فیسکوب ایرانیان - dada123 - مهران 
سلام دوست عزيز،
به شبکه اجتماعي فیسکوب ایرانیان خوش آمديد. براي استفاده از تمام امکانات شبکه ، شما بايد عضو اين سايت باشيد.
عضويت در شبکه اجتماعي فیسکوب ایرانیان رايگان است و هميشه هم رايگان خواهد ماند!
براي عضويت بر روي اين [لينک] کليک کنيد.


تولد1.gif تولد.jpg روز دختر2.jpg تولد1.gif
مهران
مدت زمان عضویت: 3 سال و 1 ماه و 14 روز و 4 ساعت و 44 دقيقه قبل

مهران فریاد می زند:

39989
نام کاربری: dada123
نام واقعی: مهران

مهران 
مهران

جوانی می خواست زن بگیرد به پیرزنی سفارش کرد تا برای او دختری پیدا کند.
پیرزن به جستجو پرداخت، دختری را پیدا کرد و به جوان معرفی کرد وگفت این
دختر از هر جهت سعادت شما را در زندگی فراهم خواهد کرد.

جوان گفت: شنیده ام قد او کوتاه است

پیرزن گفت:اتفاقا این صفت بسیار خوبی است، زیرا لباس های خانم ارزان تر
تمام می شود

جوان گفت: شنیده ام زبانش هم لکنت دارد

پیرزن گفت: این هم دیگر نعمتی است زیرا می دانید که عیب بزرگ زن ها پر
حرفی است اما این دختر چون لکنت زبان دارد پر حرفی نمی کند و سرت را به
درد نمی آورد

جوان گفت: خانم همسایه گفته است که چشمش هم معیوب است

پیرزن گفت: درست است ، این هم یکی از خوشبختی هاست که کسی مزاحم آسایش
شما نمی شود و به او طمع نمی برد

جوان گفت: شنیده ام پایش هم می لنگد و این عیب بزرگی است

پیرزن گفت: شما تجربه ندارید، نمی دانید که این صفت ، باعث می شود که
خانمتان کمتر از خانه بیرون برود و علاوه بر سالم ماندن، هر روز هم از
خیابان گردی ، خرج برایت نمی تراشد
جوان گفت: این همه به کنار، ولی شنیده ام که عقل درستی هم ندارد

پیرزن گفت: ای وای، شما مرد ها چقدر بهانه گیر هستید، پس یعنی می خواستی
عروس به این نازنینی، این یک عیب کوچک را هم نداشته باشد.

ﻭﻗﺘﯽ ﮐﺴﯽ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﺕ ﻧﯿﺴﺖ؛ ﺩﺳﺖ ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﺧﻮﺩﺕ ﻧﺰﻥ.

9

این مطلب را پسند کرده اند.

1

این مطلب را داغ کرده اند.
مهران 
مهران

دهه ی شصت یعنی... خاله بازی با چادرای مامانامون تو کوچه. یعنی بیدار شدن با بوی نفت بخاری نفتی .یعنی بوی نون پنیر و نارنگی تو کیف. یعنی فوتبال دستی. یعنی مانتو با اپول. یعنی توپ دولایه دنگی. یعنی صف نون .یعنی دستای مامان و آب سرد و کهنه بچه. یعنی بوی نم خاک بعد بارون تو کوچه خاکی. یعنی ویدئو قاچاق. یعنی آتاری و میکرو. قارچ خور و شورش در شهر. یعنی سیگار زر.یعنی انباری و بوی سرکه. یعنی برنج کوپنی. یعنی فخرفروختن با کتونی میخی. یعنی قاق بودن تو بیخ دیواری. یعنی ته کلاس و تقسیم لواشک. یعنی سیاه چال. یعنی کارت صدآفرین. یعنی حسرت یک دقیقه خواب بیشتر تو زمستون. یعنی ادکلن کبرا و ویوا. یعنی لاک قرمز و قند! تلویزیون سیاه و سفید. یعنی بستنی کیم دوقلو. یعنی آدامس خروس نشان. بوی آش و کشک تو یه روز بارونی. یعنی کیسه و سفیدآب. یعنی علاالدین و سیب زمینی.یعنی کوبلن و کاموا.یعنی بوی ماهی دودی. یعنی کارت بازی با دمپایی. یعنی کپسول بوتان و پرسی .یعنی جوجه رنگی.یعنی چشم کبود و مامان دوستت دم در.یعنی یک اتاق و 5 تا بچه..یعنی نوار کاست. سیاوش شمس و داریوش. شربازی پشت وانت همسایه. آلبالو خشکه رو پشت بوم. یعنی بوی نفتالین لای رختخواب. یعنی تک درخت ته کوچه. یعنی خریدن لبو و لواشک از سر کوچه ی مدرسه. یعنی سوختگی نارنجی رنگ بلوز کاموایی. پوشیدن لباس داداش بزرگه. یعنی ساختن آدم برفی با لگن حموم.یعنی بوی نم زیرزمین. یعنی نیمکت سه نفره. یعنی چوبین و برانکا. یعنی تیله بازی. یعنی اشکنه و خشیل. یعنی خرپلیس. قاشق زنی تو چهارشنبه سوری. عاشق شدن از پس پرده ی حیا و شرم. یعنی نامه پسر همسایه. دهه شصت یعنی من...یعنی تو...یعنی ما... خدا یه دو دقیقه میای پایین بغلم کنی با هم گریه کنیم؟ [/green

