من عشق را می کوبم ..
نه میخوام فلسفه بگم براتون نه داستان .. باور کنید عشق وجود خارجی نداره .. بیایید خودمان را گول نزنیم .. چه بخواهیم باور کنیم چه نکنیم عشق یعنی \" رسیدن انسان به جنون حسی و جنسی \" انسان گاه به دلیل محیطی یا فرا محیطی به درصدی از التهاب و جوشش حسی میرسه که باید خاموش بشه و اون نقطه ی اوج که انسان چیزی رو جز نمایش رنگی سیاه سفید ها چیزی نمیفهمد از خود خطابه های رنگی اما پوشالی بروز میدهد که حس بیرونی را برای ارضای حس خود دعوت میکند .. به محض خالی شدن خبری از آن حس کاذب نیست .. و عشق هم محو می شود .. عشق همان جنون حسی و جنسیست که آن را عشق می نامیم و زندگی ساختگی در ذهن را مدینه فاضله میکند .. عشق همان و همین است .. چه زنها و چه مردها فقط بدنبال جوشش و رفع این حس ها هستیم و اینگونه دورهمی آنرا عشق می نامیم و بی انکه انرا بفهمیم و قبول داشته باشیم دنبال یکدیگریم تا گدایی این بالا و پایین ها شویم .. عقل بالا تر از عشق است .. عقل ارضا نمیخواهد عقل فقط میخواهد که بفهمد .. وقتی فهمید یعنی .. عاشق شده ای ..