فیسکوب ایرانیان - logher008 - logher008  
سلام دوست عزيز،
به شبکه اجتماعي فیسکوب ایرانیان خوش آمديد. براي استفاده از تمام امکانات شبکه ، شما بايد عضو اين سايت باشيد.
عضويت در شبکه اجتماعي فیسکوب ایرانیان رايگان است و هميشه هم رايگان خواهد ماند!
براي عضويت بر روي اين [لينک] کليک کنيد.


logher008
مدت زمان عضویت: 1 ماه و 19 روز و 7 ساعت و 26 دقيقه قبل


580
نام کاربری: logher008
نام واقعی: logher008


setaya

طوری بخند که حتی تقدیر شکستش را بپذیرد،

چنان عشق بورز ...

که حتی تنفر راهش را بگیرد و برود ...

و طوری خوب زندگی کن ...

که حتی مرگ از تماشای زندگیت سیر نشود ...!

این زندگی نیست که می گذرد ما هستیم که رهگذریم ...

پس با هر طلوع و غروب لبخند بزن مهربان باش و محبت کن ...

می دانی ..!!

روزها بلاخره به شب می رسند.

تا رسیدن شب از گذشت روزت راضی باش دوست من ..

5

این مطلب را پسند کرده اند.

setaya

تو ایران
شما برو در هر خونه ای که میخوای رو بزن،
بعد که پرسیدن کیه؟!!

2

این مطلب را پسند کرده اند.

setaya

شاد باش

نه یک روز ‌‌که همیشه...

بگذار آوازه ی شاد بودنت چنان بپیچد

که پشیمان شوند

آنان که بر سر غمگین کردنت

شرط بسته اند ....