ﻭﻗﺘﯽ ﮐﺴﯽ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﺕ ﻧﯿﺴﺖ؛ ﺩﺳﺖ ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﺧﻮﺩﺕ ﻧﺰﻥ.

7

این مطلب را پسند کرده اند.
مهران 
مهران

@ناهید(خانم معلم )
سلام خانم معلم تولدت مبارك اميدوارم هميشه سالم وشاد باشي

ﻭﻗﺘﯽ ﮐﺴﯽ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﺕ ﻧﯿﺴﺖ؛ ﺩﺳﺖ ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﺧﻮﺩﺕ ﻧﺰﻥ.

3

این مطلب را پسند کرده اند.
مهران 
مهران

@دادا
سلام برمدير عزيز تولدت مبارك اميدوارم هرجا هستي شاد وسالم باشي

ﻭﻗﺘﯽ ﮐﺴﯽ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﺕ ﻧﯿﺴﺖ؛ ﺩﺳﺖ ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﺧﻮﺩﺕ ﻧﺰﻥ.

1

این مطلب را پسند کرده اند.
مهران 
مهران

سلام بردوستان عزيز
ولادت حضرت معصومه وروزدختر بردختران امروز وديروزمبارك باشه

ﻭﻗﺘﯽ ﮐﺴﯽ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﺕ ﻧﯿﺴﺖ؛ ﺩﺳﺖ ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﺧﻮﺩﺕ ﻧﺰﻥ.

9

این مطلب را پسند کرده اند.

1

این مطلب را داغ کرده اند.
مهران 
مهران

يکي از بهترين داستانهاي پائولو کوئيلو
يه پسر و دختر کوچولو داشتن با هم بازي ميکردن. پسر کوچولو يه سري تيله داشت و دختر کوچولو چند تايي شيريني با خودش داشت. پسر کوچولو به دختر کوچولو گفت من همه تيله هامو بهت ميدم؛ تو همه شيرينياتو به من بده. دختر کوچولو قبول کرد. پسر کوچولو بزرگترين و قشنگترين تيله رو يواشکي واسه خودش گذاشت کنار و بقيه رو به دختر کوچولو داد. اما دختر کوچولو همون جوري که قول داده بود تمام شيرينياشو به پسرک داد. همون شب دختر کوچولو با ارامش تمام خوابيدو خوابش برد. ولي پسر کوچولو نمي تونست بخوابه چون به اين فکر مي کرد که همونطوري که خودش بهترين تيله اشو يواشکي پنهان کرده شايد دختر کوچولو هم مثل اون يه خورده از شيرينيهاشو قايم کرده و همه شيريني ها رو بهش نداده
نتيجه اخلاقي داستان:

عذاب وجدان هميشه مال كسي است كه صادق نيست

آرامش مال كسي است كه صادق است

لذت دنيا مال كسي نيست كه با آدم صادق زندگي مي كند

آرامش دنيا مال اون كسي است كه با وجدان صادق زندگي ميكند

و يه نکته ديگه

اينکه همه ي آدما بقيه رو از منظر وجدان خودشون ميبينن !!

