فیسکوب ایرانیان - Pesare-shoja - Sam
سلام دوست عزيز،
به شبکه اجتماعي فیسکوب ایرانیان خوش آمديد. براي استفاده از تمام امکانات شبکه ، شما بايد عضو اين سايت باشيد.
عضويت در شبکه اجتماعي فیسکوب ایرانیان رايگان است و هميشه هم رايگان خواهد ماند!
براي عضويت بر روي اين [لينک] کليک کنيد.


images-1.jpeg IMG_20180315_092025.jpg IMG_20180204_000843.jpg IMG_20180204_000445.jpg
Sam
مدت زمان عضویت: 11 ماه و 15 روز و 16 ساعت و 46 دقيقه قبل
ALONE but HAPPY [درباره]

6431
نام کاربری: Pesare-shoja
نام واقعی: Sam

Sam 
Sam

شبی که باران شدیدی می بارید،
" پرویز شاپور " از " احمد شاملو " پرسید : چرا اینقدر عجله داری؟!
شاملو گفت : می ترسم به آخرین اتوبوس نرسم.
شاپور گفت : من می رسونمت .
شاملو پرسید : مگه ماشین داری؟
شاپور گفت. : نه، اما چتر دارم!

" دوست واقعی کسی است که یاری رسان شما باشد حتی اگر دقیقا انچه شما می خواهید را نداشته باشد . "

زندگیتون پر از دوستان واقعی باشه

4

این مطلب را پسند کرده اند.

1

این مطلب را داغ کرده اند.

Sam

صبح همگی به خوشی و خرمی...
خنده ی صبح نشان از قهقهه ی شب دارد...
لباتون خندون...

4

این مطلب را پسند کرده اند.

Sam

گفتمش هیچ ندارم در بساطم ای رفیق
گفت صفا و معرفت کافیست باشد بی دریغ

سلامتی همه با معرفتااااااا

3

این مطلب را پسند کرده اند.

Sam

مشتی بعضیا مرد به دنیا میان
بعضیا روزگار مردشون میکنه
بعضیا مرد هستن ولی روزگار نامردشون میکنه به سلامتی رفیقی که مرد به دنیا اومده و تو این روزگار نامرد، مرد میمونه...

6

این مطلب را پسند کرده اند.
Sam 
Sam

سلااااااااااااااااااااااااااااام خدمت همه دوستان خوبین؟؟؟؟؟؟؟ خوشین؟؟؟؟؟؟؟؟ چ خبراااااااااااا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

3

این مطلب را پسند کرده اند.

Sam

زنــــدگــی کـــردن با مـــردم ایــن دنیــــا همچـون دویـدن در گلـه اسب است تــا میـتــازی بــا تــــو میـتــازنــد زمیــن کـه خــوردی آنــهایی کـه جـلوتــر بـودنــد هـرگـز بــرای تــو بـه عقـب بــاز نـمی گـــردنـــد وآنــهایــی کــه عقـب بــودنـــد، به داغ روزهــایـی کـه میتاخـتی تــو را لـگــد مــال خــواهنــد کــرد…

6

این مطلب را پسند کرده اند.

Sam

گرگ را من فقط نوشتم ولی او مردانه رعایت کرد گرگ بودن را هرچند نامرد بود...

2

این مطلب را پسند کرده اند.

Sam

بوی باران بوی سبزه بوی خاک
شاخه های شسته باران خورده پاک
آسمان آبی و ابر سپید
برگهای سبز بید
عطر نرگس رقص باد
نغمه شوق پرستو های شاد
خلوت گرم کبوترهای مست
نرم نرمک می رسد اینک بهار
خوش به حال روزگار
خوش به حال چشمه ها و دشت ها
خوش به حال دانه ها و سبزه ها
خوش به حال غنچه های نیمه باز
خوش به حال دختر میخک که می خندد به ناز
خوش به حال جام لبریز از شراب
خوش به حال آفتاب
ای دل من گرچه در این روزگار
جامه رنگین نمی پوشی به کام
باده رنگین نمی نوشی ز جام
نقل و سبزه در میان سفره نیست
جامت از آن می که می باید تهی است
ای دریغ از تو اگر چون گل نرقصی با نسیم
ای دریغ از من اگر مستم نسازد آفتاب
ای دریغ از ما اگر کامی نگیریم از بهار
گر نکویی شیشه غم را به سنگ
هفت رنگش میشود هفتاد رنگ


4

این مطلب را پسند کرده اند.

Sam

هرچه گشتیم ؛
در این نبود اهل دلی
که بداند غم و ما ...

�

3

این مطلب را پسند کرده اند.

Sam

از قضا روزی اگر حاکم این شهر شدم،
خون صد شیخ به یک مست فدا خواهم کرد،
وسط کعبه دو میخوانه بنا خواهم کرد،
ترک سجاده و تسبیح و َردا خواهم کرد

1

این مطلب را پسند کرده اند.

