شبکه اجتماعی فیسکوب ایرانیان Logo
    • Pesquisa avançada
  • Visitante
    • Login
    • Registrar
    • Modo noturno
مهدی Cover Image
User Image
Arraste para reposicionar a cobertura
مهدی Profile Picture
مهدی
  • Oś czasu
  • Grupos
  • Seguindo
  • Seguidores
  • Fotos
  • Vídeos
مهدی profile picture
مهدی
11 anos atrás - Traduzir

مرد ملاک وارد روستا شد. آوازه اش را از ماهها پیش شنیده بودند.
زمینها را میخرید. خانه ها را ویران میکرد و ساختمانهایی مدرن بر آنها بنا میکرد.
پیشنهادهایش آنقدر جذاب بود که همه را وسوسه میکرد.
روستاها یکی پس از دیگری به دست او ویران شده بود.
نوعی حرص عجیب داشت. حرص برای زمین خواری
همه میدانستند که پیشنهادهای مالی جذابش، این روستا را نیز نابود خواهد کرد.
کدخدا آمد. روبروی مرد ایستاد. مرد در حالی که به دامنه کوه خیره شده بود گفت:
کدخدا! همه این املاک را با هم چند می فروشی؟
کدخدا سکوتی کرد و گفت: در ده ما زمین مجانی است.
سنت این است که خریدار، محیط زمین را پیاده میرود و به نقطه اول باز میگردد.
هر آنچه پیموده به او واگذار میشود.
مرد ملاک گفت: مرا مسخره میکنی؟
کدخدا گفت: ما نسلهاست به این شیوه زمین می فروشیم.
مرد ملاک به راه افتاد. چند ساعتی راه رفت.
گاهی با خود فکر میکرد که زودتر دور بزند و به نقطه شروع بازگردد
اما باز وسوسه میشد که چند گامی بیشتر برود
و زمینی بزرگتر را از آن خود کند. تمام کوهپایه را پیمود
غروب بود. روستاییان و کدخدا در انتظار بودند.
سایه ای از دور نمایان شد. مرد ملاک کم کم به کدخدا و روستاییان نزدیک می شد.
زمانی که به کدخدا رسید، نمیتوانست بایستد. زانو زد.
حتی نمیتوانست حرف بزند. بر روی زمین دراز کشید و جان داد.
نگاهش هنوز به دوردستها، به کوهپایه ها، خیره مانده بود.
کوهپایه هایی که دیگر از آن او نبودند
(لئوتولستوی)

Curtir
Comentario
Compartilhar
مهدی profile picture
مهدی
11 anos atrás - Traduzir

گویند روزی دزدی در راهی بسته ای یافت که در آن چیز گرانبهایی بود و دعایی نیز پیوست آن بود. آن شخص بسته را به صاحبش بازگرداند.
او را گفتند : چرا این همه مال را از دست دادی؟
گفت: صاحب مال عقیده داشت که این دعا، مال او را حفظ می کند و من دزد مال او هستم، نه دزد دین! اگر آن را پس نمی دادم و عقیده صاحب آن مال خللی می یافت، آن وقت من، دزد باورهای او نیز بودم و این کار دور از انصاف است.

Curtir
Comentario
Compartilhar
مهدی profile picture
مهدی
11 anos atrás - Traduzir

انسان درويشي به اشتباه توسط فرشتگان به جهنم فرستاده ميشود .
پس از اندك زماني داد شيطان در مي آيد و رو به فرشتگان مي كند و مي گويد : جاسوس مي فرستيد به جهنم!؟
از روزي كه اين ادم به جهنم آمده مداوم در جهنم در گفتگو و بحث است و جهنميان را هدايت مي كند و...
حال سخن درويشي كه به جهنم رفته بود اين چنين است: با چنان عشقي زندگي كن كه حتي بنا به تصادف اگر به جهنم افتادي خود شيطان تو را به بهشت باز گرداند

Curtir
Comentario
Compartilhar
مهدی profile picture
مهدی
11 anos atrás - Traduzir

