فیسکوب ایرانیان - Maxwel - سعید  
سلام دوست عزيز،
به شبکه اجتماعي فیسکوب ایرانیان خوش آمديد. براي استفاده از تمام امکانات شبکه ، شما بايد عضو اين سايت باشيد.
عضويت در شبکه اجتماعي فیسکوب ایرانیان رايگان است و هميشه هم رايگان خواهد ماند!
براي عضويت بر روي اين [لينک] کليک کنيد.


سعید
مدت زمان عضویت: 7 روز و 20 ساعت و 4 دقيقه قبل
با تو حکایتی دگر این دل ما به سر کند.. [درباره]
زندگی قصه ی تلخیست که از آغازش از بسکه آزرده... [علاقه]

52
نام کاربری: Maxwel
نام واقعی: سعید

ناهید(خانم معلم ) 
ناهید(خانم معلم )

به راستی که چه در مانده اند


آنها که چشم تنگشان را به پنجره های روشن و آفتابگیر کلبه های کوچک دیگران دوخته اند...

و چقدر خوب است که ما (تو و من)
هرگز خوشبختی را در خانه همسایه جستجو نکرده ایم.

عشق یعنی با خدا تنها شدن

203

این مطلب را پسند کرده اند.

16

این مطلب را داغ کرده اند.
سعید 
سعید

اجازه ندهیم
یک رابطه که عمرش تمام شده هی کش پیدا کند
تا جایی که همهء خاطرات خوبش را هم با خودش ببرد
ما فقط بلد شدیم سخت عاشق شویم یاد گرفتیم فقط عشق بورزیم
یادمان ندادند عاشق چه جور"آدمی" شویم.
آغوش باز کردیم و چشم باز نکردیم، دلمان لرزید دستمان و نگاهمان، حواسمان پرت یار شد، جاده را گم کردیم.
کداممان وقتی فهمید
معشوق از جنس دیگری است، برگشت توی جاده خودش؟
کداممان به وقتش رشته را پاره کردیم؟ زندگی کوفتمان شد.
خوشی به کاممان ماسید ولی بیرون رفتن از رابطه را یاد نگرفتیم.
تا ته داستان را از حفظیم، از تلخی ماجرا خبر داریم ولی می زنیم به دل قصه تا ذوب شویم که تا آخر آخرش را بازی کرده باشیم
غافل از اینکه ته قصه،
گاهی فقط حسرت منتظر ماست...

1

این مطلب را پسند کرده اند.
سعید 
سعید

بعضی ها چهره شان خیلی معمولیست
اما آنچه در قسمت چپ سینه شان میتپد دل نیست، اقیانوس محبت است.

بعضیها تن صدایشان خیلی معمولیست ، اما سخن که میگویند در جادوی کلامشان غرق میشوی

بعضیها قد و قامتشان معمولیست اما حضورشان طپش قلب می آورد
بعضیها خیلی معمولی هستند
اما همین معمولی بودنشان از آنها جذابیتی منحصر به فرد میسازد.

اینها خاص ترین معمولی ها هستند که تا ابد در دلها جاودانه میشوند. و فراموش کردنشان محال است...محال...

1

این مطلب را پسند کرده اند.
سعید 
سعید

گاهی وقتا فراموش کن کجایی،
به کجا رسیدی و به کجا نرسیدی،
گاهی وقتا فقط زندگی کن...
یاد قولهایی که به خودت دادی نباش،
یه وقتایی شرمنده خودت نباش،
تقصیر تو نیست
تو تلاشتو کردی اما نشد...
یه وقتایی جواب خودتو نده
هر كى پرسید: چرا اینجای زندگی گیر کردی لبخند بزن و بگو کم نذاشتم اما… نشد
یه وقتایی فقط از زنده بودنت لذت ببر...
از بودن کنار کسانی که دوستشان داری و دوستت دارن...
از طلوع خورشید از صدای آواز قناری ها...
از باد...باران از همه لذت ببر...

2

این مطلب را پسند کرده اند.
سعید 
سعید

برای نبودن که . . . 
همیشه لازم نیستــــــــــ راه دوری رفته باشی 
میتوانی همین جا 
پشت تمـــــــــام ِ بغضهایت ، 
گم شده باشی 
این روزها خوبم ، کار میکنم ، شعر میخوانم قصه می نویسم
و گـــــــــــاهی دلم که برایتــــــــــــ . . . تنگ میشود
تمام خیابانها را ،
 با یادتـــــــــــ . . . پیاده میروم .

نسیم 
نسیم

نفس كشيدن اگر نشان زندگى است،

به دوستانم خبر برسان: زنده ام، ملالى نيست..!!

2

این مطلب را پسند کرده اند.
سعید 
سعید

ﮔـــﻠﻪ ﺩﺍﺭﻡ ...
ﺍﺯﮐﻪ,ﻧﻤـــــﯿﺪﺍﻧﻢ ....
ﺍﺯﭼﻪ,ﻧﻤـــــــــﯿﺪﺍﻧﻢ .....ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺯﻫـــﺎ ﺩﺭﺩﯼ ﺑﺮ ﻣﻦ ﺳﻨﮕـــﯿﻨﯽ ﻣﯿﮑﻨﺪ،ﮐــــﻪ ﻧﻤــﯿﺪﺍﻧﻢ ﺩﻟــﯿﻠــﺶ ﮐﯿﺴﺖ,ﭼﯿﺴﺖ ...
ﺑﯽ ﺣـــﺲ ﺷﺪﻩ ﺍﻡ ...ﺧــﺴﺘﻪ ﺍﻡ ...ﺍﺯ ﺗﻤـــــﺎﻡ ﺟﻬـــﺎﻥ ....ﺩﻟـــــــــﻢ ﺍﻃﻤﯿﻨﺎﻥ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﺪ،
و اندکی ارامش..!

4

این مطلب را پسند کرده اند.

1

این مطلب را داغ کرده اند.
سعید 
سعید

يه شبايى تو زندگى هست كه
وقتى دفتر خاطرات زندگيتو ورق ميزنى به چيزايى ميرسى كه نميدونى تقديرت بوده يا تقصيرت...
به ادمايى ميرسى كه نميدونى دردن يا همدرد...
به لحظه هايى ميرسى كه هضمش واسه دل كوچيكت سخته و به دردايى ميرسى كه براى سن و سالت بزرگه...
به ارزوهايى كه توهم شد...
روياهايى كه گذشت....
به چيزايى كه حقت بود اما شد توقع...
و زخمهايى كه با نمك روزگار اغشته شد.....
و احساسى كه ديگران اشتباه مى نامند...
و دست آخر دنيايى كه بهت پشت كرده......
وبازهم انتهاى دفتر خودت ميمانى....
و زخمهايى كه روزگار پشت هم ميزند...
و سكوت هم دواى دردش نيست...
كاش دنيا مهربان تر بودى...

4

این مطلب را پسند کرده اند.

1

این مطلب را داغ کرده اند.

دعوتنامه

سعید کسی رابه جامعه مجازی فیسکوب ایرانیان معرفی نکرده است.