فیسکوب ایرانیان - hastidara - هستی دارا  
سلام دوست عزيز،
به شبکه اجتماعي فیسکوب ایرانیان خوش آمديد. براي استفاده از تمام امکانات شبکه ، شما بايد عضو اين سايت باشيد.
عضويت در شبکه اجتماعي فیسکوب ایرانیان رايگان است و هميشه هم رايگان خواهد ماند!
براي عضويت بر روي اين [لينک] کليک کنيد.


هستی دارا
مدت زمان عضویت: 11 ماه و 28 روز و 5 ساعت و 6 دقيقه قبل


21279
نام کاربری: hastidara
نام واقعی: هستی دارا

اریکا راد 
اریکا راد


هوا بس ناجوانمردانه گرم است...
زمین لب تشنه و غمگین،
امید آسمان خاموش
نگاه مردمان بر پیکر خشکیده ای مدهوش
نه بارانی...
نه برفی...
نمی آید ز قلب آسمان،آخر ...
صدای نعره ی مستانه ای بر گوش

خداوندا
تو میدانی
گنه از بنده ات گر هست
درختان را گناهی نیست....!
خطایی گر کند این بنده ی ناچیز
گناه مار و موران بیابان چیست؟
چرا بگرفته ای آغوش باران را؟
مگر بغض زمستان را نمی بینی؟
مگر اندوه مهمان را نمی بینی؟
غبار آلوده چشم باغ و بستان را نمی بینی؟
مگر نوزادگان تشنه ی باران را نمی بینی؟
مگر جام ترک برداشته ی خالی
میان مشت خاک آلوده ی
ببچارگان را نمی بینی؟
خداوندا
گناهم را ببخشای و
مرا از هجمه ی فریاد خالی کن
جسارت کردم از پرسیدن بی جا،
ببخشایم....
خطاهای مرا نادیده انگار
تو میبینی و میدانم که دانایی و
بر هر امر ناممکن توانایی

خداوندا
زمستان رو به نوروز است
زمین،اما...
همان خاشاک تیپا خورده ی دیروز است...
رها کن مشک باران را
بشوی اندوه انسان را
ببخشای شبنمی دیگر
چمن ها و درختان را
طراوت بخش
این باغ و بستان را

سلامم را تو پاسخ میدهی بی شک
بپوشان بر تن دیماه خاک آلود
کفن از جنس الطاف خداوندی

خداوندا
زمستان است
هوا بس ناجوانمردانه گرم است...

3

این مطلب را پسند کرده اند.
مرتضی 
مرتضی

5

این مطلب را پسند کرده اند.

♬ §Mαя¥αm §нαm ♬

گربه ها یجوری وامیستن نگات میکنن
بعد میدوئن میرن!!!

.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
که انگار همه چی رو فهمیدن میخوان برن به بقیه هم بگن !!!

مغرور و خود شیفتـــــه نیستم… ولی یاد گرفتم که تو زندگیـــــــــــم…. منت احد...

3

این مطلب را پسند کرده اند.

♬ §Mαя¥αm §нαm ♬

سلام خر شانس





ببخشیـــد با همسر آیندم بودم

شما به کارت برس!!

مغرور و خود شیفتـــــه نیستم… ولی یاد گرفتم که تو زندگیـــــــــــم…. منت احد...

4

این مطلب را پسند کرده اند.
رها 
رها

سلام دوستان خواهش میکنم لینک زیر که یه پرسشنامه هست رو جواب بدید
[لینک]

Raha

2

این مطلب را پسند کرده اند.
مارال تورک 
مارال تورک

چرا هميشه گفته ميشود . . .
«« سکوت نشانه ي رضايت است »»
چرا نمي گويند :
نشانه ي درديست عظيم ، که لب ها رابه هم دوخته است...!!!
چرا نمي گويند : نشانه ي ناتواني گفتار ،از بيان سنگيني رفتار افراد است...!!!
چرا نمي گويند : نشانه ي دلي شکسته است که ، نميخواهد با باز شدن لب ها از همديگر،
صداي شکسته شدنش را نامحرمان متوجه شوند . . . !!!
پس سکوت هميشه نشانه ي رضايت نيست . . .
"سکوت سرشار از ناگفتني هاست..."

