فیسکوب ایرانیان - dada123 - مهران  
سلام دوست عزيز،
به شبکه اجتماعي فیسکوب ایرانیان خوش آمديد. براي استفاده از تمام امکانات شبکه ، شما بايد عضو اين سايت باشيد.
عضويت در شبکه اجتماعي فیسکوب ایرانیان رايگان است و هميشه هم رايگان خواهد ماند!
براي عضويت بر روي اين [لينک] کليک کنيد.


تولد1.gif تولد14.gif تولد9.gif ت مبارك.gif
مهران
مدت زمان عضویت: 2 سال و 9 ماه و 11 روز و 8 ساعت و 5 دقيقه قبل

مهران فریاد می زند:

38147
نام کاربری: dada123
نام واقعی: مهران

مهران 
مهران

يکي از بهترين داستانهاي پائولو کوئيلو
يه پسر و دختر کوچولو داشتن با هم بازي ميکردن. پسر کوچولو يه سري تيله داشت و دختر کوچولو چند تايي شيريني با خودش داشت. پسر کوچولو به دختر کوچولو گفت من همه تيله هامو بهت ميدم؛ تو همه شيرينياتو به من بده. دختر کوچولو قبول کرد. پسر کوچولو بزرگترين و قشنگترين تيله رو يواشکي واسه خودش گذاشت کنار و بقيه رو به دختر کوچولو داد. اما دختر کوچولو همون جوري که قول داده بود تمام شيرينياشو به پسرک داد. همون شب دختر کوچولو با ارامش تمام خوابيدو خوابش برد. ولي پسر کوچولو نمي تونست بخوابه چون به اين فکر مي کرد که همونطوري که خودش بهترين تيله اشو يواشکي پنهان کرده شايد دختر کوچولو هم مثل اون يه خورده از شيرينيهاشو قايم کرده و همه شيريني ها رو بهش نداده
نتيجه اخلاقي داستان:

عذاب وجدان هميشه مال كسي است كه صادق نيست

آرامش مال كسي است كه صادق است

لذت دنيا مال كسي نيست كه با آدم صادق زندگي مي كند

آرامش دنيا مال اون كسي است كه با وجدان صادق زندگي ميكند

و يه نکته ديگه

اينکه همه ي آدما بقيه رو از منظر وجدان خودشون ميبينن !!

ﻭﻗﺘﯽ ﮐﺴﯽ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﺕ ﻧﯿﺴﺖ؛ ﺩﺳﺖ ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﺧﻮﺩﺕ ﻧﺰﻥ.

14

این مطلب را پسند کرده اند.
مهران 
مهران

چنین گفت رستم به سهــراب یل
که من آبـــرو دارم انــــدر محـــل

مکن تیز و نازک، دو ابـروی خود
دگر سیخ سیـخی مکن مـوی خود

شدی در شب امتــــــحان گرمِ چت
برو گــمشو ای خــاک بر آن سـرت

اس ام اس فرستادنت بس نبـــود
که ایمـیل و چت هم به ما رو نمـود

رهـا کن تو این دختِ افراسیــــــاب
که مامش ترا می نمـــاید کبــــاب

اگر سر به سر تن به کشتن دهیـــم
دریغــا پسر، دستِ دشـمن دهیـــم

ﻭﻗﺘﯽ ﮐﺴﯽ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﺕ ﻧﯿﺴﺖ؛ ﺩﺳﺖ ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﺧﻮﺩﺕ ﻧﺰﻥ.

11

این مطلب را پسند کرده اند.
مهران 
مهران

شوهر مريم چند ماه بود که در بيمارستان بسترى بود. بيشتر وقت‌ها در کما بود و گاهى چشمانش را باز مى‌کرد و کمى هوشيار مى‌شد. امّا در تمام اين مدّت، مريم هر روز در کنار بسترش بود.

يک روز که او دوباره هوشياريش را به دست آورد از مريم خواست که نزديک‌تر بيايد.

مريم صندليش را به تخت چسباند و گوشش را نزديک دهان شوهرش برد تا صداى او را بشنود.

شوهر مريم که صدايش بسيار ضعيف بود در حالى که اشک در چشمانش حلقه زده بود به آهستگى گفت:
«تو در تمام لحظات بد زندگى در کنارم بوده‌اى. وقتى که از کارم اخراج شدم تو کنار من نشسته بودى. وقتى که کسب و کارم را از دست دادم تو در کنارم بودى. وقتى خانه‌مان را از دست داديم، باز هم تو پيشم بودى. الان هم که سلامتيم به خطر افتاده باز تو هميشه در کنارم هستى. و مى‌دونى چى مي‌خوام بگم؟»

مريم در حالى که لبخندى بر لب داشت گفت: «چى مى‌خواى بگى عزيزم؟»

شوهر مريم گفت: «فکر مى‌کنم وجود تو براى من بدشانسى مياره!»