گویند روزی پادشاهی این سوال برایش پیش می آید و میخواهد بداند که نجس ترین چیزها در دنیای خاکی چیست. برای همین کار وزیرش را مامور میکند که برود و این نجس ترین نجس ترینها را پیدا کند و در صورتی که آنرا پیدا کند و یا هر کسی که بداند تمام تخت و تاجش را به او بدهد وزیر هم عازم سفر میشود و پس از یکسال جستجو و پرس و جو از افراد مختلف به این نتیجه رسید که با توجه به حرفها و صحبتهای مردم باید پاسخ همین مدفوع آدمیزاد اشرف باشد و عازم دیار خود میشود در نزدیکی های شهر چوپانی را میبیند و به خود میگوید بگذار از او هم سوال کنم شاید جواب تازه ای داشت بعد از صحبت با چ.پان او به وزیر میگوید من جواب را میدانم اما یک شرط دارد و وزیر نشنیده شرط را میپذیرد چوپان هم میگوید تو باید مدفوع خودت را بخوری وزیر آنچنان عصبانی میشود که میخواهد چوپان را بکشد ولی چوپان به او میگوید تو میتوانی من را بکشی اما مطمئن باش پاسخی که پیدا کرده ای غلط است تو اینکار را بکن اگر جواب قانع کننده ای نشنیدی من رابکش
خلاصه وزیر به خاطر رسیدن به تاج و تخت هم که شده قبول میکند و آن کار را (اسمشو نبر را) انجام میدهد سپس چوپان به او میگوید کثیف ترین و نجس ترین چیزها طمع است که تو به خاطرش حاضر شدی آنچه را فکر میکردی نجس ترین است بخوری

Curtir
Comentario
Compartilhar
مهدی profile picture
مهدی
11 anos atrás - Traduzir

پنج آدمخوار به عنوان کارمند در یک اداره استخدام شدند. هنگام مراسم خوشامدگویی رئیس اداره گفت: شما همه جزو تیم ما هستید. شما اینجا حقوق خوبی می گیرید و می توانید به غذاخوری شرکت رفته و هر مقدار غذا که دوست داشتید بخورید. بنابراین فکر خوردن کارکنان دیگر را از سر خود بیرون کنید. آدمخوارها قول دادند که با کارکنان اداره کاری نداشته باشند. چهار هفته بعد رئیس اداره به آنها سر زد و گفت: می دانم که شما خیلی سخت کار می کنید. من از همه شما راضی هستم. اما یکی از نظافت چی های ما ناپدید شده است. کسی از شما می داند که چه اتفاقی برای او افتاده است؟ آدمخوارها اظهار بی اطلاعی کردند. بعد از اینکه رئیس اداره رفت، رئیس آدمخوارها از بقیه پرسید: کدوم یک از شما نادونا اون نظافت چی رو خورده؟ یکی از آدمخوارها با اکراه دستش را بالا برد. رئیس گفت: ای احمق! طی این چهار هفته ما مدیران، مسئولان و مدیران پروژه ها را خوردیم و هیچ کس چیزی نفهمید و حالا تو اون آقا را خوردی و رئیس متوجه شد؟! از این به بعد لطفاً افرادی را که کار می کنند نخورید.

Curtir
Comentario
Compartilhar
Carregar mais posts
    Info
  • 10 Postagens

  • Homem
    lbuns 
    0
    Seguindo 
    12
  • REZA
    رحمت اقاجا
    سروش
    حسن
    sorosh
    ℳ
    Maryam
    نفس
    masiha
    Seguidores 
    1
  • حسرت
    Grupos 
    4
  • پشتيبانی
    عضو جدید
    دبيرستاني
    کهکشان آبی

© 2026 شبکه اجتماعی فیسکوب ایرانیان

Linguagem
  • Persian
  • English
  • Arabic
  • Dutch
  • French
  • German
  • Italian
  • Portuguese
  • Russian
  • Spanish
  • Turkish

  • Sobre
  • Contato
  • Mais
    • Privacidade
    • Termos de Uso

Anular

Tem certeza de que quer desamor?

Denunciar este usuário

Importante!

Tem certeza de que deseja remover esse membro da sua família?

Você cutucou Napeluon

Novo membro foi adicionado com sucesso à sua lista de família!

Recorte seu avatar

avatar

© 2026 شبکه اجتماعی فیسکوب ایرانیان

  • Início
  • Sobre
  • Contato
  • Privacidade
  • Termos de Uso
Linguagem
  • Persian
  • English
  • Arabic
  • Dutch
  • French
  • German
  • Italian
  • Portuguese
  • Russian
  • Spanish
  • Turkish

Comentário relatado com sucesso.

O post foi adicionado com sucesso à sua linha de tempo!

Você atingiu seu limite de amigos 50000!

Erro de tamanho de arquivo: o arquivo excede permitido o limite (92 MB) e não pode ser carregado.

Não é possível carregar um arquivo: esse tipo de arquivo não é suportado.

Detetámos algum conteúdo adulto na imagem que carregou, por isso, recusámos o seu processo de carregamento.

Compartilhar postagem em um grupo

Compartilhar para uma página

Compartilhar para o usuário

Sua postagem foi enviada. Analisaremos seu conteúdo em breve.

Para fazer upload de imagens, vídeos e arquivos de áudio, é necessário atualizar para o membro profissional. Upgrade To Pro

Editar oferta

0%