فیسکوب ایرانیان - nashenas110 - احمد احمدی  
سلام دوست عزيز،
به شبکه اجتماعي فیسکوب ایرانیان خوش آمديد. براي استفاده از تمام امکانات شبکه ، شما بايد عضو اين سايت باشيد.
عضويت در شبکه اجتماعي فیسکوب ایرانیان رايگان است و هميشه هم رايگان خواهد ماند!
براي عضويت بر روي اين [لينک] کليک کنيد.


2017-11-09 20.04.14.png 2017-11-09 20.03.10.png images.jpeg 2017-10-31 08.12.51.png
احمد احمدی
مدت زمان عضویت: 1 سال و 10 ماه و 21 روز و 22 ساعت و 1 دقيقه قبل
برای دوست همه چیزم دادم بازم میدم راستش دیگ... [درباره]
پیدا کردن یه دوست واقعی [علاقه]
احمد احمدی فریاد می زند:

8224
نام کاربری: nashenas110
نام واقعی: احمد احمدی

MISS M 
MISS M


like me

کتاب مقدس آدم برفی ها،یک آیه دارد -دلگرم نشو...!!

5

این مطلب را پسند کرده اند.
MISS M 
MISS M



امیدوارمفقط برای خودم!

کتاب مقدس آدم برفی ها،یک آیه دارد -دلگرم نشو...!!

2

این مطلب را پسند کرده اند.
hadis 
hadis

هووم
چه جایی اینجا

4

این مطلب را پسند کرده اند.
ℳムみsム 
ℳムみsム

آدم ها را بدون ایــنکه به وجودشان نیاز داشته باشی دوست بدار ومحبت کن..!
کاری که خـــدا باتو می کند....❤❤❤❤❤

5

این مطلب را پسند کرده اند.
مرجان 
مرجان

کسی نیست

3

این مطلب را پسند کرده اند.
MISS M 
MISS M

کتاب مقدس آدم برفی ها،یک آیه دارد -دلگرم نشو...!!

5

این مطلب را پسند کرده اند.
Nastaran 
Nastaran

روزگار برخلاف آرزوهایم گذشت...

4

این مطلب را پسند کرده اند.
خاتون 
خاتون

زندگی صحنه یکتای هنرمندی ماست هرکسی نغمه خود خواندو ازصحنه رود.صحنه پیوسته بجاست.خرم ان نغمه که مردم بسپارند بیاد

5

این مطلب را پسند کرده اند.
mahnazEbadi 
mahnazEbadi

پسرکی دو سیب در دست داشت
مادرش گفت:
یکی از سیب هاتو به من میدی؟
پسرک یک گاز بر این سیب زد
و گازی به آن سیب !
لبخند روی لبان مادر خشکید!
سیمایش داد می زد که چقدر از پسرکش ناامید شده
اما پسرک یکی از سیب های گاز زده را به طرف مادر گرفت و گفت:
بیا مامان!
این یکی ، شیرین تره!!!!
مادر ، خشکش زد
چه اندیشه ای با ذهن خود کرده بود..!
هر قدر هم که با تجربه باشید
قضاوت خود را به تأخیر بیاندازید
و بگذارید طرف ، فرصتی برای توضیح داشته باشد .

6

این مطلب را پسند کرده اند.
دریا 
دریا

یہ وَقتآیے هَست
چشآت پُره اَشڪــہ
اَمآ نمیزآرے بریزه
گلوت پُره بغضـہ
اَمآ نمیزآرے بشڪَنہ
دلت پُره حَرفہ امآ فقط
سُڪوت و سُڪوت
و سُڪوت .... رآضـے
نیستے وَلے نَہ گلہ
میڪنے و نَہ شڪآیَتے
یہ وَقتآیے هَست
ڪہ دیگہ فَقَطـ تَسلیم میشی

5

این مطلب را پسند کرده اند.
mahnazEbadi 
mahnazEbadi

لاف می زنم فراموشت کرده ام ...
اما هنوز
تکه ای از عشقت را نگه داشته ام
قلبم که درد می گیرد
زیر زبانم می گذارمش ...!

