بخونید و جوابش و گوش کنید : جهت دیدن شش گوشه دلم تاب ندارد نگهم خواب ندارد قلمم گوشه ی دفتر غزل ناب ندارد همه گویند به انگشت اشاره مگر این عاشق دیوانه دلسوخته ارباب ندارد ؟ تو کجایی ؟ شده ام باز هوایی چه شود جمعه ی این هفته بیایی ؟ به جمالت… به جلالت… دل ما را بربایی… اللهم عجل الولیک الفرج و اما جواب امام زمان: تو خودت! مدعی دوستی و مهر شدیدی که به هر شعر جدیدی، ز هجران و غمم ناله سرایی ، تو کجایی؟ تو که یک عمر سرودی «تو کجایی؟» تو کجایی؟ چه کسی قلب تو را سوی خدای تو کشانده؟ چه کسی در پی هر غصه ی تو اشک چکانده؟ چه خطرها به دعایم ز کنار تو گذر کرد چه زمان ها که تو غافل شدی و یار به قلب تو نظر کرد... و تو با چشم و دل بسته فقط گفتی... تو کجایی!؟ و ای کاش بیایی! هر زمان خواهش دل با نظر یار یکی بود، تو بودی... هر زمان بود تفاوت ، تو رفتی ، تو نماندی! خواهش نفس شده یار و خدایت … و همین است که تاثیر نبخشند به دعایت … و به آفاق نبردند صدایت… و غریب است امامت! من که هستم ، تو کجایی؟ تو خودت کاش بیایی به خودت کاش بیایی...!
سید علی خامنه ای ثروتمندترین رهبر دنیاست! چرا که: خونی که در رگ ماست همه هستی مان جان ناقابلمان و مختصر آبرویی که داریم همه و همه از آن خامنه ای است که با این کلکسیون و با این همه ثروت ویلا ندارد. بیت دارد خانه اش بجای فرش عرش دارد و گلیم و چند تکه آسمان همه چیز ساده است مثل خانه زهرا(س) مثل خیمه حسین(ع) و حسینیه امام خمینی(ره) دارد و چفیه دارد و عصایی که چوبش از شجره طوباست و دست مجروحی که ریشه در \"کف العباس” دارد حقیقتا\" درست هم هست آیت الله خامنه ای ثروتمند ترین فرد جهان است چون میلیونها بسیجی جان بر کف دارد ثروتمند ترین است چون در عین مظلومیت، پر ابهت ترین است ثروتمند ترین است چرا که در دل طبقه مظلوم و محروم جامعه جای ویژه ای دارد ثروتمند ترین است، چون از سلاله زهراست(س) ثروتمند ترین است چون جانش را، جانی که برای مسلمین جهان عزیزتر از آن نیست، در راه دین و قران، ناقابل میداند... لبيك يا خامنه ای
داستان جالب پیشنهاد استاد زن آمریکایی به دانشجویان کلاسش: «اگرکسی امتحان پایان ترم را ۲۰بگیرد من یک شب با او خواهم بود.» . . . در سال ۱۳۴۸ وارد نیروی هوایی شدم . در بدو ورود می بایستی یک سری آموزشها را در نیروی هوایی می دیدیم که از آن جمله آموزش زبان انگلیسی بود. این کلاس ها شروع آشنایی چندین ساله ی من با عباس بابایی بود... ایشان شخصیت خاصی داشتند واز همه متمایز بودند. در آن دوران بیشتر استادان زن بودند از جمله استاد کلاس زبان که یک زن آمریکایی بود. این استاد زبان برای اینکه فرهنگ مبتذل غرب را رواج دهد،به دانشجویان پیشنهاد شرم آوری داد که، اگر کسی امتحان پایان ترم را ۲۰ بگیرد من یک شب با او خواهم بود. بعد از اعلام نمرات عباس ازهمه نمره اش بیشتر بود او امتحان را ۱۹ گرفته بود. من برگه او را که دیدم تعجب کردم زیرا او یک کلمه ساده را غلط نوشته بود و آن استاد هم به عباس گفت: تو عمدأ این کلمه را غلط نوشته ای تا با من نباشی. آنجا بود که من به عظمت روحی عباس پی بردم. ایشان با این کار درس تقوا و عفت و بزرگواری را به دیگران آموخت راوی:عظیم دربند سری ازدوستان شهید بابایی 15 مرداد سالروزشهادت شهیدبابایی گرامی باد
سیدمهدی موسوی
supprimer les commentaires
Etes-vous sûr que vous voulez supprimer ce commentaire ?
سیدمهدی موسوی
supprimer les commentaires
Etes-vous sûr que vous voulez supprimer ce commentaire ?