فیسکوب ایرانیان - logher008 - logher008  
سلام دوست عزيز،
به شبکه اجتماعي فیسکوب ایرانیان خوش آمديد. براي استفاده از تمام امکانات شبکه ، شما بايد عضو اين سايت باشيد.
عضويت در شبکه اجتماعي فیسکوب ایرانیان رايگان است و هميشه هم رايگان خواهد ماند!
براي عضويت بر روي اين [لينک] کليک کنيد.


logher008
مدت زمان عضویت: 2 ماه و 26 روز و 18 ساعت و 36 دقيقه قبل


2229
نام کاربری: logher008
نام واقعی: logher008


logher008

تو دنیا نر زیاده ولی بین اونها مرد نیست


logher008

زندگی چیست: خاطره ای از اشک ها ولبخندها

1

این مطلب را پسند کرده اند.

logher008

تمام شان و عظمت انسان در فکر است.پاسکال

1

این مطلب را پسند کرده اند.

logher008

هنر غبار زندگی روزانه رااز روح می زداید!

1

این مطلب را پسند کرده اند.

logher008

مهر مادری
بچه عقاب ها با حرص و ولع مشغول خوردن لاشه ی کبوتری بودند و مادرشان با مهربانی آنها را نگاه می کرد و کبوتر چشم انتظار، در تاریکی شب دعا می کرد که فرزندش به سلامت به خانه برگردد!

4

این مطلب را پسند کرده اند.

logher008

ماجراهای بهلول
"نزدیکترین راه"
شخصی به بهلول گفت میخواهم از کوهی بلند بالا بروم،میتوانی نزدیکترین راه را به من نشان بدهی؟!
بهلول گفت:نزدیکترین و آسان ترین راه نرفتن بالای کوه است!

3

این مطلب را پسند کرده اند.

logher008

حسرتی كه تو چشم های رحمتی وقتی درمورد مرگ خواهرش تو ماه عسل صحبت میكرد ،دیده میشد
یعنی میلیارد هم نمیتونه جایگزین خواهر ،برادر بشه

خدایا همه ی خواهر برادرا رو برا هم نگه دار.

3

این مطلب را پسند کرده اند.

logher008

آورده اند که:
مردی زشت و بد اخلاق از بهلول سئوال نمود:
که خیلی میل دارم شیطان را ببینم.بهلول گفت:
اگر آئینه در خانه نداری در آب زلال نگاه کن حتما شیطان را خواهی دید!!!

3

این مطلب را پسند کرده اند.

logher008

با پیرمردی۶۰ -۷۰ساله صحبت میکردم. پرسیدم :خب این شصت هفتاد سال چگونه گذشت؟
گفت :این تنها موردی بود که من هیچگونه مداخله ای در آن نداشتم

2

این مطلب را پسند کرده اند.

logher008

ماجراهای بهلول
"الاغ"
بهلول پای پیاده بر راهی میگذشت،قاضی شهر او را دید و گفت:شنیده ام الاغت سقط شده بهلول!
بهلول گفت:تو زنده باشی!یک موی تو به صدتا الاغ من می ارزد!

2

این مطلب را پسند کرده اند.

logher008

داشتم رپ گوش میدادم بابام اومد گفت این کیه؟؟؟
گفتم هیچکس...
یکی زد تو سرم گفت به بابات جواب سر بالا نده احمق بی تربیت...
به سلامتی همه ی بابا ها...

3

این مطلب را پسند کرده اند.

logher008

کوتاه ترین داستان ترسناک دنیا داستان زیر است که نویسنده اش مشخص نیست....
آخرین انسان زمین تنها در اتاقش نشسته بود که ناگهان در زدند!!!؟

2

این مطلب را پسند کرده اند.

logher008

یکی از شاگردان سقراط وی را پرسید: زچه رو هرگزت اندوهگین ندیده ام ؟
سقراط گفت: از آن رو که چیزی را مالک نیستم که عدمش اندوهگینم کند.

1

این مطلب را پسند کرده اند.

logher008

ساعت اتاقم را شکسته ام ،
به عقب که باز نمیگردد،اعصابم خورد میشود .. .

3

این مطلب را پسند کرده اند.

logher008

خاکی خاکی ام...
آنچنان زمینم زدن که تا آخر عمر باید خودم را بتکانم...

3

این مطلب را پسند کرده اند.

آخرین بازدیدکنندگان

(420دفعه)
ابتدا وارد سایت شوید .

دعوتنامه

logher008 کسی رابه جامعه مجازی فیسکوب ایرانیان معرفی نکرده است.