه! بلکه در این سرزمین فرزندت حسین (علیه‌السلام) به دست ظالمان و ستمکاران به شهادت می‌رسد، خون تو به نشانه همدردی و همرنگی با او به زمین ریخت.

حضرت آدم (علیه‌السلام) قاتل او را نفرین کرد و به سوی کوه عرفات راهی شد. در عرفات نیز بعد از آنکه آدم (علیه‌السلام) داستان شهادت امام حسین (علیه‌السلام) را از جبرئیل شنید همراه با فرشتگان بر غربت امام گریست و سیلاب اشک بر گونه‌هایش جاری شد[۱].

پسند