4

این مطلب را پسند کرده اند.
ho3ein 
ho3ein

اگر تربیت " غلط " به تو آموخت که
غیرت داشتن دخالت کردن است و حیا زن را در صندوق نگه داشتن!
شهید مطهری به من گفت:
غیرت، عشق مرد به ناموسش است ؛
و حیا، احترام زن به خودش...!!!
.
.

اگر تربیت " غلط " به تو آموخت
که مرد میتواند زنش را بزند !
اسلام من به من آموخت که زن ریحانه است
و مرد وظیفه دارد تمام اسباب راحتی و آسایشش را فراهم کند...!!!
.
.

اگر تربیت " غلط "به تو گفت که
زن عقلش نصف مرد است و نمی تواند به تنهایی در دادگاه شهادت دهد...؛
شهید مطهری در کتاب حقوق زن به من گفت :
که زن احساسات و عواطفش دوبرابر مرد است و از این رو
ممکن است در شهادت دادن دچار تزلزل شود...!!!
.
.

اگر تربیت " غلط " به تو گفت
که دیه زن نصف دیه ی مرد است
چون ارزشش کمتر از مرد است...؛
شهید مطهری در کتاب حقوق زن به من آموخت که :
اگر من کشته شوم برای اینکه مادرت در آسایش تو را بزرگ کند
دیه ی من بیشتر است....!!!
.
.

ایرادی اگر هست در شعور ماست.

2

این مطلب را پسند کرده اند.
معصومه 
معصومه

امروز را شروع کن به لطف
ومهر الهی

3

این مطلب را پسند کرده اند.

عضو جدید

@معصومه سلام ، به خوش آمدید (نسخه اندروید) ...

اطلاع رســـان شبکه اجتماعی فیسکوب ایرانیان ...

2

این مطلب را پسند کرده اند.

1

این مطلب را داغ کرده اند.
مرتضی 
مرتضی

زنی که از دست چشم چرانی های همسرش به ستوه آمده بود



درد دل نزد مادرشوهرش میبرد . او که زن دانایی بود گفت : من شب ، برای صرف شام به خانه شما میام ، ولی شام درست نکن .مرد وقتی به خانه می آید از اینکه همسرش تدارکی ندیده عصبانی میشود ، ولی مادر میگوید : من امشب هوس نیمروهای تو را کردم و با خود تخم مرغ آورده ام تا با هم بخوریم . پسر مشغول درست کردن نیمرو میشود، میگوید : چرا تخم مرغ ها را رنگ کردی ؟؟ مادر گفت : زیبا هستن؟ پسر گفت : آری . مادر گفت : داخلشان چطور است ؟؟ پسر گفت : همه مثل هم. مادر گفت : پسرم زن نیز همین طور است ، هر کدام ظاهری با رنگ و لعاب ولی همه درونشان یکی است .پس وقتی همه مثل همند چرا خود و همسرت را آزار میدهی ؟؟.قدر داشته هایت را بدان .و خود را درگیر دیگران نکن .ناگهان یکی از تخم مرغ ها دو زرده درآمد و گند زد به پند حکیمانه....

4

این مطلب را پسند کرده اند.
مرتضی 
مرتضی

خدایا ...

دریافته ام کسی که می گوید «برایم دعا کن» ...

از روی عادت نمی گوید ...!

کم آورده است ...

دخل و خرجش دیگر با هم نمی خواند ...

صبرش تمام شده است ...

ولی دردهایش هنوز باقی مانده است ...!

مهربانم ...!

کاش می دانستی چقدر دردناک است،

شنیدن جمله ی: «برایم دعا کن ...»

خدایا کمکش کن ...

هنوز هم به معجزه ی کرامتت ایمان دارد ...

یارب!

هنگامی که ثروتم دادی، خوشبختی ام را نگیر.

هنگامی که توانایی ام دادی، عقلم را نگیر.

هنگامی که مقامم دادی، تواضعم را نگیر.

آنگاه که تواضعم دادی، عزتم را نگیر.

وقتی قدرتم دادی، عفوم را نگیر.

هنگامی تندرستی ام دادی، ایمانم را نگیر.

و آنگاه که فراموشت کردم، فراموشم مکن ...