ﻭﻗﺘﯽ ﮐﺴﯽ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﺕ ﻧﯿﺴﺖ؛ ﺩﺳﺖ ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﺧﻮﺩﺕ ﻧﺰﻥ.

12

این مطلب را پسند کرده اند.
مهران 
مهران

از همان روز اولی که به کلاس رفتم و دانشجوها پیش پام بلند شدند همین که نگاهم به او افتاد ازش بدم اومد.
همین طور بی دلیل دشمنش شدم البته بی دلیل که نبود، دلیلش رو فقط خودم میدونستم و به هیچکس هم نگفتم.
جرات نداشتم که بگویم اما حقیقت این بود که با دیدن "جسی" که پیدا بود دختر یه خانواده فقیره، دوران سخت کودکی خودم که مانند او فرزند یک خانواده فقیر بودم یادم می آمد.
آن روزها را با کمک بعضی ها هر طور که بود گذراندم و درسم رو ادامه دادم تا امروز که استاد دانشگاه بودم...
اما چون دوست داشتم گذشته ام رو فراموش کنم هر چیزی که آن ایام را تداعی میکرد از سر راه کنار میزدم.
درست مثل جسی که بالاخره یک بهانه از او گرفتم و چقدر خجالت کشیدم آن روز که مادر پیر جسی به دانشگاه آمده بود تا رضایت مرا برای باز گرداندن دخترش به دانشگاه بگیرد.
اری خجالت کشیدم چون مادر جسی همان فراش مدرسه ام بود که هر روز(چون میدونست من با شکم گرسنه به مدرسه می آیم) وقت ظهر از غذای خودش شکم مرا سیر میکرد.

ﻭﻗﺘﯽ ﮐﺴﯽ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﺕ ﻧﯿﺴﺖ؛ ﺩﺳﺖ ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﺧﻮﺩﺕ ﻧﺰﻥ.

7

این مطلب را پسند کرده اند.
مهران 
مهران

من بد شانسیمو از همون دوران بچگی وقتی که تخم مرغ رو کاشتم و بهش آب دادم؛ ولی مرغ نشد فهمیدم...!!!

ﻭﻗﺘﯽ ﮐﺴﯽ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﺕ ﻧﯿﺴﺖ؛ ﺩﺳﺖ ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﺧﻮﺩﺕ ﻧﺰﻥ.

16

این مطلب را پسند کرده اند.
مهران 
مهران

ﻧﮓ ﺯﺩﻡ 110

ﮔﻔﺘﻢ : ﺍﻟﻮﻭﻭﻭﻭﻭﻭﻭﻭﻭ ﭘﻠﻴﺲ !!!

ﮔﻔﺖ : ﺑﻠﻪ ﺑﻔﺮﻣﺎﺋﻴﺪ ؟؟؟

ﮔﻔﺘﻢ : ﮐﻤﮏ ! ﻳﻪ ﻋﺎﻟﻤﻪ ﻣُﺮﺩﻩ ﺍﻳﻨﺠﺎﺳﺖ !!!

ﮔﻔﺖ : ﻳﺎ ﺍﺑﻮﺍﻟﻔﻀﻞ ! ﮐﺠﺎﺋﻲ ؟؟؟

ﮔﻔﺘﻢ : ﻗﺒﺮﺳﺘﻮﻥ !!

هیچی دیگه الان به قید وثیقه آزادم

ﻭﻗﺘﯽ ﮐﺴﯽ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﺕ ﻧﯿﺴﺖ؛ ﺩﺳﺖ ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﺧﻮﺩﺕ ﻧﺰﻥ.

10

این مطلب را پسند کرده اند.
مهران 
مهران


عاقد: عروس خانم شما شاغلید؟
عروس خانم: بله حاج آقا.
عاقد: میشه بفرمایید به چه شغلی مشغولید؟
عروس خانم: معلمم.



عاقد: تبارک الله عروس خانوم معلمی شغل انبیاست، خوب عروس خانم معلم چی هستین؟
عروس خانم: معلم رقص
حاج آقا ساکت شد و دقیقا نمیدونست که شغل کدوم یکی از انبیاست میگن هنوزم به افق خیره شده

ﻭﻗﺘﯽ ﮐﺴﯽ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﺕ ﻧﯿﺴﺖ؛ ﺩﺳﺖ ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﺧﻮﺩﺕ ﻧﺰﻥ.

10

این مطلب را پسند کرده اند.
مهران 
مهران

سلام بردوستان عزيز سال نو مبارك


نوروز این رفاقت را نگاهبانی می کند که باور کنیم قلبهامان جای حضور دوستانمان هستند.