4

این مطلب را پسند کرده اند.
MISS M 
MISS M

نامی‌ نداشت.نامش‌ تنها انسان‌ بود؛

و تنها دارایی‌اش‌ تنهایی. گفت: تنهایی‌ام‌ را به‌ بهای‌ عشق‌ می‌فروشم. کیست‌ که‌ از من‌ قدری‌ تنهایی‌ بخرد؟
هیچ‌کس‌ پاسخ‌ نداد.گفت: تنهایی‌ام‌ پر از رمز و راز است، رمزهایی‌ از بهشت، رازهایی‌ از خدا.
با من‌ گفت‌و گو کنید تا از حیرت‌ برایتان‌ بگویم… هیچ‌کس‌ با او گفت‌وگو نکرد.و او میان‌ این‌ همه‌ تن، تنها فانوس‌ کوچکش‌ را برداشت‌ و به‌ غارش‌ رفت.
غاری‌ در حوالی‌ دل. می‌دانست‌ آنجا همیشه‌ کسی‌ هست. کسی‌ که‌ تنهایی‌ می‌خرد و عشق‌ می‌بخشد.
او به‌ غارش‌ رفت‌ و ما فراموشش‌ کردیم‌ و نمی‌دانیم‌ که‌ چه‌ مدت‌ آنجا بود.سیصد سال‌ و نُه‌ سال‌ بر آن‌ افزون؟ یا نه، کمی‌ بیش‌ و کمی‌ کم.
او به‌ غارش‌ رفت‌ و ما نمی‌دانیم‌ که‌ چه‌ کرد و چه‌ گفت‌ و چه‌ شنید؛ و نمی‌دانیم‌ آیا در غار خوابیده‌ بود یا نه؟
اما از غار که‌ بیرون‌ آمد بیدار بود، آن‌قدر بیدار که‌ خواب‌آلودگی‌ ما برملا شد. چشم‌هایش‌ دو خورشید بود، تابناک‌ و روشن؛ که‌ ظلمت‌ ما را می‌درید.
از غار که‌ بیرون‌ آمد هنوز همان‌ بود با تنی‌ نحیف‌ و رنجور. اما نمی‌دانم‌ سنگینی‌اش‌ را از کجا آورده‌ بود،
که‌ گمان‌ می‌کردیم‌ زمین‌ تاب‌ وقارش‌ را نمی‌آورد و زیر پاهای‌ رنجورش‌ درهم‌ خواهد شکست.از غار که‌ بیرون‌ آمد، باشکوه‌ بود.
شگفت‌ و دشوار و دوست‌ داشتنی. اما دیگر سخن‌ نگفت. انگار لبانش‌ را دوخته‌ بودند، انگار دریا دریا سکوت‌ نوشیده‌ بود.
و این‌ بار ما بودیم‌ که‌ به‌ دنبالش‌ می‌دویدیم‌ برای‌ جرعه‌ای‌ نور، برای‌ قطره‌ای‌ حیرت. و او بی‌آن‌ که‌ چیزی‌ بگوید، می‌بخشید؛ بی‌آن‌ که‌ چیزی‌ بخواهد.
او نامی‌ نداشت، نامش‌ تنها انسان‌ بود و تنها دارایی‌اش، تنهایی

کتاب مقدس آدم برفی ها،یک آیه دارد -دلگرم نشو...!!

6

این مطلب را پسند کرده اند.
mahnazEbadi 
mahnazEbadi

آیا تو چنان که مینمایی هستی؟!!


شیخی به زنی فاحشه گفتا، مستی

هر لحظه به دام دگری پا بستی

گفتا شیخا هر آنچه گویی هستم

آیا تو چنان که مینمایی هستی؟!!

" حكيم عمرخيام "

5

این مطلب را پسند کرده اند.
مهتاب 
مهتاب


ای نگاه تو پناهم!
تو ندانی چه گناهی‌ست
پنجره خانه را بر مرغک طوفان زده بستن...

4

این مطلب را پسند کرده اند.
mahnazEbadi 
mahnazEbadi

‏گرچه او هرگز نمیگیرد
زحال ما خبر
درد او گیرد خبر هرشب
ز سر تا پای ما

2

این مطلب را پسند کرده اند.

دوستان

همه »

دوست شده ام

گروه‌ها

آخرین بازدیدکنندگان

(3934دفعه)
ابتدا وارد سایت شوید .

دعوتنامه

احمد احمدی کسی رابه جامعه مجازی فیسکوب ایرانیان معرفی نکرده است.