فیسکوب ایرانیان - shahriar62 - شهریار  
سلام دوست عزيز،
به شبکه اجتماعي فیسکوب ایرانیان خوش آمديد. براي استفاده از تمام امکانات شبکه ، شما بايد عضو اين سايت باشيد.
عضويت در شبکه اجتماعي فیسکوب ایرانیان رايگان است و هميشه هم رايگان خواهد ماند!
براي عضويت بر روي اين [لينک] کليک کنيد.


شهریار
مدت زمان عضویت: 7 روز و 9 ساعت و 32 دقيقه قبل

دوردور صفا سیتی [علاقه]

55
نام کاربری: shahriar62
نام واقعی: شهریار

محبت 
محبت

ﭼﻪ ﮐﺴﯽ ﻣﯿﮕﻮﯾﺪ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﻣﺠﺎﺯﯾﺴﺖ؟!
"ما ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰ ﺭﺍ ﺣـــــــﺲ ﻣﯿﮑﻨﯿﻢ "...!
مهربانی ﮐﺴﯽ ﺭﺍ ﺍﺯ "ﻋﮑﺲ ﭘﺮﻭﻓﺎﯾﻠﺶ "...
ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻏﻤﺶ ﺭﺍ ﺍﺯ "ﭘﺴﺖ ﻫﺎﯾﺶ "...
شادی و ﺧﻨﺪﻩ اش ﺭﺍ ﺍﺯ ﺭﻭﯼ " ﺟﻮﮎ ﻫﺎﯾﺶ "...
ﺗﻮﺟﻪ ﺍﺵ ﺭﺍ ﺑﺎ " ﻻﯾﮏ ﮐﺮﺩﻥ ﻫﺎﯾﺶ "...
حضورش ﺭﺍ ﺍﺯ ﺭﻭﯼ "علامت آنلاینش "...
ﻟﺠﺒﺎﺯی و دلخوری اش ﺍﺯ ﺭﻭﯼ " ﺑﻼﮎ ﻫﺎیش"...
نگویید ﻣﺠﺎﺯﯼ...!!
ﻣﺎ ﺩﺍﺭﯾﻢ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰ ﺭﺍ ﺣﺲ ﻣﯿﮑﻨﯿﻢ...
یقین داریم...
ما اینجا را باور داریم...
ﻣﺎ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﯿﮑﻨﯿﻢ...
ﺷﺐ ﻫﺎﯾﻤﺎﻥ...
ﺭﻭﺯﻫﺎﯾﻤﺎﻥ .....
ﺩﺭﺩﻫﺎﯾﻤﺎﻥ ...
دلتنگی های گاه وبیگاهمان...
ﻫﻤﻪ ﺍﯾﻨﺠﺎﺳــــــــﺖ!!
ﻧﮕﻮﯾﯿﺪ ﻣﺠﺎﺯﯼ!!
ما در اینجا به دوست هایمان عادت کرده ایم... همانند ماهی به آب!!
اینجا زندگی جاریست...!!

مهربون و آروم

5

این مطلب را پسند کرده اند.
ehsan3h 
ehsan3h

در این دنیای بی حاصل چرا مغرور میگردی...سلیمان هم شوی آخر خوراک مور میگردی...

3

این مطلب را پسند کرده اند.
سعید 
سعید

يه شبايى تو زندگى هست كه
وقتى دفتر خاطرات زندگيتو ورق ميزنى به چيزايى ميرسى كه نميدونى تقديرت بوده يا تقصيرت...
به ادمايى ميرسى كه نميدونى دردن يا همدرد...
به لحظه هايى ميرسى كه هضمش واسه دل كوچيكت سخته و به دردايى ميرسى كه براى سن و سالت بزرگه...
به ارزوهايى كه توهم شد...
روياهايى كه گذشت....
به چيزايى كه حقت بود اما شد توقع...
و زخمهايى كه با نمك روزگار اغشته شد.....
و احساسى كه ديگران اشتباه مى نامند...
و دست آخر دنيايى كه بهت پشت كرده......
وبازهم انتهاى دفتر خودت ميمانى....
و زخمهايى كه روزگار پشت هم ميزند...
و سكوت هم دواى دردش نيست...
كاش دنيا مهربان تر بودى...

4

این مطلب را پسند کرده اند.

1

این مطلب را داغ کرده اند.
omid 
omid

نفسم بند نفسهاي کسي هست که نيست...
بي گمان در دل من جاي کسي هست که نيست...
غرق روياي خودش پشت همين پنجره ها...
شاعري محو تماشاي کسي هست که نيست...
درخيالم وسط شعر، کسي هست که هست...
شعر آبستن روياي کسي هست که نيست...
کوچه در کوچه به دستان تو عادت مي کرد...
شهري از خاطره منهاي کسي هست که نيست...
مثل هر روز نشستم سر ميزي که فقط...
خستگي هاي من و چاي کسي هست که نيست...
زير باران دو نفر،، کوچه ، به هم خيره شدن...
مرگ اين خاطره ها پاي کسي هست که نيست..

4

این مطلب را پسند کرده اند.
sara2020 
sara2020

ما گشته ایم نیست تو هم جستجو مکن
آن روزها گذشت ، دگر آرزو مکن

دیگر سراغ خاطره های مرا مگیر

خاکستر گداخته را زیر و رو مکن

در چشم دیگران منشین در کنار من

ما را در این مقایسه بی آبرو مکن

راز من است غنچه ی لب های سرخ تو

راز مرا برای کسی بازگو مکن

دیدار ما تصور یک بی نهایت است

با یکدگر دو آینه را روبرو مکن

فاضل نظری

4

این مطلب را پسند کرده اند.

آخرین بازدیدکنندگان

(34دفعه)
ابتدا وارد سایت شوید .

دعوتنامه

شهریار کسی رابه جامعه مجازی فیسکوب ایرانیان معرفی نکرده است.