تو بزرگی مث اون لحظه که بارون میزنه..
تو همون خونی که هر لحظه تو رگ های منه..
تو مث خواب گل سرخی، لطیفی مث خواب،
من همونم که اگه بی تو باشه جون میکنه..
من نیازم تو رو هر روز دیدنه...
از لبت دوسِت دارم شنیدنه...
تو مث وسوسه شکار یک شاپرکی...
تو مث شوق رها کردن یک بادبادکی...
تو همیشه مث یک قصه پر از حادثه ای..
تو مث شادی خواب کردن یک عروسکی...
من نیازم تو رو هر روز دیدنه
از لبت دوسِت دارم شنیدنه...
تو قشنگی مث شکلایی که ابرا میسازن،
گلای اطلسی از دیدن تو رنگ میبازن...

image
Gefällt mir