2

این مطلب را پسند کرده اند.
mahdi 
mahdi

ﺟﻮﺍﻧﯽ ﺑﺎ ﭼﺎﻗﻮ ﻭﺍﺭﺩ ﻣﺴﺠﺪ ﺷﺪ ﻭ ﮔﻔﺖ : ﺑﯿﻦ ﺷﻤﺎ ﮐﺴﯽ ﻫﺴﺖ ﮐﻪ
ﻣﺴﻠﻤﺎﻥ ﺑﺎﺷﺪ !!!! ؟
.
.
.
.
.
ﻫﻤﻪ ﺑﺎ ﺗﺮﺱ ﻭ ﺗﻌﺠﺐ ﺑﻪ ﻫﻢ ﻧﮕﺎﻩ ﮐﺮﺩﻧﺪ ﻭ ﺳﮑﻮﺕ ﺩﺭ ﻣﺴﺠﺪ
ﺣﮑﻤﻔﺮﻣﺎ ﺷﺪ !
ﺑﺎﻻﺧﺮﻩ ﭘﯿﺮﻣﺮﺩﯼ ﺑﺎ ﺭﯾﺶ ﺳﻔﯿﺪ ﺍﺯ ﺟﺎ ﺑﺮﺧﻮﺍﺳﺖ ﻭ ﮔﻔﺖ : ﺁﺭﯼ ﻣﻦ
ﻣﺴﻠﻤﺎﻧﻢ ﺟﻮﺍﻥ ﺑﻪ ﭘﯿﺮﻣﺮﺩ ﻧﮕﺎﻫﯽ ﮐﺮﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ ﺑﺎ ﻣﻦ ﺏ
ﯾﺎ !
ﭘﯿﺮﻣﺮﺩ ﺑﺪﻧﺒﺎﻝ ﺟﻮﺍﻥ ﺑﺮﺍﻩ ﺍﻓﺘﺎﺩ ﻭ ﺑﺎ ﻫﻢ ﭼﻨﺪ ﻗﺪﻣﯽ ﺍﺯ ﻣﺴﺠﺪ ﺩﻭﺭ
ﺷﺪﻧﺪ،ﺟﻮﺍﻥ ﺑﺎ ﺍﺷﺎﺭﻩ ﺑﻪ ﮔﻠﻪ ﮔﻮﺳﻔﻨﺪﺍﻥ ﺑﻪ ﭘﯿﺮﻣﺮﺩ ﮔﻔﺖ ﮐﻪ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﺪ
ﺗﻤﺎﻡ ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﻗﺮﺑﺎﻧﯽ ﮐﻨﺪ ﻭ ﺑﯿﻦ ﻓﻘﺮﺍ ﭘﺨﺶ ﮐﻨﺪ ﻭ ﺑﻪ ﮐﻤﮏ ﺍﻭ ﺍﺣﺘﯿﺎﺝ
ﺩﺍﺭﺩ !
ﭘﯿﺮﻣﺮﺩ ﻭ ﺟﻮﺍﻥ ﻣﺸﻐﻮﻝ ﻗﺮﺑﺎﻧﯽ ﮐﺮﺩﻥ ﮔﻮﺳﻔﻨﺪﺍﻥ ﺷﺪﻧﺪ ﻭ ﭘﺲ ﺍﺯ
ﻣﺪﺗﯽ ﭘﯿﺮﻣﺮﺩ ﺧﺴﺘﻪ ﺷﺪ ﻭ ﺑﻪ ﺟﻮﺍﻥ ﮔﻔﺖ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻣﺴﺠﺪ ﺑﺎﺯﮔﺮﺩﺩ ﻭ
ﺷﺨﺺ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﺭﺍ ﻧﯿﺰ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﻤﮏ ﺑﺎ ﺧﻮﺩ ﺑﯿﺎﻭﺭﺩ !
ﺟﻮﺍﻥ ﺑﺎ ﭼﺎﻗﻮﯼ ﺧﻮﻥ ﺁﻟﻮﺩ ﺑﻪ ﻣﺴﺠﺪ ﺑﺎﺯﮔﺸﺖ ﻭ ﺑﺎﺯ ﭘﺮﺳﯿﺪ : ﺁﯾﺎ
ﻣﺴﻠﻤﺎﻥ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﻫﻢ ﺩﺭ ﺑﯿﻦ ﺷﻤﺎ ﻫﺴﺖ ؟ !!
ﺍﻓﺮﺍﺩ ﺣﺎﺿﺮ ﺩﺭ ﻣﺴﺠﺪ ﯾﺎ ﺩﯾﺪﻥ ﭼﺎﻗﻮﯼ ﺧﻮﻧﯽ ﻭﺣﺸﺖ ﺯﺩﻩ ﻫﻤﻪ
ﻧﮕﺎﻫﺸﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﭘﯿﺶ ﻧﻤﺎﺯ ﻣﺴﺠﺪ ﺩﻭﺧﺘﻨﺪ !!
ﭘﯿﺶ ﻧﻤﺎﺯ ﺭﻭ ﺑﻪ ﺟﻤﻌﯿﺖ ﮐﺮﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ : ﺍﯼ ﻧﺎﻣﺴﻠﻤﺎﻧﺎﻥ ! ﭼﺮﺍ ﺑﻪ ﻣﻦ
ﻧﮕﺎﻩ ﻣﯿﮑﻨﯿﺪ !!! ﺑﻪ ﻋﯿﺴﯽ ﻣﺴﯿﺢ ﻗﺴﻢ ﮐﻪ ﺑﺎ ﭼﻨﺪ ﺭﮐﻌﺖ ﻧﻤﺎﺯ ﺧﻮﺍﻧﺪﻥ
ﮐﺴﯽ ﻣﺴﻠﻤﺎﻥ ﻧﻤﯿﺸﻮﺩ !!!

2

این مطلب را پسند کرده اند.
Hakan 
Hakan

به گمانم روحم بزرگترین فاحشه هاست!!!
به تمام زخمها و دردها تن داده است!

7

این مطلب را پسند کرده اند.
aho 
aho

با دختری
ازدواج میکنی که
نمیدانی گذشته اش چیست
و دختری
را ترک میکنی که
گذشته ات را با او بودی
کدامین عقل است که این را قبول میکند.
پس...
اگر با معشوقه ات ازدواج نکردی
یقین بدان تو با معشوقه مرد دیگر ازدواج کردی...!