آمین یا رب العالمین

5

این مطلب را پسند کرده اند.

ساحل آرامش

دعا میڪنم دراین شب
زیر این سقف بلند،روےدامان زمین
هر ڪجا خسته و پرغصه شدے
دستی ازغیب به دادت برسد
وچه زیباست ڪـه آن
دستِ خدا باشد وبس

اللهم عجل لولیک الفرج

2

این مطلب را پسند کرده اند.
  زهرا 
زهرا

مادر دوستت دارم وتا ابد به تو محتاجم
تا ابد دوستت دارم وبه تو محتاجم
و همین لحظه این قدر اشک برای ریختن دارم که موهایت تر شود
خودم را از تو دور کرده ام ، با این وجود توجه وعشق تو هنوز دردلم برپاست
تو مامن و سرپناه من هستی
که مرا از گزندها و آسیب ها حفظمی کنی
من از دیوارها می گذرم و پرواز می کنم
و تمام کارهایی را که باید ، انجام می دهم تا در پناه تو باشم
شاید من یاغی وسرکش باشم
اما می دانم حتی زمینی که بر روی آن ایستاده ام از عشق تو سرشار است
من منتظر لبخند درخشان و پر غرور تو هستم ، مادر
لبخندی که هر گره ای را باز میکند
برای تمام لحظاتی که به خاطر من رنج کشیده ای متاسفم
اما بعد از طوفان های کوچک
این آرامش است که پا برجا خواهد ماند

5

این مطلب را پسند کرده اند.
زینب 
زینب

سلام به همه من تازه واردم

1

این مطلب را پسند کرده اند.
مرتضی 
مرتضی

هفت مصیبت شام از زبان امام سجاد"ع":

در روایتی امام سجاد(ع) به نعمان بن منذر مدائنی فرمود: در شام هفت مصیبت بر ما وارد آوردند که از آغاز اسیری تا آخر، چنین مصیبتی بر ما وارد نشده بود:

1- ستمگران در شام اطراف ما را با شمشیرهای برهنه و استوار کردن نیزه ها احاطه کردند و بر ما حمله می کردند و کعب (ته)نیزه به ما می زدند و در میان جمعیت بسیار نگه داشتند و ساز و طبل می زدند.

2- سرهای شهدا را در میان هودج(کجاوه) های زن های ما قرار دادند، سر پدرم و سر عمویم عباس را در برابر چشم عمّه هایم زینب و ام کلثوم(ع) نگه داشتند، و سر برادرم علی اکبر و پسرعمویم قاسم را در برابر چشم سکینه و فاطمه (خواهرانم) می آوردند و با سرها بازی می کردند، و گاهی سرها به زمین می افتاد و زیر سم ستوران قرار می گرفت.

3- زن های شامی از بالای بام ها، آب و آتش بر سر ما می ریختند، آتش به عمامه ام افتاد، چون دست هایم را به گردنم بسته بودند، نتوانستم آن را خاموش کنم، عمامه ام سوخت، و آتش به سرم رسید و سرم را نیز سوزانید.

4- از طلوع خورشید تا نزدیک غروب در کوچه و بازار با ساز و آواز، ما را در برابر تماشای مردم در کوچه و بازار گردش دادند و می گفتند: ای مردم بکشید این ها را که در اسلام هیچ گونه احترامی ندارند.

5- ما را به یک ریسمان بستند و با این حال ما را از در خانه ی یهود و نصاری عبور دادند و به آن ها می گفتند: این ها همان افرادی هستند که پدرانشان، پدران شما را در خیبر و خندق و ... کشتند و خانه های آن ها را ویران ساختند، امروز شما انتقام آن ها را از این ها بگیرید...

6- ما را به بازار برده فروشان برده و خواستند بجای غلام و کنیز بفروشند ولی خداوند این موضوع را برای آن ها مقدور نساخت.

5

این مطلب را پسند کرده اند.

دوستان

همه »

گروه‌ها

(6گروه)

آخرین بازدیدکنندگان

(2612دفعه)
ابتدا وارد سایت شوید .

دعوتنامه

هستی دارا کسی رابه جامعه مجازی فیسکوب ایرانیان معرفی نکرده است.