ﻭﻗﺘﯽ ﮐﺴﯽ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﺕ ﻧﯿﺴﺖ؛ ﺩﺳﺖ ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﺧﻮﺩﺕ ﻧﺰﻥ.

15

این مطلب را پسند کرده اند.
مهران 
مهران

چنین گفت رستم به سهــراب یل
که من آبـــرو دارم انــــدر محـــل

مکن تیز و نازک، دو ابـروی خود
دگر سیخ سیـخی مکن مـوی خود

شدی در شب امتــــــحان گرمِ چت
برو گــمشو ای خــاک بر آن سـرت

اس ام اس فرستادنت بس نبـــود
که ایمـیل و چت هم به ما رو نمـود

رهـا کن تو این دختِ افراسیــــــاب
که مامش ترا می نمـــاید کبــــاب

اگر سر به سر تن به کشتن دهیـــم
دریغــا پسر، دستِ دشـمن دهیـــم

ﻭﻗﺘﯽ ﮐﺴﯽ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﺕ ﻧﯿﺴﺖ؛ ﺩﺳﺖ ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﺧﻮﺩﺕ ﻧﺰﻥ.

13

این مطلب را پسند کرده اند.
مهران 
مهران

شوهر مريم چند ماه بود که در بيمارستان بسترى بود. بيشتر وقت‌ها در کما بود و گاهى چشمانش را باز مى‌کرد و کمى هوشيار مى‌شد. امّا در تمام اين مدّت، مريم هر روز در کنار بسترش بود.

يک روز که او دوباره هوشياريش را به دست آورد از مريم خواست که نزديک‌تر بيايد.

مريم صندليش را به تخت چسباند و گوشش را نزديک دهان شوهرش برد تا صداى او را بشنود.

شوهر مريم که صدايش بسيار ضعيف بود در حالى که اشک در چشمانش حلقه زده بود به آهستگى گفت:
«تو در تمام لحظات بد زندگى در کنارم بوده‌اى. وقتى که از کارم اخراج شدم تو کنار من نشسته بودى. وقتى که کسب و کارم را از دست دادم تو در کنارم بودى. وقتى خانه‌مان را از دست داديم، باز هم تو پيشم بودى. الان هم که سلامتيم به خطر افتاده باز تو هميشه در کنارم هستى. و مى‌دونى چى مي‌خوام بگم؟»

مريم در حالى که لبخندى بر لب داشت گفت: «چى مى‌خواى بگى عزيزم؟»

شوهر مريم گفت: «فکر مى‌کنم وجود تو براى من بدشانسى مياره!»

ﻭﻗﺘﯽ ﮐﺴﯽ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﺕ ﻧﯿﺴﺖ؛ ﺩﺳﺖ ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﺧﻮﺩﺕ ﻧﺰﻥ.

13

این مطلب را پسند کرده اند.
مهران 
مهران

از همان روز اولی که به کلاس رفتم و دانشجوها پیش پام بلند شدند همین که نگاهم به او افتاد ازش بدم اومد.
همین طور بی دلیل دشمنش شدم البته بی دلیل که نبود، دلیلش رو فقط خودم میدونستم و به هیچکس هم نگفتم.
جرات نداشتم که بگویم اما حقیقت این بود که با دیدن "جسی" که پیدا بود دختر یه خانواده فقیره، دوران سخت کودکی خودم که مانند او فرزند یک خانواده فقیر بودم یادم می آمد.
آن روزها را با کمک بعضی ها هر طور که بود گذراندم و درسم رو ادامه دادم تا امروز که استاد دانشگاه بودم...
اما چون دوست داشتم گذشته ام رو فراموش کنم هر چیزی که آن ایام را تداعی میکرد از سر راه کنار میزدم.
درست مثل جسی که بالاخره یک بهانه از او گرفتم و چقدر خجالت کشیدم آن روز که مادر پیر جسی به دانشگاه آمده بود تا رضایت مرا برای باز گرداندن دخترش به دانشگاه بگیرد.
اری خجالت کشیدم چون مادر جسی همان فراش مدرسه ام بود که هر روز(چون میدونست من با شکم گرسنه به مدرسه می آیم) وقت ظهر از غذای خودش شکم مرا سیر میکرد.

ﻭﻗﺘﯽ ﮐﺴﯽ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﺕ ﻧﯿﺴﺖ؛ ﺩﺳﺖ ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﺧﻮﺩﺕ ﻧﺰﻥ.