4

این مطلب را پسند کرده اند.
farnoosham 
farnoosham

کسی باور نمی‌کند
لبخندش می‌توانست
پلی باشد که جمعه را
به همه‌ی روزهای هفته
پیوند بزند

7

این مطلب را پسند کرده اند.
laleh 
laleh

محبت عین مشروب میمونه
اگه به طرف کم دادی که میخوره و کیفشو میبره
اگه هم زیاد دادی که میخوره و روخودت بالا میاره ....

3

این مطلب را پسند کرده اند.
shahidjodeiry 
shahidjodeiry

اى مردم : اين دنيا سرايى است كه گذرگاه شماست و آخرت سرايى است پايدار

خطبه 194 :

امیرالمؤمنین امام علی علیه السلام فرمودند :
اى مردم ، اين دنيا سرايى است كه گذرگاه شماست و آخرت ، سرايى است پايدار.
پس از اين سراى كه گذرگاه شماست براى آن سراى كه قرارگاه شماست ، توشه برگيريد. پرده هايتان را نزد كسى كه اسرارتان را مى داند برمدريد. پيش از آنكه بدنهاتان را از دنيا بيرون برند، دلهايتان را از دنيا بيرون كنيد. شما در دنيا در معرض آزمايش بوده ايد، زيرا براى سرايى جز اين آفريده شده ايد. هنگامى كه كسى بميرد، مردم مى گويند چه برجاى نهاده و ملايكه مى گويند، چه پيش فرستاده . خدا بر پدرانتان رحمت آورد. بخشى را پيش فرستيد تا از آن سود بريد و همه را پس از خود مگذاريد تا وزو و بالتان گردد

مؤسسه جهانی سبطین علیهماالسلام
[لینک]


#امام_علی #نهج_البلاغه # خطبه_های_نهج_البلاغه #کهنمو #kahnamu @shahidjodeiry.blogfa.com #کهنمو #kahnamu @shahidjodeiry.blogfa.com #کهنمو #kahnamu @shahidjodeiry.blogfa.com

6

این مطلب را پسند کرده اند.
افرنگ 
افرنگ

شیخی مریض شد
اطبا شرابش دادند
فایده نکرد
حجامت
افاقه نکرد وشیاف بی اثر ماند
پرسیدند شیخ چگونه ای؟

گفت
پس از هشتاد سال عبادت
حالا
مست وزخمی به دیدار حق میروم...

5

این مطلب را پسند کرده اند.
افرنگ 
افرنگ

دیشب خواب دیدم رفتم بهشت
گفتم خدایا چجوری با این همه گناه منو بردی بهشت؟


ندا امد بنده خوبم
تو عمرتو صرف معلولین کردین

با تعجب گفتم
خدایا معلولین

ندا امد بله
کر ولال های گروه
همان ها که فقط نظاره گر بودند و دیگر هیچ...

5

این مطلب را پسند کرده اند.
somayeh 
somayeh

جای قدم هایم را هیچ. خیابانی حک نکرد اما. وقتی تو اولین قدم رفتن. را در کوچه تنگ وتاریک دلم. برداشتی جایش ماند....هر کاری کردم رد پایت از خاطرم نرفت...... چه کردی که اینگونه در خاطرم حک شدی؟!

2

این مطلب را پسند کرده اند.
somayeh 
somayeh

دیگر واژه نمیخواهم برای نوشتن، نوشتن تسکینم نمیدهد تسلای وجود من حضور همیشگی توست..

2

این مطلب را پسند کرده اند.
مرتضی 
مرتضی

هیچ کس،
آنقدر فقیر نیست که
نتواند لبخندی به کسی هدیه کند
و هیچ کس آنقدر
ثروتمند نیست که به لبخندنياز نداشته باشد

7

این مطلب را پسند کرده اند.
مرتضی 
مرتضی

"ساکنان دریا پس از مدتی
دیگر صدای زیبای امواج را نمی‌شنوند"

یعنی که از آن زیبایی محروم میشوند!

"چه تلخ است
روایت غم بار عادت"

راستی که چه نعمتهایی داریم و به خاطر عادت به آنها، آنها را نمیفهمیم.

6

این مطلب را پسند کرده اند.

آخرین بازدیدکنندگان

(168دفعه)
ابتدا وارد سایت شوید .

دعوتنامه

logher008 کسی رابه جامعه مجازی فیسکوب ایرانیان معرفی نکرده است.