شبکه اجتماعی فیسکوب ایرانیان Logo
    • جستجوی پیشرفته
  • مهمان
    • ورود
    • عضویت
    • حالت شب
عباس Cover Image
User Image
برای پوشش جابجایی بکشید
عباس Profile Picture
عباس
  • جدول زمانی
  • گروه ها
  • دنبال شدگان
  • دنبال کنندگان
  • عکس
  • ویدیو
عباس profile picture
عباس
پیش 11 سال - ترجمه

بعضی از اشخاص بنا به دلایلی نام یا نامهای مستعاری برای خود انتخاب می‌کنند. در پاره‌ای موارد این نامهای مستعار جایگزین نام اصلی شده و دیگر کسی آن شخص را به نام اصلیش نمی‌شناسد.در جدول زیر اسامی واقعی و مستعار تعدادی از شخصیتهای سیاسی، هنری و ادبی ایران درج گردیده که مشاهده آنها خالی از لطف نیست.

ردیف نام مستعار نام اصلی
۱ آغاسی نعمت‌الله آزموده
۲ ابی ابراهیم حامدی
۳ ارد بزرگ مجتبی شرکاء
۴ الهه بهار غلامحسینی
۵ امیر کبیر تقی فراهانی
۶ اندی آندرانیک مددیان
۸ ایرج راد اکبر حسنی‌راد
۹ بابا شمل رضا گنجه‌ای
۱۰ باقرخان باقر تبریزی
۱۱ بدیع‌الزمان فروزانفر محمدحسین بشرویه‌ ای
۱۲ بزرگ علوی مجتبی علوی
۱۳ بهروز وثوقی خلیل وثوقی
۱۴ پرویز یاحقی پرویز صدیقی‌پارسی
۱۵ پروین اعتصامی رخشنده اعتصامی
۱۶ پریسا فاطمه واعظی
۱۷ پوران فرح‌دخت عبّاسی‌طاقانی
۱۸ ثریا قاسمی مولود ملاقاسم
۱۹ جبار باغچه‌بان میرزاجبار عسگرزاده
۲۰ حافظ شمس‌الدین محمد شیرازی
۲۱ حمیرا پروانه امیرافشاری
۲۲ خواجه نصیرالدین طوسی ابوجعفر محمدبن محمدبن حسن طوسی
۲۳ دلکش عصمت باقرپوربابُلی
۲۴ ذبیح‌الله منصوری ذبیح‌الله حکیم‌الهی‌دشتی
۲۵ ر.اعتمادی رجبعلی اعتمادی
۲۶ رضا شاه رضا سوادکوهی
۲۷ رهی معیری بیوک معیری
۲۸

پسند
نظر
اشتراک
avatar

مـــکـــانـــیـــک ♥

1439031114
دستت درس داداش ... آغاسی رو نمیدونستم ( البته فقط ) )
1 · 0 · 0

حذف نظر

آیا مطمئن هستید که می خواهید این نظر را حذف کنید؟

عباس profile picture
عباس
پیش 11 سال - ترجمه

گله می‌کرد ز مجنون لیلی - که شده رابطه‌مان ایمیلی
حیف از آن رابطه‌ی انسانی - که چنین شد که خودت می‌دانی

عشق وقتی بشود دات‌کامی - حاصلش نیست به جز ناکامی
نازنین خورده مگر گرگ تو را - برده یا دات‌نت و دات‌ارگ تو را

بهرت ای ‌میل زدم پیشترک - جای سابجکت نوشتم : به درک
به درک گر دل من غمگین است - به درک گر غم سنگین است

به درک رابطه گر خورده ترک - قطع آن هم به جهنم به درک
آنقدر دلخورم از این ایمیلم - که به این رابطه هم بی ‌میلم

مرگ لیلی نت و مت را ول کن - همه را جای OK کنسل کن
OFF کن کامپیوتر را جانم - یار من باشد و ببین من ON ام

اگرت حرفی و پیغامی هست - روی کاغذ بنویس با دست
نامه یک حالت دیگر دارد - خط تو لطف مکرر دارد

خسته از Font و ز Format شده‌ام - دلخور از گردالی @ (ات) شده‌ام

کرد ریپلای به لیلی مجنون - که دلم هست از این سابجکت خون
باشه فردا تلفن خواهم کرد - هر چه گفتی که بکن خواهم کرد

زودتر پیش تو خواهم آمد - هی مرتب به تو سر خواهم زد
راست گفتی تو عزیزم لیلی - دیگر از من نرسد ایمیلی

نامه‌ای پست نمودم بهرت - به امیدی که سرآید قهرت...

پسند
نظر
اشتراک
عباس profile picture
عباس
پیش 11 سال - ترجمه

کلید اسرار
مغازه رو بستم، سوار ماشین شدم که برم خونه دیدم شدیداً گاز تو معدم جمع شده. خالیش کردم تو ماشین. همین که داشتم احساس خوشایندم رو تجربه میکردم، دیدم یه داف خوشگل داره میزنه به شیشه که بیاد تو. من از ترس آبرو قفل رو زدم و با اشاره معذرت خواهی کردم و با کون سوزی حرکت کردم.فرداش که اومدم مغازه رو باز کنم، دیدم صاحب مغازه جلو در وایساده با سند مغازه و همون دختره. گفت: پسرم، من که پیرم، این دخترم رو هم دیشب برای آزمایش نجابت تو فرستادم که سر بلند شدی. این مغازه و دخترمو و کل دارایی هام مال تو. برو حالشو ببر داماد گلم(کلید اسرار، این داستان: چس سرنوشت ساز)

پسند
نظر
اشتراک
عباس profile picture
عباس
پیش 11 سال - ترجمه

فروش خر مدل بالا
یک دستگاه الاغ مدل بالا

تیپ قاطر

سم اسپرت

ارتفاع تا زانو

دارای کارت یونجه

مصرف صدی یه مشت علف !