Sam

-به یکی میگن با ارّه برقی 100 تا درخت قطع کن ، 96 تا قطع میکنه خسته میشه. بهش میگن پاشو روشنش کن 4 تا دیگه بیشتر نمونده ، میگه مگه روشنم میشه...

1

این مطلب را پسند کرده اند.

Sam

بنام خدای بهار آفرین / بهار آفرین را هزار آفرین
به جمشید و آیین پاکش درود / که نوروز از او مانده در یادبود
نوروز مبارک

2

این مطلب را پسند کرده اند.

Sam

ﺩﺭ ﻗﻄﺐ ﺷﻤﺎﻝ ﮔﺮﮒ ﻫﺎ ﺭﺍ اینگونه ﺷﮑﺎﺭ می کنند:
ﺭﻭﯼ ﺗﯿﻐﻪ ﺍﯼ برنده مقداری ﺧﻮﻥ می ریزند
ﻭ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻗﺎﻟﺐ ﯾﺨﯽ ﻗﺮﺍﺭ داده ﻭﺩﺭ ﻃﺒﯿﻌﺖ ﺭﻫﺎ می کنند.
ﮔﺮﮒ ﺁﻥ ﺭﺍ می بیند، یخ را به طمع ﺧﻮﻥ ﻟﯿﺲ ﻣﯿﺰﻧﺪ.
ﯾﺦ روی تیغه کم کم ﺁﺏ می شود ﻭ ﺗﯿﻐﻪ ی تیز،
ﺯﺑﺎﻥ سرد و بی حس شده ی ﮔﺮﮒ ﺭﺍ می بُرد.
ﮔﺮﮒ ﺧﻮﻥ ﺑﯿﺸﺘﺮﯼ می بیند ﻭ به ﺗﺼﻮﺭ و خیال این
که ﺷﮑﺎﺭ و طعمه ﺧﻮﺑﯽ پیدا کرده ﺑﯿﺸﺘﺮ ﻟﯿﺲ می زند؛
 اما نمی داند یا نمی خواهد بداند که با آن حرص وصف
ناشدنی و شهوت سیری ناپذیر، دارد ﺧﻮﻥ ﺧﻮﺩش ﺭﺍ می خورد!
ﺁﻥ ﻗﺪﺭ ﺍﺯ آن ﮔﺮﮒ زبان بسته ﺧﻮﻥ می رود تا به دست خودش کشته می شود
.. نه گلوله ای شلیک می شود، و نه حتی نیزه ای پرتاب!
اما گرگ با همه غرورش سرنگون میشود’!
شکست ها و نگرانی هایت را رها کن،
خاطراتت را،
نمیگویم دور بریز،اما قاب نکن به دیوار دلت…
در جاده ی زندگی، نگاهت که به عقب باشد،
زمین میخوری…
زخم بر میداری…
و درد میکشی…
نه از بی مهری کسی دلگیر شو … نه به محبت کسی بیش از حد دلگرم…
به خاطر آنچه که از تو گرفته شده، دلسرد مباش، تو چه میدانی؟
شاید … روزی … ساعتی … آرزوی نداشتنش را میکردی…
تنها اعتماد کن و خود را به او بسپار …
هیچ کس آنقدر قوی نیست که ساعت ها بر عکس نفس بکشد …
در آینده لبخند بزن…
این همان جایی است که باید باشی!
هیج کس تو نخواهد شد
 آرامش سهم توست …
.
.
.

2

این مطلب را پسند کرده اند.

Sam

شیرها ادعا میکنند سلطان جنگلند!
ببر را قوی ترین حیوان دنیا میدانند!
اما خنده ام میگیرد وقتی میبینم به دستور یک انســـان در سیرک بالا و پایین میپرند!
ولی گرگ رام نمیشود!
برای کسی عوض نمیشود و ...
همه میدانند بازی کردن با گرگ حکمش مرگ است

2

این مطلب را پسند کرده اند.

Sam

بسلامتي سربازي كه وقتي از سربازي برگشت ديد عشقش داره ازدواج ميكنه
بسلامتي رمز شب
بسلامتي گروهان خسته از خط برگشته
بسلامتي گردان سوخته از داغ رفيق
بسلامتي همه سربازاي اين مرز و بوم كه ٢سال از جوونيشون پاي گشت و برجك و تير و اسلحه ميره تا كه ماها راحت باشيم
بسلامتي خودت كه تا اخر خوندي اين متن و، اخريشم بزنيم بسلامتي حاجي فيروز كه تو اين روزا حسابي با روي سياه داره قر ميده تا شب رو سفيد خونه بره...

3

این مطلب را پسند کرده اند.

دوستان

همه »

دوست شده ام

گروه‌ها

(5گروه)

آخرین بازدیدکنندگان

(4489دفعه)
ابتدا وارد سایت شوید .

دعوتنامه

Sam کسی رابه جامعه مجازی فیسکوب ایرانیان معرفی نکرده است.