8

این مطلب را پسند کرده اند.
مهران 
مهران

من بد شانسیمو از همون دوران بچگی وقتی که تخم مرغ رو کاشتم و بهش آب دادم؛ ولی مرغ نشد فهمیدم...!!!

ﻭﻗﺘﯽ ﮐﺴﯽ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﺕ ﻧﯿﺴﺖ؛ ﺩﺳﺖ ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﺧﻮﺩﺕ ﻧﺰﻥ.

16

این مطلب را پسند کرده اند.
مهران 
مهران

ﻧﮓ ﺯﺩﻡ 110

ﮔﻔﺘﻢ : ﺍﻟﻮﻭﻭﻭﻭﻭﻭﻭﻭﻭ ﭘﻠﻴﺲ !!!

ﮔﻔﺖ : ﺑﻠﻪ ﺑﻔﺮﻣﺎﺋﻴﺪ ؟؟؟

ﮔﻔﺘﻢ : ﮐﻤﮏ ! ﻳﻪ ﻋﺎﻟﻤﻪ ﻣُﺮﺩﻩ ﺍﻳﻨﺠﺎﺳﺖ !!!

ﮔﻔﺖ : ﻳﺎ ﺍﺑﻮﺍﻟﻔﻀﻞ ! ﮐﺠﺎﺋﻲ ؟؟؟

ﮔﻔﺘﻢ : ﻗﺒﺮﺳﺘﻮﻥ !!

هیچی دیگه الان به قید وثیقه آزادم

ﻭﻗﺘﯽ ﮐﺴﯽ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﺕ ﻧﯿﺴﺖ؛ ﺩﺳﺖ ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﺧﻮﺩﺕ ﻧﺰﻥ.

10

این مطلب را پسند کرده اند.
مهران 
مهران


عاقد: عروس خانم شما شاغلید؟
عروس خانم: بله حاج آقا.
عاقد: میشه بفرمایید به چه شغلی مشغولید؟
عروس خانم: معلمم.



عاقد: تبارک الله عروس خانوم معلمی شغل انبیاست، خوب عروس خانم معلم چی هستین؟
عروس خانم: معلم رقص
حاج آقا ساکت شد و دقیقا نمیدونست که شغل کدوم یکی از انبیاست میگن هنوزم به افق خیره شده

ﻭﻗﺘﯽ ﮐﺴﯽ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﺕ ﻧﯿﺴﺖ؛ ﺩﺳﺖ ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﺧﻮﺩﺕ ﻧﺰﻥ.

10

این مطلب را پسند کرده اند.
مهران 
مهران

@parisa
سلام تولدت مبارك اميدوارم هميشه شاد وسالم باشيد

ﻭﻗﺘﯽ ﮐﺴﯽ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﺕ ﻧﯿﺴﺖ؛ ﺩﺳﺖ ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﺧﻮﺩﺕ ﻧﺰﻥ.

5

این مطلب را پسند کرده اند.
مهران 
مهران

@امير حسين
بعضی از آدمها پر از مفهوم هستند
پر از حس های خوبند
پر از حرفهای نگفته اند
چه هستند، هستند
... و چه نیستند، هستند
یادشان
خاطرشان
حس های خوبشان...

ﻭﻗﺘﯽ ﮐﺴﯽ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﺕ ﻧﯿﺴﺖ؛ ﺩﺳﺖ ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﺧﻮﺩﺕ ﻧﺰﻥ.

7

این مطلب را پسند کرده اند.
مهران 
مهران

سلام بردوستان عزيز سال نو مبارك


نوروز این رفاقت را نگاهبانی می کند که باور کنیم قلبهامان جای حضور دوستانمان هستند.

ﻭﻗﺘﯽ ﮐﺴﯽ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﺕ ﻧﯿﺴﺖ؛ ﺩﺳﺖ ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﺧﻮﺩﺕ ﻧﺰﻥ.

11

این مطلب را پسند کرده اند.

دوستان

همه »

دوست شده ام

همه »

گروه‌ها

(14گروه)

آخرین بازدیدکنندگان

(23220دفعه)
ابتدا وارد سایت شوید .

دعوتنامه

(1کاربر)
مهران تاکنون 1 کاربر رابه جامعه مجازی فیسکوب ایرانیان دعوت کرده است.