گردن هیدرولیک

دزدگیر مجیک جفتک

پالان چرمی

بوق عرعر بلبلی

طوسی متالیک

فروشی محصول 2016

شرکت غضنفر !

پسند
نظر
اشتراک
عباس profile picture
عباس
پیش 11 سال - ترجمه

بهشت فروشی

هر وقت دلش می گرفت به کنار رودخانه می آمد. در ساحل می نشست و به آب نگاه می کرد. پاکی و طراوت آب، غصه هایش را می شست. اگر بیکار بود همانجا می نشست و مثل بچه ها گِل بازی می کرد.


آن روز هم داشت با گِل های کنار رودخانه، خانه می ساخت. جلوی خانه باغچه ایی درست کرد و توی باغچه چند ساقه علف و گُل صحرایی گذاشت.

ناگهان صدای پایی شنید برگشت و نگاه کرد. زبیده خاتون (همسر خلیفه) با یکی از خدمتکارانش به طرف او آمد. به کارش ادامه داد. همسر خلیفه بالای سرش ایستاد و گفت:


- بهلول، چه می سازی؟

بهلول با لحنی جدی گفت:

- بهشت می سازم.
همسر هارون که می دانست بهلول شوخی می کند، گفت:

- آن را می فروشی؟!

بهلول گفت:

- می فروشم.




- قیمت آن چند دینار است؟

- صد دینار.

زبیده خاتون گفت:

- من آن را می خرم.




بهلول صد دینار را گرفت و گفت:

- این بهشت مال تو، قباله آن را بعد می نویسم و به تو می دهم.

زبیده خاتون لبخندی زد و رفت.



بهلول، سکه ها را گرفت و به طرف شهر رفت. بین راه به هر فقیری رسید یک سکه به او داد. وقتی تمام دینارها را صدقه داد، با خیال راحت به خانه برگشت.

زبیده خاتون همان شب، در خواب، وارد باغ بزرگ و زیبایی شد. در میان باغ، قصرهایی دید که با جواهرات هفت رنگ تزئین شده بود. گلهای باغ، عطر عجیبی داشتند. زیر هر درخت چند کنیز زیبا، آماده به خدمت ایستاده بودند. یکی از کنیزها، ورقی طلایی رنگ به زبیده خاتون داد و گفت:

- این قباله همان بهشتی است که از بهلول خریده ای.


وقتی زبیده از خواب بیدار شد از خوشحالی ماجرای بهشت خریدن و خوابی را که دیده بود برای هارون تعریف کرد.


صبح زود، هارون یکی از خدمتکارانش را به دنبال بهلول فرستاد. وقتی بهلول به قصر آمد، هارون به او خوش آمد

پسند
نظر
اشتراک
avatar

saman

1439029220
بقیه ش؟؟؟
0 · 0 · 0

حذف نظر

آیا مطمئن هستید که می خواهید این نظر را حذف کنید؟

نمایش پست های بیشتر ...
    اطلاعات
  • 13 پست‌ها

  • آقا
  • 1379-11-09
درباره

من آدم شوخ و خنده آوری هستم.من به دوستانم بسیار احترام می گذارم و...

    آلبوم ها 
    0
    دنبال شدگان 
    2
  • ᓄـهـــבے
    زهرا
    دنبال کنندگان 
    3
  • ᓄـهـــבے
    حسین
    حسرت
    گروه ها 
    3
  • پشتيبانی
    پیامک
    طرفداران آ

© 2026 شبکه اجتماعی فیسکوب ایرانیان

زبان - Language - اللغة
  • Persian
  • English
  • Arabic
  • Dutch
  • French
  • German
  • Italian
  • Portuguese
  • Russian
  • Spanish
  • Turkish

  • درباره
  • تماس با ما
  • بیشتر
    • حریم خصوصی
    • قوانین

غیر دوستانه

آیا مطمئن هستید که می خواهید بی علاقه باشید؟

گزارش این کاربر

مهم!

آیا مطمئن هستید که می خواهید این عضو را از خانواده خود جدا کنید؟

شما اشاره کردید Aaabbas

عضو جدید با موفقیت به لیست خانواده شما اضافه شد!

نماد خود را برش دهید

avatar

© 2026 شبکه اجتماعی فیسکوب ایرانیان

  • صفحه نخست
  • درباره
  • تماس با ما
  • حریم خصوصی
  • قوانین
زبان - Language - اللغة
  • Persian
  • English
  • Arabic
  • Dutch
  • French
  • German
  • Italian
  • Portuguese
  • Russian
  • Spanish
  • Turkish

نظر با موفقیت گزارش شد

ارسال با موفقیت به جدول زمانی شما اضافه شد!

شما به حد مجاز خود رسیده اید 50000 دوستان!

خطای اندازه پرونده: پرونده از حد مجاز (92 MB) فراتر رفته و قابل آپلود نیست.

بارگیری پرونده امکان پذیر نیست: این نوع فایل پشتیبانی نمی شود.

ما برخی از محتوای بزرگسالان را بر روی تصویری که بارگذاری کرده اید تشخیص داده ایم ، بنابراین روند بارگذاری شما را رد کرده ایم.

ارسال پست در یک گروه

در یک صفحه به اشتراک بگذارید

به اشتراک گذاشتن در کاربر

پست شما ارسال شد ، ما مطالب شما را به زودی بررسی خواهیم کرد.

برای آپلود تصاویر ، فیلم ها و فایل های صوتی ، باید به اعضای حرفه ای ارتقا دهید. برای ارتقاء به مزایای بیشتر

ویرایش پیشنهاد

0%