sanaz1356 
سلام دوست عزيز،
به شبکه اجتماعي فیسکوب ایرانیان خوش آمديد. براي استفاده از تمام امکانات شبکه ، شما بايد عضو اين سايت باشيد.
عضويت در شبکه اجتماعي فیسکوب ایرانیان رايگان است و هميشه هم رايگان خواهد ماند!
براي عضويت بر روي اين [لينک] کليک کنيد.



sanaz
مدت زمان عضویت: 18/شهریور/1396 - 10:15


پسنده‌ها

(2 کاربر)

نظر دهنده ها

( کل نظرات : 2 )

پیگیری‌ها

(2 کاربر)



بدرود تابستان...


پشت خرمن های گندم، لای بازو های بید

آفتاب زرد کم کم رو نهفت .

بر سر گیسوی گندم زار ها

بوسه ی بدرود تابستان شکفت .

از تو بود ای چشمه ی جوشان تابستان گرم

گر به هر سو، خوشه ها جوشید و خرمن ها رسید

از تو بود از گرمی آغوش تو

هر گلی خندید و هر برگی دمید.......

این همه شهد و شکر از سینه ی پر شور توست

در دل ذرات هستی نور توست

مستی ما از طلایی خوشه ی انگور توست.....

راستی را، بوسه ی تو، بوسه ی بدرود بود؟

بسته شد آغوش تابستان؟

خدایا، زود بود!

فریدون مشیری

1396/06/26 - 13:08
مهران

زيبا بود

ﻭﻗﺘﯽ ﮐﺴﯽ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﺕ ﻧﯿﺴﺖ؛ ﺩﺳﺖ ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﺧﻮﺩﺕ ﻧﺰﻥ.
26/شهریور/1396 - 14:23
sanaz

خواهش میکنم،ممنون

26/شهریور/1396 - 15:21