با تک تک سلول های تنم دلم تنهایی می خواهد!
دلم می خواهد تمام آدم هایی که می شناسمشان یکهو برای همیشه نباشند!
دلم می خواهد خوبی های همه شان جمع شود در یک آدم جدید و بعد از یک تنهایی طولانی سر از زندگی ام در آورد!
دلم می خواهد سال ها نباشم
بروم یک جایی و سال ها بعد برگردم!
خستگی و بی حوصلگی امانم نمی دهد!
دلم می خواهد بی آنکه به عقب برگردم از نو شروع کنم!
دلم می خواهد دوباره دلم از بعضی چیزها بریزد...
نمی دانم این روزها چرا دلم نمی ریزد!!
هیچ کس از \"من\" واقعی ِ من چیزی نمی داند آنها که تازه به زندگی ام وارد شده اند هیچ نمی دانند آنها که از کودکی در کنارم بودند مرا نشناختند شرایط مرا اینگونه نشان داد از وضع موجود راضی نیستم و ترسی هم از تایپ كردن این جملات ندارم! با توام! کاش مرا میشناختی، کاش آنطور که دوست داشتم شناخته میشدم کاش \"من\" را با روحیات واقعی اش میشناختی منی که تو میبینی با منی که من میخواهم فرق دارد! بالاخره روزی یک نفر مرا در واقعیتم خواهد دید!
زهرا
حذف نظر
آیا مطمئن هستید که می خواهید این نظر را حذف کنید؟
صادق
حذف نظر
آیا مطمئن هستید که می خواهید این نظر را حذف کنید؟