ﻭﻗﺘﯽ ﮐﺴﯽ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﺕ ﻧﯿﺴﺖ؛ ﺩﺳﺖ ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﺧﻮﺩﺕ ﻧﺰﻥ.

11

این مطلب را پسند کرده اند.
مهران 
مهران

چند روز دیگر، امروز پارسال می شود

کمی ساده ... اندکی خنده دار ... وقدری عادی !

امروز سالهاست می رود
و ما همیشه چشممان پی فرداست ..!
افسوس !
به فکر پاییز تابستان را ... و یه فکر بهار، زمستان را فدا می کنیم .
جشن می گیریم .. عید می گیریم
و دوباره همانی می شویم که بودیم
با اختلاف چند تار موی سپید تر !!
....
"آدم ها" می آیند گاهی در زندگی ات می مانند
گاهی در خاطره ات، آن ها كه در زندگی ات می مانند همسفر می شوند
آن ها كه در خاطرت می مانند كوله پشتیِ تمامِ تجربیاتت برای سفر ...
گاهی "تلخ"... گاهی "شیرین" ....گاهی با یادشان "لبخند" می زنی
گاهی یادشان لبخند از "صورتت" برمی دارد
اما تو...
لبخند بزن
به تلخ ترین خاطره هایت حتی آدمها می آیند و این آمدن باید رخ بدهد

تا تو بدانی:
"آمدن" را همه بلدند ... این "ماندن" است كه هنر می خواهد.

ﻭﻗﺘﯽ ﮐﺴﯽ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﺕ ﻧﯿﺴﺖ؛ ﺩﺳﺖ ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﺧﻮﺩﺕ ﻧﺰﻥ.

10

این مطلب را پسند کرده اند.
مهران 
مهران

یکی از فرق های انسان با خدا
این است که انسان تمام خوبیها
را با یک بدی فراموش میکند
ولی خدا تمام بدیها را با یک
خوبی فراموش میکند . . .

ﻭﻗﺘﯽ ﮐﺴﯽ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﺕ ﻧﯿﺴﺖ؛ ﺩﺳﺖ ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﺧﻮﺩﺕ ﻧﺰﻥ.

9

این مطلب را پسند کرده اند.
مهران 
مهران

عاشق شخصیت درونی آدم ها بشوید
چیزی که حتی بعد از مرگ هم ماندگار خواهد ماند . . .

ﻭﻗﺘﯽ ﮐﺴﯽ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﺕ ﻧﯿﺴﺖ؛ ﺩﺳﺖ ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﺧﻮﺩﺕ ﻧﺰﻥ.

6

این مطلب را پسند کرده اند.
مهران 
مهران

دوست داشته باشید کسانی را که به شما پند میدهند
نه مردمانی که شما را ستایش میکنند . . .

ﻭﻗﺘﯽ ﮐﺴﯽ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﺕ ﻧﯿﺴﺖ؛ ﺩﺳﺖ ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﺧﻮﺩﺕ ﻧﺰﻥ.

7

این مطلب را پسند کرده اند.
مهران 
مهران

دسـت نیافتـن بـه آنچـه میجویـی
گـاه اقبـالی بـزرگ اسـت

ﻭﻗﺘﯽ ﮐﺴﯽ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﺕ ﻧﯿﺴﺖ؛ ﺩﺳﺖ ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﺧﻮﺩﺕ ﻧﺰﻥ.

5

این مطلب را پسند کرده اند.
مهران 
مهران

مردمی را دیدم
برای داشتن ظاهری زیبا، وقت و هزینۀ زیادی صرف می کردند
اما برای داشتن ذهنی زیبا، هیچ

ﻭﻗﺘﯽ ﮐﺴﯽ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﺕ ﻧﯿﺴﺖ؛ ﺩﺳﺖ ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﺧﻮﺩﺕ ﻧﺰﻥ.

4

این مطلب را پسند کرده اند.
مهران 
مهران

جــــاده هـــای زنــــــدگـی را خـــدا هـــمـوار میـکــنـد . .
کــــــار مــــا فـــقـــط بـــــرداشــــتـن ســـنــگ ریـــــزه هـــاسـت
. .

ﻭﻗﺘﯽ ﮐﺴﯽ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﺕ ﻧﯿﺴﺖ؛ ﺩﺳﺖ ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﺧﻮﺩﺕ ﻧﺰﻥ.

4

این مطلب را پسند کرده اند.

دوستان

همه »

دوست شده ام

همه »

گروه‌ها

(13گروه)

آخرین بازدیدکنندگان

(21042دفعه)
ابتدا وارد سایت شوید .

دعوتنامه

(1کاربر)
مهران تاکنون 1 کاربر رابه جامعه مجازی فیسکوب ایرانیان دعوت کرده است.